X
تبلیغات
مرکز پیش دبستانی دارا و سارا

مرکز پیش دبستانی دارا و سارا

ارائه دهنده مطالب علمی و آموزشی درباره پیش دبستانی
بازی ، بخشی مهم از زندگی کودکان

بازی ، بخشی مهم از زندگی کودکان

بازی بخشی مهم از زندگی کودکان را تشکیل می‌دهد . آن‌ها از طریق بازی سرگرم می‌شوند ، یاد می‌گیرند ، رشد می‌کنند ، رفتارهای جدید می‌آموزند و فرصت شناخت دنیای پیرامونشان را کسب می‌کنند. بازی ، هم‌چنین مهم‌ترین راه برای بیان احساسات و عواطف کودکان است ؛ آن‌ها به وسیله‌ی بازی کردن با اطرافیان خود ارتباط برقرار می‌کنند . بسیاری از بازی‌هایی که کودکان در طول رشد خود انجام می‌دهند ، تاثیر زیادی بر تجارب بزرگسالی آن‌ها دارد . بازی خوب می‌تواند شخصیت کودک را بسازد و روح انسان دوستی ، مشارکت و همکاری در او به وجود آورد . از این رو والدین و مربیان می‌توانند وسایل و ابزارهای مختلفی در اختیار کودک قرار دهند که نه تنها کودکان با آن‌ها سرگرم شوند، بلکه مفاهیم و ارزش‌های بسیاری از آن‌ها بیاموزند . به بیان دیگر ، بازی و اسباب‌بازی می‌تواند رابطه‌ای بین کودک و فرهنگ جامعه‌اش برقرار کند و موجب آماده سازی جسمی ، فکری و عاطفی او برای ورود به دنیای بزرگسالان باشد .



فواید بازی
بازی یکی از عوامل موثر در رشد کودکان است . کودکان از طریق بازی‌های گوناگونی که انجام می‌دهند، مهارت‌های بی‌شماری کسب می‌کنند . بازی ،استعدادها ، توانایی‌ها و قابلیت‌های کودکان را پرورش می‌دهد و موجب تقویت ذهن ، جسم و روان آنان می‌شود . کودکان خردسال با استفاده از روش کوشش – خطا و تجربه‌ای که در حین بازی به دست می‌آورند ، سعی می‌کنند قوانین و پدیده‌های اطرافشان را بشناسند و روش‌های تسلط بر آن‌ها را بیازمایند . به طور کلی ، برای معرفی فواید بازی برای کودکان ، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد : (مهجور ،‌1370)
● بازی ، موجب رشد و پیشرفت مهارت‌های گوناگون کودکان می‌شود .
● بازی ، فرصت‌های زیادی برای یادگیری کودکان فراهم می‌آورد .
● کودک از طریق بازی انرژی درونی خود را تخلیه می‌کند .
● بازی ، راهی برای غلبه بر احساسات و هیجانات شدید عاطفی است .
● بازی ، موجب رشد سالم و سلامت روانی کودک می‌شود .
● بازی ، امکانی برای کشف پدیده‌های ناشناخته توسط کودک را فراهم می‌آورد .
● کودک از طریق بازی بسیاری از مفاهیم گوناگون را می‌آموزد .
● بازی ، موجب پرورش زبان و مهارت‌های کلامی کودکان می‌شود .
● کودکان از طریق بازی با ارزش‌های اخلاقی آشنا می‌شوند .
● کودکان نظم و قانون حاکم بر زندگی اجتماعی را از طریق بازی یاد می‌گیرند .
● بازی روح سازگاری ، تفاهم و همدلی را در کودکان رشد و پرورش می‌دهد .





بازی برای کودکان عین زندگی است . کودکان می‌توانند از طریق بازی با اسباب‌بازی‌هایشان ، تجسمی از زندگی واقعی در ذهن خود بسازند . هدف بازی نه تنها باید شاد کردن کودکان باشد ، بلکه باید فعالیت‌های مختلف که با اسباب‌بازی‌های خود انجام می‌دهند ، اعتماد به نفس لازم برای روبه‌رو شدن با شرایط و موقعیت‌های آینده را به دست می‌آورند .آن‌ها از طریق بازی با انواع جورچین‌ها ، مکعب‌ها ، مهره‌ها و سر هم کردنی‌ها ، مهارت‌های حرکتی دست‌ها ، هماهنگی بین چشم و دست و قدرت تفکر خود را پرورش می‌دهند . زمانی که در حیاط با توپ بازی می‌کنند ، واگن‌های خود ساخته‌شان را می‌کشند تاب می‌خورند ، الاکلنگ و سرسره سوار می‌شوند و طناب‌بازی می‌کنند ، قدرت عضلات دست و پایشان را تقویت می‌کنند . آن‌ها از طریق بازی با عروسک‌ها ، ماشین‌ها ، قطارها ، هواپیماها ، وسایل خانگی کوچک و ...نقش‌های مختلف زندگی را فرا می‌گیرند و تصویری از وظایف افراد مختلف جامعه را در ذهن خود می‌پرورانند . والدین و مربیان باید بدانند که علاقه و اشتیاق کودکان به بازی ، نشانه‌ی سلامت عقل و کنجکاوی آن‌هاست . کودکی که بازی ، بخشی از زندگی روزانه‌ی او را تشکیل می‌دهد ، نسبت به کودک گوشه‌گیر و منزوی ، از اخلاق و رفتار فردی – اجتماعی مناسب‌تری برخوردار است .

 



مراحل مختلف رشد و بازی در کودکان
برای پرورش مهارت‌ها و توانایی‌های گوناگون کودکان و انتخاب نوع بازی‌های مورد نیاز آنان باید به ویژگی‌های رشد آن‌ها توجه کرد . بدیهی است که با شناخت این خصوصیات می‌توان بازی‌هایی برای کودکان طراحی کرد تا تاثیر بیش‌تری بر تقویت جسم و ذهن آن‌ها داشته باشد . در این جا به بررسی مراحل رشد کودک و انواع بازی‌های متناسب با سن آن‌ها می‌پردازیم : (Sheridan , 1999)

الف) از تولد تا 12 ماهگی
مادر ، پدر و اطرافیان نزدیک کودک می‌توانند به هنگام رفع نیازهای اولیه ی کودک ، با استفاده از روش‌های گوناگونی که به کار می‌برند ، توجه و حواس پنجگانه‌ی او را تحریک کنند . پاسخ‌هایی که کودک به رفتارهای نزدیکانشان می‌دهد ، دلیلی بر لذت بردن ، شادی و نشاط اوست . او از همان ماه‌های نخستین تولد خود ، دوست دارد بازی کند . هنگامی که شیر می‌خورد ، کمی مکث می‌کند ، به اطراف نگاه می‌کند و اگر عاملی موجب تحریک او شود ، مشغول بازیگوشی می‌شود . او به تدریج می‌آموزد که هنگام مشاهده‌ی اطرافیانش می‌تواند چیزهای زیادی یاد بگیرد .
نوزاد در 6 هفتگی ، از طریق گوش دادن ، مشاهده‌ کردن و حرکات بدنی‌اش به رفتارهای والدین و اطرافیان خود توجه می‌کند و نسبت به چهره‌های آشنا عکس‌العمل نشان می‌دهد . او خیلی زود یاد می‌گیرد که چگونه با عکس‌العمل‌های خود ، اطرافیانش را نسبت به نیازها و خواست‌هایش آگاه کند . به تدریج که بزرگ‌تر می‌شود و حواس او رشد می‌یابند ، یاد می‌گیرد که چگونه با حرکت دادن دست‌ها و باز و بسته کردن آن‌ها می‌تواند اشیا را در دست نگه دارد .
اغلب نوزادان در 12 هفتگی قادرند بین حرکات چشم و دستشان ارتباط برقرار کنند . اگر کودک را به پشت روی زمین بخوابانید ، او می‌تواند دست‌هایش را بالای سرش نگه دارد و با انگشتانش بازی کند و هم‌چنین اگر روی سینه بخوابد قادر است سرش را بالا نگه دارد و دست‌هایش را به دو طرف باز کند . در این حالت اگر اسباب بازی کوچکی در اختیار او قرار دهید ، قادر است آن را در دست نگه دارد ، هم‌چنین زمانی که کودک را در آغوش بگیرید و جغجغه‌ای سبک به دست او بدهید ، قادر است با تکان دادن آن صدایش را در آورد ، اما هنوز نمی‌تواند ارتباطی بین حرکت دستش و صدا برقرار کند . نوزاد در 14 هفتگی ، قادر است اسباب‌بازی را در دستش نگه دارد و با دقت به آن نگاه کند .
نوزاد در حدود 20-18 هفتگی ، می‌تواند خودش را به سمت اسباب‌بازی بکشاند ، آن را در دست بگیرد و به آن خیره شود . در این مرحله‌ی سنی او می‌تواند جغجغه‌اش را تکان دهد و به طرف دهانش ببرد . او به راحتی اسباب‌بازی‌ را بین دو دستش نگه می‌دارد و با جا‌به‌جا کردن آن در میان انگشتانش سعی می‌کند ماهیچه‌های دستش را قوی کند . هم‌چنین می‌تواند با باز و بسته کردن دست‌هایش اسباب‌بازی را رها کند و اگر دوباره آن را به دستش بدهید ، دوباره آن را بگیرد .
اگر کودک را در این مرحله‌ی سنی به پشت بخوابانید ، به راحتی پایش را در دست می‌گیرد و آن را به دهان می‌برد . به عبارت دیگر ، بین حرکت پا و چشمش ارتباط برقرار می‌کند .
کودک 6 ماهه کنترل بیشتری بر حرکات بدن خود به دست آورده است و می‌تواند به طور هدفمند بازوها و دست‌هایش را برای گرفتن اشیا دراز کند . اگر هنگام بازی عروسک او از دستش بیفتد و از محدوده‌ی دیدش دور شود ، از نظر او دیگر عروسک وجود ندارد . در حدود 7-6 ماهگی کودک می‌نشیند و می‌تواند در محدوده‌ی اطراف خودش به دنبال اجسام بگردد . هم‌چنین توجه زیادی به اشیای ریز می‌کند و می‌تواند با انگشت اشاره‌اش آن‌ها را نشان دهد . زمانی که کودک شش ماهه توپی را هل می‌دهد و متوجه چرخش آن می‌شود ، در حقیقت لذتی از این کار خود می‌برد که او را تشویق به تکرار عملش می‌کند . به تدریج که قدرت و توانایی کودک رشد می‌یابد ، مهارت‌های حرکتی دیگر خود را از طریق بازی‌هایی که انجام می‌دهد ، تقویت می‌کند . این بار او توپ را هل می‌دهد ، به دنبال آن سینه خیز می‌رود و دوباره آن را به دست می‌آورد . زمانی که به نه ماهگی می‌رسد ، هنوز هم محدودیت‌های حرکتی او مانع از فعالیت‌های بیش‌ترش می‌شود . او باز هم باید تلاش کند تا اشیای پیرامونش را به طریقی به دست آورد ، با آن‌ها بازی کند و خصوصیات هر یک را بسنجد . او یاد می‌گیرد که توپ می‌چرخد . در این مرحله ، جغجغه صدا تولید می‌کند و فرفره می‌چرخد . در این مرحله ، اگر اسباب‌بازی‌اش را زیر پارچه‌ای پنهان کنید ، با بلند کردن پارچه ، آن را پیدا می‌کند .


کودک در 12 ماهگی ، قادر است دستش را به اطراف (مبل ، صندلی ، میز ، دیوار و ...) بگیرد و با فشار بر زانوها و پاهای خود بایستد . او به صحبت‌های اطرافیانش خوب گوش می‌دهد و آن‌چه را که از او می‌خواهند ، انجام می‌دهد . اگر مداد شمعی کلفتی به دست او بدهید می‌تواند با گرفتن انتهای آن خطی بر روی کاغذ بکشد . در حدود 12 ماهگی ماهیچه‌ها و عضلات کودک قدری قوی‌تر شده است و می‌تواند با پا به توپ ضربه‌ای بزند و با سرعت بیش‌تری به دنبال وسایل و اسباب‌بازی‌ها برود .
کودک در 18-12 ماهگی با دقت بیش‌تری به جزییات توجه می‌کند و کنترل و تسلط بیشتری بر ماهیچه‌ها و حرکات آن‌ها دارد . کودک 5/1 ساله می‌تواند با تکرار کارها و فعالیت‌های اطرافیانش اعمال آن‌ها را تقلید کند . علاقه‌ی شدید کودک به کشف پدیده‌های جدید ، دست‌کاری اسباب‌بازی‌ها و افزایش حرکات بدنی ، موجب رشد حواس پنجگانه‌ی او می‌شود . در 14 ماهگی از تماشای عکس‌های کتاب‌ها لذت می‌برد . در 14 ماهگی از گذاشتن عروسک‌ها و اسباب‌بازی‌هایش درون یک سطل یا جعبه لذت می‌برد . در 16 ماهگی با کارکرد برخی از اشیا آشنا شده است و می‌تواند آن‌ها را به کار گیرد . برای مثال، اگر به دست او شانه یا برس دهید ، موهایش را شانه می‌کند و اگر به دست او قاشق دهید ، آن را به دهانش می‌برد .
در 24-18 ماهگی ، کودک از کشیدن و هل دادن چرخ دستی ، ماشین ، کالسکه‌ی عروسکی یا حتی جعبه‌ای چرخدار بسیار لذت می‌برد . اگر او را روی سه چرخه‌ی پای کوچکی بگذارید ، می‌تواند با فشار دادن پاهایش به زمین به خوبی حرکت کند . کودک در این مرحله‌ی سنی دوست دارد بازی خاصی را چندین باز تکرار کند . برای مثال ، با گذاشتن مکعب‌ها بر روی یکدیگر ، ریختن آن‌ها و چیدن مجدد آن‌ها ، مدت‌ها سرگرم می‌شود ، یا از مرتب کردن پازل‌های درشت (5 تکه‌ای) خیلی لذت می‌برد . او ممکن است چندین بار آن را خراب و درست کند و از این کار خود خسته نشود . اگر مداد کلفت یا مداد شمعی به دست او بدهید ، قادر است با گرفتن آن در بین انگشتان سبابه و شست خود بر روی کاغذ خطی بکشد .در 18 ماهگی می‌تواند به‌طور نمادین با اطرافیانش ارتباط برقرار کند و خواست‌های خود را به آن‌ها بفهماند . والدین نیز می‌توانند از طریق کلمات و نشانه‌های قراردادی خود با کودکشان رابطه برقرار کنند . او می‌تواند با تکان دادن لیوانش (حتی لیوان خالی‌اش) به مادر یا پدرش بفهماند که تشنه است و آب می‌خواهد و پس از چند ثانیه به آب برسد . بزرگسالان نیز با استفاده از بازی‌هایی که با کودک انجام می‌دهند ، می‌توانند آموزش‌های خود را شروع کنند . برای مثال ، زمانی که مادر کودک را تاب می‌دهد ، او نیز شروع به پاسخ دادن به رفتارهای مادرش می‌کند . اگر تاب دادن خیلی با شدت صورت گیرد ، کودک گریه را سرخواهد داد و از این طریق به مادرش می‌فهماند که آهسته‌تر تاب بدهد . کودک هنگام تعاملات خود با اطرافیان پی به نکات جدیدی می‌برد . برای مثال ، در بازی دالی موشک ، کودک یاد می‌گیرد که اشیا و افراد دور و برش چند لحظه‌ای مخفی می‌شوند و سپس دوباره ظاهر می‌گردند . در 19 ماهگی می‌توانند به صورت چهار دست و پا از پله‌ها بالا برود .

 


در 20 ماهگی از اسباب‌بازی‌هایی که صدا دار ، رنگی و قابل جابه‌جا کردن‌اند ، لذت می‌برد . هم‌چنین کودک از 18 ماهگی به بعد شروع به تولید صداهایی از دهان خود می‌کند . این صداها به صورت هدفمند و هم‌آوا با کلمه‌ی اصلی ادا می‌شوند . برای مثال : ماما (مامان) ، تو (توپ) ، دَ (دست) و ...
او در عین حال که بسیاری از گفته‌های سایرین را می‌فهمد ، ولی به دلیل عدم رشد کافی اندام‌های گویایی هنوز قادر به بیان کلمات و واژگان نیست .
در حدود 21 ماهگی سعی می‌کند جمله‌های دو کلمه‌ای بگوید ، مثل: بابارَ (بابا رفت) ، ماما کو(مامان کجاست) و ...
در این مرحله‌ی سنی کودک از انجام بازی‌های تقلیدی لذت می‌برد و دوست دارد کارهای دیگران را تکرار کند . برای مثال ، هنگامی که پدر با تلفن صحبت می‌کند ، او هم با تلفن اسباب‌بازی‌اش صحبت می‌کند ، یا به عروسکش شیر می‌دهد .


کودک در 2 سالگی از تولید صداهای ساده‌ی کودکانه بسیار لذت می‌برد . اگر طبلی در اختیار او قرار دهید ، دوست دارد با ضربه زدن به روی آن ، تولید صدا کند یا اگر شیپوری به دست او بدهید ، دوست دارد با دمیدن در آن صدایش را در آورد .
کودک 2ساله از شنیدن داستان‌های کوتاه و ماجراهای ساده لذت می‌برد و دوست دارد کتاب‌های عکس‌دار را ورق بزند و تصویرهای آن را تماشا کند . این علاقه به کتاب‌های تصویری ، کلمات و جملات برای رشد کلامی کودک بسیار با ارزش است و به او کمک می‌کند تا با درک و فهم بیش‌تری به گفتار اطرافیانش توجه کند .


کودک هم‌چنین در سال دوم زندگی‌اش آگاهی بیشتری نسبت به توانایی‌ها و عملکرد‌های خود کسب کرده است و می‌تواند فنجان کوچک خود را در دست بگیرد و قاشق را به دهانش ببرد .
کودکان 3-2 ساله ، از انجام انواع بازی‌های گوناگون لذت می‌برند . آنان با پرورش توانایی‌‌های مختلف خود در صدد کنترل اندام‌ها و تسلط بر محیط و پدیده‌هایش بر می‌آیند . سه چرخه‌های کوچک پدال دار ، ضربه زدن به توپ با پا ، بالا رفتن از پله‌ها ، میز و صندلی را به راحتی انجام می‌دهند . دویدن و پریدن از فعالیت‌های جسمانی مورد علاقه‌ی آن‌هاست . بازی‌های ساختنی و سرهم کردنی را با مهارت بیش‌تری انجام می‌دهند . می‌توانند با گذاشتن 6 یا 7 مکعب بر روی هم برجی بسازند . این کارها همگی موجب تقویت مهارت‌های عضله‌های آن‌ها می‌شود . زمانی که مداد شمعی به دست می‌گیرند ، آن را بین دو انگشت شست و سبابه‌‌ی خود قرار می‌دهند . رنگ‌ها و اشکال گوناگون را به خوبی تشخیص می‌دهند و اگر اسم رنگ‌ها یا اشکال را با آن‌ها تمرین کنند ، می‌توانند آن‌ها را شناسایی کنند . نخ کردن مهره‌های درشت را نیز دوست دارند ، این کار موجب تقویت ماهیچه‌های کوچک دست‌هایشان می‌شود .
کودک 5/2 ساله از کشیدن برس آب رنگ بر روی کاغذی بزرگ لذت می‌برد . او می‌تواند با ترکیب کردن رنگ‌های گوناگون ، رنگ‌های جدیدی بسازد .
از این مرحله‌ی سنی به بعد است که کودک سعی می‌کند با پرسیدن سوال‌های بی‌شمار و متنوع درباره‌ی پدیده‌های اطرافش ، اطلاعاتی کسب کند ، قدرت تجسم و خلاقه‌ی او نیز به تدریج قوی‌تر می‌شود و می‌تواند با انجام بازی‌های نمایشی گوناگون نقش‌های زیادی بازی کند .


از آن‌جا که کودک 3 ساله هنوز ناتوان از خواندن است ، از مشاهده‌ی عکس‌های کتاب ، مجله‌ها و روزنامه‌ها لذت می‌برد . از تکرار کارها و فعالیت‌های اطرافیانش خوشش می‌آید . دوست دارد ظرف بشوید، اتاق جارو کند ، غذا بپزد و ... از این طریق کودک یاد می‌گیرد که دنیا را از دید آنان نگاه کند .
کودکان 5-4 ساله از رشد جسمانی بسیار خوبی برخوردارند . آنان در طی سال چهارم زندگی‌شان شیوه‌های گوناگون اجتماعی شدن را یاد می‌گیرند . بازی‌های گروهی ، بازی در محیط باز و بازی در زمین بازی را بسیار دوست دارند . شخصیت آن‌ها روز به روز پیچیده‌تر می‌شود و نیاز به صحبت کردن ، برنامه‌ریزی ، همکاری و تبعیت از قوانین در آن‌ها شکل می‌گیرد .
کودک چهار ساله می‌تواند بر روی یک خط ، با حفظ تعادلش راه برود . او اکنون با مهارت و تسلط بیش‌تری می‌دود . پلکان را یکی یکی به حالت ایستاده و روان بالا می‌رود . پریدن از فاصله‌ی کوتاه را دوست دارد . به راحتی سه چرخه را پا می‌زند و در گوشه‌ها دور می‌زند . بازی‌های خیالی از مورد علاقه‌ترین بازی‌های این دوره‌ی سنی‌اند . از این که مدت‌ها نقش یک قهرمان و یک ماجراجو را بازی کند ، بسیار لذت می‌برد .
در انجام بازی‌های ساختنی تبحر و مهارت زیادی یافته است ، قیچی را به راحتی به دست می‌گیرد ، قطعه‌های پازل‌های ریز را با حوصله کنار هم می‌گذارد و می‌تواند با سرهم کردن آجرهای خانه سازی (لگو) خانه‌ای کوچک برای بازی بسازد . خمیر بازی و بازی با گل رس را دوست دارد و می‌تواند اشکال ساده‌ای بسازد .


از شنیدن ماجراها و داستان‌های کودکانه لذت می‌برد و با دقت بیش‌تری موضوع داستان را دنبال می‌کند. نقاشی و رنگ‌آمیزی ، بخشی از سرگرمی‌های روزانه‌ی اوست . از نواختن سازهای کودکانه خوشش می‌آید و می‌تواند شعرهای ساده را حفظ کند .
مهارت‌های کلامی این گروه از کودکان بسیار رشد یافته است و می‌توانند با تسلط بر موضوع ، داستان و ماجرایی را تعریف کنند . آن‌ها از شنیدن معما ، لطیفه ، ضرب‌المثل و حکایت لذت می‌برند . هنگام انجام بازی‌های گروهی دوست دارند هر یک نقش خاص را به عهده بگیرند . از کنجکاوی ، کشف و یافتن پاسخ‌های علمی ساده نیز بسیار خوشحال می‌شوند .
کودکان 7-6 ساله ، هر روز ارتباط بیش‌تری با یکدیگر برقرار می‌کنند و از بازی‌های خیالی (مامان بازی، معلم بازی ، فروشگاه بازی و ...) و پذیرش نقش‌های گوناگون لذت می‌برند . از انجام بازی‌های گروهی (گرگم به هوا ، قایم باشک ، وسطی و ...) استقبال می‌کنند ، ولی هنوز علاقه‌ای به مسابقه‌های ورزشی ندارند ، زیرا تحمل شکست و باخت را هنوز در خود حس نمی‌کنند . در این گروه سنی از کودکان ، دخترها و پسرها علاقه‌ي زیادی به بازی‌های مشترک هر دو جنس دارند و برایشان تفاوت نمی‌کند که هم بازی آن‌ها پسر است یا دختر .


نقاشی‌های آن‌ها از زیبایی و ظرافت بیش‌تری برخوردار شده است و می‌توانند درباره‌ی آن چه کشیده‌اند ، صحبت کنند . از گفتن و شنیدن حکایت‌های ساده و ماجراهای روزانه لذت می‌برند و دوست دارند با تکرار و شنیدن یک داستان آن را کاملا بفهمند .
طناب‌بازی ، سرسره بازی ، تاب‌ بازی ، بازی با الاکلنگ ، بالا رفتن از نردبان طنابی و ... را با تسلط و مهارت بیش‌تری انجام می‌دهند . از اکتشافات و یافتن رازهای طبیعت بسیار لذت می‌برند و دوست دارند آزمایش‌های ساده‌ی اجسام را انجام دهند . از موسیقی و نواختن آهنگ‌های ساده‌ی کودکانه لذت می‌برند.
توانایی یادگیری کودک خردسال و پیش دبستانی بیش‌تر و سریع‌تر از سال‌های دیگر زندگی اوست . اگر بتوان محیطی سرشار از سرگرمی‌های متنوع و محرک‌های لازم برای کودک فراهم کرد ، می‌توان او را با موضوع‌های جالبی نیز آشنا ساخت . در این خصوص نقش والدین و مربیان کودک در ایجاد فرصت‌های یادگیری انگیزه ، راهنمایی و هدایت کودک برای فراگیری مهارت‌های جدید و انجام بازی‌های خلاق بسیار مهم و اساسی است .


انواع بازی‌های کودکان
بازی ، وسیله‌ای ارتباطی برای کودک است . کودک از طریق بازی نقاط ضعف و قوت خود را می‌شناسد ، شیوه‌ی تعامل با همسن و سالانش را یاد می‌گیرد ، روش‌های سرپیچی یا اطاعت از قوانین را تمرین می‌کند و احساسات و عواطف گوناگون را می‌آزماید . انواع بازی‌های کودکان عبارت‌اند از : (همان منبع)

 



● بازی‌هاس پر جنب و جوش
این گروه از بازی‌ها موجب رشد حرکتی – جسمانی کودکان می‌شود . آن‌ها در حین انجام این بازی‌ها از سر ، بدن ، دست و پای خود استفاده می‌کنند ، می‌ایستند ، می‌دوند ، از پلکان یا طناب بالا می‌روند ، به توپ ضربه می‌زنند ، توپ را می‌گیرند و ... این بازی‌ها هم‌چنین برای پرورش هماهنگی بین اندام‌های مختلف بدن بسیار مفیدند .

 



● بازی‌های اکتشافی
این‌گونه بازی‌ها به طور معمول از سنین 3 ماهگی با بازی با انگشتان آغاز می‌شود و برای هماهنگی بین چشم و فعالیت‌های دستی بسیار سودمندند . از آن‌جا که کودک دوست دارد اشیای اطرافش را در دست بگیرد و آن‌ها را مدتی در دست‌هایش بچرخاند ، نگه‌دارد ، صدایش را در آورد ، بو کند و به دهان ببرد ، می‌تواند موجب تقویت حواس پنجگانه‌ی کودک شود .

 



●بازی‌های تقلیدی
نوزادان و کودکان خردسال از طریق الگوبرداری از رفتارهای نزدیکان و تکرار کارهای آنان ، به ویژگی‌های ارتباطات و تعاملات بین افراد پی می‌برند . بازی‌های تقلیدی بازی‌هایی است که کودک از طریق مشاهده‌ی اعمال دیگران و تشخیص نمادها آن‌ را یاد می‌گیرند و تکرار می‌کنند . برای مثال ، کودک بعد از یک بار رفتن به کتابخانه با والدینش و مشاهده‌ی کارها و رفتارهای کتابدار ، می‌تواند به راحتی نقش یک کتابدار را بازی کند و با دوستان و همسن و سالانش بخش نمایش از یک کتابخانه را صحنه سازی کنند . کودک بازی‌های تقلیدی را زود فرا می‌گیرد . در حقیقت از همان ماه اول زندگی می‌تواند با تقلید از حرکات صورت پدر و مادرش (بیرون آوردن زبان ، اخم کردن ، دهان باز کردن و ...) این گونه بازی‌ها را یاد بگیرد .
بازی‌های تقلیدی ، انعکاسی است از آن‌چه کودک در اطراف خود می‌بیند و می‌شنود . والدین و مربیان چنان‌چه قصدشان پرورش مهارت‌های اجتماعی گوناگون کودک است ، می‌توانند با ارایه‌ی الگوها و رفتارها و رفتارهای افراد مختلف جامعه ، کودک را با نقش‌ها ، وظایف ، مناسبات و روابط بین افراد آشنا سازند .



● بازی‌های ساختنی
بازی‌های ساختنی موجب تقویت مهارت‌های ذهنی و قوه‌ی خلاقه‌ی کودک می‌شوند . او یاد می‌گیرد که چگونه با روی هم گذاشتن مکعب‌ها ، مهره‌ها ، کارت‌ها و ... خانه و برجی بسازد . او از طریق سر هم کردن ماکت‌ها و اجزای مختلف اسباب‌بازی‌هایش می‌تواند قدرت شناخت خود را بالا ببرد .
کودک از طریق ساختن و پرداختن وسایل بازی‌اش نه تنها یا می‌گیرد که دست‌هایش را چگونه به کار ببرد ، بلکه یاد می‌گیرد که چطور ببیند و دقت کند .



● بازی‌های نمایشی
کودک از طریق مشاهده و تقلید شروع به کشف موقعیت‌ها و شرایط گوناگون می‌کند . او به تدریج استعدادها و قابلیت‌های خودش را بهتر می‌شناسد و یاد می‌گیرد چگونه باید با دیگران رفتار کند . نقش بازی کردن شاید به حداقل امکانات احتیاج داشته باشد . برای مثال ، کودک می‌تواند تنها با یک کلاه نقش یک پلیس ، یک پزشک یا یک پرستار را بازی کند . بازی‌های نمایشی فرصتی به کودکان می‌دهند تا با دقت به افراد و حرکات آن‌ها توجه کنند و با استفاده از قدرت خلاقه و ابتکاری‌شان تغییراتی در آن‌ها ایجاد نمایند . این بازی‌ها موجب آگاهی اجتماعی کودکان می‌شود .



● بازی‌های با قاعده
این بازی‌ها به کودکان حس مشارکت ، همکاری ، همدلی ، نوع دوستی و پیروی از قوانین بازی را یاد می‌دهند . بیش‌تر کودکان از سنین 5 سالگی به بعد – یعنی زمانی که کودکان بازی در گروه‌های کوچک را شروع می‌کنند – به انجام این نوع بازی‌ها می‌پردازند . کودکان بزرگ‌تر که تحمل پذیرش شکست و باخت را دارند ، به بازی‌های تیمی – ورزشی می‌پردازند .



● بازی‌های خیالی
هم‌چنان که توانایی پاسخ‌گویی نمادین کودک به محرکات بیرونی گسترش می‌یابد ، به تدریج به بازی‌های خیالی روی می‌آورد که به نوبه‌ی خود موجب رشد قوای ذهنی کودک می‌شود . در این‌گونه بازی‌های پیچیده ، کودک طرح بازی خاصی را در ذهن خود مجسم می‌کند ، نقش افراد را می‌آفریند و افکار و احساسات خود را درباره‌ی دنیای پیرامونش به آن‌ها منتقل می‌کند . کودک از طریق این خیال‌پردازی‌ها سعی می‌کند پیامدهای رفتاری خود را بهتر بشناسد . رایج‌ترین موضوع‌هایی که کودکان برای انجام بازی‌های خیالی‌شان انتخاب می‌کنند ، ماجراهای مرتبط با خانواده است .
نقش‌هایی که کودک در بازی‌هایش انتخاب می‌کند ، می‌تواند افکار و حالات احساسی گوناگون او را بازگو کند . گروهی از نقش‌ها مربوط به وظایف افراد است ، برای مثال ، ماشین بازی نیاز به مسافر و راننده دارد و پذیرش نقش مادر ، پدر و کودک در خانواده به برداشت‌های کودک از رفتارها و عکس‌العمل‌های آنان در خانواده ارتباط می‌یابد . کودکان هم‌چنین نقش‌های شخصیت‌های گوناگون اجتماع ، اعم از پرستار ، آموزگار و ... را از طریق اطرافیان ، کتاب‌ها ، مشاهده‌ی فیلم و ... در ذهن خود بازسازی می‌کنند . بازی‌های مرتبط با این نقش ، قدرت خلاقیت بیش‌تری طلب می‌کند تا بازی‌هایی که از زندگی روزانه‌ی خانوادگی سرچشمه می‌گیرند . در حدود 5-4 سالگی ایده‌های کودکان درباره‌ی بازی‌های اجتماعی و تقلید از نقش‌های اجتماعی رشد چشمگیری پیدا می‌کند .
منبع: مجله‌ی پیوند

 

+نوشته شده در سه شنبه 6 اسفند1392ساعت9:30 قبل از ظهرتوسط عظیمی یکتا |
نقش موسیقی در زندگی
نقش موسیقی در زندگی

  


       در مغز انسان مرکزى براى دریافت موسیقى وجود دارد که درست در پشت پیشانى قرار دارد(چاکرای ششم یا چشم سوم) و این همان نقطه‌اى است که وظیفه یادگیرى و ابراز احساسات انسان را نیز بر عهده دارد. به همین دلیل بین موسیقى ، یادگیرى ، کنترل و ابراز احساسات رابطه مستقیمى وجود دارد. دانشمندان در یافته‌اند که افراد در موارد مختلف واکنشهاى متفاوتى به یک موسیقى مشابه نشان می‌دهند، زیرا شرایط احساسى گوناگون انسانها در زمانهاى متفاوت باشد.

* اما آیا تنها شرایط احساسى ماست که باعث شفابخشى یا بیمارى زایى موسیقى در وجود ما می‌شود؟

* یا این مسأله به ذات موسیقى و نوع آن نیز بر می‌گردد؟

* اولین مطلبى که باید بدانیم این است که اصلا چه اتفاقى می‌افتد که یک موسیقى در ذهن ما جاى می‌گیرد؟

 

آیا موسیقی مفید است؟

دانشمندان بر این باورند که علت تکرار شدن ناخودآگاه برخى قطعات موسیقى در ذهن انسان به ناحیهاى در قشر جلویى مغز باز می‌گردد. این ناحیه از مغز مسئول یادآورى قطعات موسیقى است که فرد در گذشته شنیده و با ناحیه گیجگاهى در ارتباط است. ناحیه گیجگاهى نیز خود وظیفه پردازش صداهاى اولیه و ساده، استدلال و همچنین یادآورى خاطرات را بر عهده دارد.

                                                               

باید بدانیم که چه نوع موسیقى در مغز ما ایجاد آرامش و در جسم ما نوید درمان می‌دهد و چه نوع موسیقى منجر به استرس و در نتیجه بیمارى می‌گردد. از طریق موسیقى می‌توان مصونیت انسانها را در برابر بیماریها تقویت کرد، دردها را کاهش داد و از بروز حوادث جلوگیرى به عمل آورد. تحقیقات نشان می‌دهد که باید به انواع موسیقى در درمان بیماریها توجه شود.

موسیقى شرقى و درمان کوفتگى:

     بر اساس شواهد تجربى برخى از ملودیهاى قدیمى مشرق زمین براى از بین بردن سردردها و کوفتگى بدن موثر است و به گفته ایی حدود 800 سال پس از میلاد مسیح ، در  برخى از مراکز درمانى مشرق زمین ، از موسیقى براى درمان دردها استفاده می‌شده است.

 

کاهش خطر آلزایمر با موسیقى:

     دانشمندان به این نتیجه رسیده‌اند مطالعه ، نواختن موسیقى و انجام بازیهایى مثل شطرنج با کاهش خطر ابتلا به آلزایمر در افراد مسن مؤثر است.

    

                                      

     درمان رگ گیرى کودک با موسیقى استفاده از موسیقی‌هاى مخصوص کودکان باعث انحراف ذهن آنان نسبت به درد ناشى از اقدامات تهاجمى کوتاه مدت مثل "رگ گیرى" می‌شود. "رگ گیرى" یکى از شایعترین اقدامات دردناک پزشکى است و به صورت مکرر به عنوان لازمه و مقدمه تشخیص یا درمان بیماریها مورد استفاده قرار می‌گیرد. شدت درد "رگ گیرى" در کودکانى که فکرشان در زمان "رگ گیرى" به سمت موسیقى کودکان معطوف شده به طور معنى دارى کمتر از سایر روشها بوده است.

                         

   نقش موسیقی در بهبود یادگیری موسیقى و افزایش توان یادگیرى پزشکان با مقایسه کودکانى که تحت آموزش موسیقى قرار داشتند با سایر کودکان به این نتیجه رسیده‌اند که کودکانى که در گذشته تحت آموزش موسیقى قرار گرفته بودند حافظه شفاهى بسیار قویترى دارند و می‌توانند لغات بیشترى را از فهرست خوانده شده به یاد بیاورند و در هر سنجش ، بهتر از سنجش قبل عمل می‌کنند.

  

   افزایش حافظه با آموزش موسیقی تداوم آموزش موسیقى به افزایش حافظه می‌انجامد. روانشناسان بر این باورند که آموزش موسیقى نیم کره چپ مغز را تحریک می‌کند و یادگیرى شفاهى نیز توسط همین قسمت از مغز انسان کنترل می‌شود. بنابراین ، بهبود حافظه انسان با ادامه یادگیرى موسیقى ، ادامه پیدا می‌کند و با توقف آموزش موسیقى متوقف می‌شود.

  

  موسیقی ویژه هر انسان شنیدن موسیقی‌هایى که بر مبناى آهنگ ضربان قلب تدوین شده‌اند، در آرامش اعصاب و کاستن تنش افراد مؤثر است. برای پی بردن به این مطلب محققی از 22 داوطلب خواست که در اتاقى به پاسخگویى یک سلسله پرسش که مرتب سختتر می شد، بپردازند. براى نیمى از داوطلبان ، موسیقى متکى به ضربان قلب آنان پخش شد و دیگران در سکوت به حل مسائل ادامه دادند. پرسش‌هاى تنظیم شده در پرسشنامه به منظور اندازه‌ گیرى میزان استرس و اضطراب داوطلبان و احساس خستگى آنان تدوین شده بود. نتایج حاصله از پاسخها حکایت از آن داشت داوطلبانى که به موسیقى قلب خود گوش می‌داده‌اند به مراتب از آرامش بیشترى برخوردار بوده‌اند.

موسیقی معجزه می‌کند!

        ارتباط موسیقی با هوش و عواطف موسیقى هوش و عواطف روحى افراد را تقویت می‌کند. محققان دریافته‌اند که موسیقى ، دقت ، هوش ، حس مشاهده ، استنباط و عواطف روحى انسان را تقویت می‌کند. تحقیقات انجام شده ، نشان می‌دهد که موسیقى به میزان قابل توجهى در تسکین و تقلیل وضعیت بحرانى بیمارانى که در بخش آى.سى.یو بسترى بوده‌اند، تأثیر داشته است. سامانه اعصاب انسان به محرکهاى موزیکال پاسخ مثبت می‌دهد و عملا موسیقى در تغییر حالت بیماران مؤثر است. استفاده از موسیقى باعث آرامش روحى ، بهبود وضعیت ذهنى ، کاهش اثرات استرسهاى وارده می‌شود و به افراد در برقرارى ارتباط ، اتحاد و تطابق کمک می‌کند.

     موسیقى و نقش بیمارىزایى آن برخى از موسیقی‌ها هستند که با توجه به مرکز موسیقى در مغز که هم مکان با بخش احساس است بر روى روح انسان تأثیر منفى می‌گذارد. که دو نمونه از آنها و نتیجه تحقیقاتى که درباره آنها شده بیان می‌شود.

       

                                                                                        

موسیقی‌های غیرمفید موسیقى تند و ایجاد رفتار پرخاشگری

     یک محقق آمریکایی این باور عمومى را که گوش کردن به موسیقى تند و خشن بدون ایجاد هیچ تأثیر مضرى به تخلیه عواطف و احساسات منفى کمک می‌کند، رد می‌نماید. پژوهشگران دانشگاه ایالتى آیوا و بخش خدمات انسانى تگزاس بر روى بیش از 500 دانشجو که به 7 آواز تند توسط 7 هنرمند و 7 آواز ملایم توسط 7 هنرمند دیگر گوش کرده بودند، آزمایشهایى انجام داده شد. در این مطالعه براى ارزیابى احساسات و افکار پرخاش جویانه ، از دانشجویان آزمونهاى مختلف روانشناسى گرفته شد. نتایج بدست آمده نشان داد موسیقى تند بدون آنکه تحریک یا تهدیدى وجود داشته باشد احساسات خصمانه را افزایش می‌دهد        

      .

  

   موسیقى بسیار بم غم‌انگیز است!

     دانشمندان انگلیسى در یک آزمایش نشان دادند صداهاى بسیار بم و غیر قابل شنیدن براى انسانها، موسوم به مادون صوت (Infrasound) ، موجب بروز حالات غیر طبیعى از قبیل اضطراب ، نگرانى ، غم شدید و ناامیدى در افراد می‌شوند. دکتر "ریچارد لرد" از آزمایشگاه ملى فیزیک انگلیس براى بررسى تأثیر صداهاى غیر قابل شنیدن بر افراد ، آزمایشى ترتیب داد. در این آزمایش لرد و همکارانش در یک سالن بزرگ اجراى موسیقى زنده ، قطعاتى از موسیقى را براى 750 شنونده پخش کردند و بدون اطلاع شنوندگان ، در لابه‌لاى برخى از این قطعات به کمک یک فلوت هفت مترى اصوات بسیار بم و غیر قابل شنودى تولید کردند و سپس از شنوندگان خواستند تا واکنش خود به این قطعات موسیقى را بیان کنند.

                      

     با وجود اینکه شنوندگان نمی‌دانستند در کدام یک از قطعات موسیقى ، مادون صوت گنجانده شده است، اما 22 درصد از آنها با اشاره به قطعات موسیقى حاوى صداهاى غیر قابل شنود، بیان کردند که در هنگام شنیدن این قطعات دچار احساسات غیر عادى شده‌اند. این احساسات غیر عادى عبارت بودند از احساس ناآرامى و اندوه ، ناامیدى شدید ، نگرانى و اضطراب ، تنفر و همچنین احساس ترس ، صداهاى مادون صوت به طور طبیعى و در هنگام وقایعى نظیر طوفان ، وزش باد و تغییرات الگوهاى آب و هوایى و همچنین برخى انواع زلزله نیز تولید می‌شوند. دانشمندان عقیده دارند که چنین اصواتى ممکن است به طور طبیعى در برخى مکانها و خانه‌ها نیز تولید شود که در پى آن ساکنین چنین مکانهایى ناخودآگاه احساس ترس و نگرانى می‌کنند و این احساسات خود را به وجود روح و یا مسائلى از این قبیل ، نسبت می‌دهند

+نوشته شده در سه شنبه 6 اسفند1392ساعت9:29 قبل از ظهرتوسط عظیمی یکتا |

 

 

” قطار ”


تلق تلوق تلق تلوق


قطار اومد دوباره



***
فرقی براش نداره


چقد مسافر داره

***
مسافراش زیادن


همگی شاد شادن



***
تو کیفاشون باز پُر سوغاتیه


کی میدونه سوغاتیاشون چیه ؟



شاعر : اکرم خیبری


 


” مامان ”

مامان که مهربونه

چراغ خونمونه



***
توی خونه می مونه

میره تو آشپزخونه

***
غذا بازم می پزه

که خوبه و خوشمزه

***
می گه به ما نوش جان

خسته نباشی مامان


شاعر : اکرم خیبری


من یک کتاب دارم

پراز گل وستاره

یک خانه ی عروسک

هزار تا قصه داره

کتاب خوشگل ما

قصه میگن برامون

قصه ی مادر بزرگ

تو شبهای زمستون

هرکی کتاب می خونه

باید اینو بدونه

کتاب براش همیشه

یه دوست مهربونه

 

" شکوفه های گیلاس "



بازم صدای هوهو

می پیچه از همه سو

آورده با خودش بو



***


یه بوئی که برای من آشناس

بوی شکوفه های خوب گیلاس


***

شکوفه ها رو می تونی ببینی

گیلاس که شد از رو درخت بچینی


***

می رسه باز گیلاس دونه دونه

یه هدیه از خدای مهربونه

شاعر : اکرم خیبری


+نوشته شده در سه شنبه 6 اسفند1392ساعت8:19 قبل از ظهرتوسط عظیمی یکتا |

 

 

” قطار ”


تلق تلوق تلق تلوق


قطار اومد دوباره



***
فرقی براش نداره


چقد مسافر داره

***
مسافراش زیادن


همگی شاد شادن



***
تو کیفاشون باز پُر سوغاتیه


کی میدونه سوغاتیاشون چیه ؟



شاعر : اکرم خیبری


 


” مامان ”

مامان که مهربونه

چراغ خونمونه



***
توی خونه می مونه

میره تو آشپزخونه

***
غذا بازم می پزه

که خوبه و خوشمزه

***
می گه به ما نوش جان

خسته نباشی مامان


شاعر : اکرم خیبری


من یک کتاب دارم

پراز گل وستاره

یک خانه ی عروسک

هزار تا قصه داره

کتاب خوشگل ما

قصه میگن برامون

قصه ی مادر بزرگ

تو شبهای زمستون

هرکی کتاب می خونه

باید اینو بدونه

کتاب براش همیشه

یه دوست مهربونه

 

" شکوفه های گیلاس "



بازم صدای هوهو

می پیچه از همه سو

آورده با خودش بو



***


یه بوئی که برای من آشناس

بوی شکوفه های خوب گیلاس


***

شکوفه ها رو می تونی ببینی

گیلاس که شد از رو درخت بچینی


***

می رسه باز گیلاس دونه دونه

یه هدیه از خدای مهربونه

شاعر : اکرم خیبری


+نوشته شده در سه شنبه 6 اسفند1392ساعت8:17 قبل از ظهرتوسط عظیمی یکتا |

تاثیر آموزش ھنر بر خلاقیت کودکان

 

برای گذر از عصراطلاعات و ورود به دنیای آینده می‌بایستی کودکان را توانمند ، خلاق

 ،ارتباط گر و مسلط به فناوری‌های جدید روز تربیت کرد ،آن چنان که دارای انگیزش

 بالا بوده وازشوق زندگی کردن برخوردارباشند تا بتوانند در دنیای پررقابت و پیچیده

 آینده تاب تحمل داشته وموفق شوند.اگر کودکان ما برای آینده تربیت نشوند ، جوانان

 آینده ما در یک رقابت سخت دچارشکست شده وبا از دست دادن اعتماد به نفس

 خود به مشکلات روانی دچار خواهند شد و آنگاه ممکن است شاهد افتادن آنان در

 دام آسیب‌های اجتماعی باشیم و چه بسا در آینده با موجی ازعارضه‌های روانی در

 سطح جامعه روبرو شویم .برای لحظه ای در گوشه ای بنشینیم و چشمان خود را

 ببندیم و به دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم بیاندیشیم.سرعت و شتاب زندگی و

 پدید آمدن تحولات شگفت انگیز از ویژگی‌های عصر حاضر است و هر لحظه اتفاقی

 جدید درحال وقوع است و این اتفاقات همچون حلقه‌های زنجیر به یکدیگر متصل بوده

 و از دل زمان خارج می‌شوند . تولید علم و دانش چنان سرعتی به خود گرفته است

 که بارانی از اطلاعات برروی سر انسان‌ها فرو می‌ریزد.

شبکه اینترنت که ریشه‌های گسترده فناوری اطلاعات را تشکیل می‌دهد با سرعتی

 شگفت انگیز به پیش می‌رود و هر نقطه ای از کره زمین را تحت سیطره خود در

 می‌آورد و هر لحظه مغزیک انسان را به هزاران انسان دیگر مرتبط می‌کند و بدین

 وسیله او را در میان سیلاب اطلاعات رها می‌سازد . اگر تا دو دهه پیش به آدمی

 می‌آموختند که چگونه به کسب اطلاعات و گردآوری آن بپردازد .اکنون در پی آن‌اند که

 به انسان بیاموزند که چگونه سدی بسازد تا از یورش سهمگین اطلاعات خود را ایمن

 سازد و تنها از آن میزان اطلاعات که نیاز واقعی اوست بهره مند شود.

 امروزه نوزادان متولد می‌شوند تا بتوانند آینده را مدیریت کنند و این رسالت سنگین بر

 عهده ماست تا آنان را برای آن دوران آماده نماییم . دورانی که انسان باید علاوه بر

 زندگی در محیط در حال تغییر ، بتواند خلاقانه بیاندیشد و با ایجاد افکار نو به حل

 مشکلات بپردازد و با هنرمندی سکان کشتی زندگی خویش را در این دریای متلاطم

 به پیش ببرد . حال تصور کنید فردی ساعت‌ها در حال نقاشی کردن است و به دور از

 هیاهوی دنیای امروز ، در تخیل خود سیرمی‌کند و گویی ذهن او در دریای آرام درون ،

 قلابی را رها ساخته و ساعت‌ها به دنبال یافتن چیزی تازه در دل این دریاست.

در این میان ممکن است پرنده ذهن او به آسمان پرواز کند و در جستجوی خالق

 خویش به سیر و سیاحت بپردازد و یا در دل اعماق دریای وجود به جستجوی درون

 خود بپردازد و هر لحظه تجربه ای کسب کند و در این میان چه بسا اولین جرقه‌های

 خلاقیت پدیدار شده و زمینه ساز افکار نو گردد. هنر قادر است شرایطی را فراهم

 کند که آدمی بتواند به دور از هیاهو در میان زیبایی‌ها سیر کند و بدین وسیله به

 آرامش برسد و در کنار آن عمیق تر بیاندیشد.کودکان امروز، نیازمند هنرند تا در آینده

 با کمک آن بتوانند بهتر اندیشه نمایند.برای پی بردن به اهمیت هنر در بروز خلاقیت

 بهتر است تعریفی از خلاقیت داشته و سپس به بیان ویژگی‌های فرد خلاق

 بپردازیم .

ادامــه مــطــلــب
+نوشته شده در سه شنبه 6 اسفند1392ساعت8:6 قبل از ظهرتوسط عظیمی یکتا |

 

بسمه تعالي

« پدافند غير عامل » ، « سبك زندگي برمبناي آموزه هاي ديني »

          و « مديريت دانش سازماني »

 

آزمون هاي پاياني دوره هاي آموزش غير حضوري

تاريخ و زمان آزمون : روز پنج شنبه 24/11/92                  ساعت :  10 صبح

محل برگزاري آزمون : مجتمع كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان استان قزوين

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه 17 بهمن1392ساعت11:34 قبل از ظهرتوسط عظیمی یکتا |
آموزش و علاقمند کردن کودکان به نماز

آموزش و علاقمند کردن کودکان به نماز  

 

                                                             
در رابطه با شیوه آموزش نماز و سایر عبادات به کودکان رعایت نکات زیر ضرورى است:

۱- نماز خواندن در حضور کودک و نوجوان:

به دلیل وجود حسّ تقلید و الگوگیرى در کودکان، نماز والدین در حضور کودک مى‏تواند سهم بسزایى‏در تربیت دینى کودکان به ویژه تعلیم نماز، داشته باشد.

۲- بردن کودک به مساجد و مجالس مذهبى:

 این روش نیز در ایجاد علاقه به نماز و… در کودک تأثیر فراوانى خواهد داشت. البته به شرطى‏که این کار با

محبت و نرمش انجام گرفته و فارغ از هر نوع اجبار و تحمیلى باشد و نیز به خستگى و آزردگى کودک منجر نشود.


۳- ایجاد جاذبه ظاهرى:

شما مى‏توانید بر اساس میل فرزندتان مقنعه و چادر مناسب و زیبا و نیز مهر و تسبیح و سجاده و…

 دلخواهش را تهیه‏کنید و نیز رعایت والدین نسبت به ظواهر دینى همانند پوشیدن لباس زیبا هنگام نماز

 و برپایى نماز در مکان تمیز و شایسته و… به نوبه خود تأثیرات‏مثبتى در رفتار و تربیت دینى کودک خواهد داشت.


۴- چون بلوغ شرعى دختران از سن ۹ سالگى آغاز مى‏گردد.

 از این رو بر اساس روایات لازم است از سن ۶ سالگى آنان را به خواندن نماز و…وادار کرد.

چنان که امام صادق(ع) فرمود: »از سن ۶ تا ۷ سالگى کودک را به نماز وادارید و در ترک آن مؤاخذه‏اش کنید.«


البته لازم است اجبار به نماز، توأم با محبت و رأفت نیز باشد؛

در غیر این صورت آثار منفى چنین روشى بیش از آثار مثبتش خواهد بود.

در موردعبادات دیگر نیز باید اجبار نمودن متناسب با ظرفیّت و توان کودک باشد مثلاً نسبت به
روزه از او خواسته شود که چند ساعت روزه بگیرد و…


۵- تشویق:

 تشویق کودکان مهم‏ترین نقش را در تربیت دینى آنان خواهد داشت.

اگر تشویق کودکان در حضور دیگران صورت گیرد تأثیراتش‏بیشتر از روش‏هاى دیگر خواهد بود.

از طرفى تشویق‏ها را مى‏توان از طریق دادن جایزه، خریدن اسباب بازى مناسب، خوراکى دادن، پول و… انجام‏داد.

(البته در بین تشویق‏ها، تشویق لفظى و دادن مسئولیت، بیشترین اثر را دارند)

۶- گفت و گو درباره نماز و… بین اعضاى خانواده:

این روش نیز در تعمیق اعتقادات دینى کودکان بسیار مؤثر است؛ البته لازم است مباحث درسطح متناسبى بوده و با قصه و شعر و… همراه باشد تا در قلب کودک و نوجوان نفوذ کند.
منبع:عطر نماز
+نوشته شده در دوشنبه 11 آذر1392ساعت12:32 بعد از ظهرتوسط عظیمی یکتا |
تاثیر آموزش هنر بر خلاقیت کودکان در آینده

تاثیر آموزش هنر بر خلاقیت کودکان در آینده

 

براي گذر از عصراطلاعات و ورود به دنياي آينده مي بايستي كودكان را توانمند ، خلاق ،ارتباط گر و مسلط به فناوريهاي جديد روز تربيت كرد ،آن چنان كه داراي انگيزش بالا بوده و از شوق زندگي كردن برخوردارباشند تا بتوانند در دنياي پررقابت و پيچيده آينده تاب تحمل داشته و موفق شوند.
اگر كودكان ما براي آينده تربيت نشوند ، جوانان آينده ما در يك رقابت سخت دچار شكست شده وبا از دست دادن اعتماد به نفس خود به مشكلات رواني دچار خواهند شد و آنگاه ممكن است شاهد افتادن آنان در دام آسيب هاي اجتماعي باشيم و چه بسا در آينده با موجي از عارضه هاي رواني در سطح جامعه روبرو شويم .
براي لحظه اي در گوشه اي بنشينيم و چشمان خود را ببنديم و به دنيايي كه در آن زندگي مي كنيم بيانديشيم.
سرعت و شتاب زندگی و پديد آمدن تحولات شگفت انگيز از ويژگيهاي عصر حاضر است و هر لحظه اتفاقي جديد در حال وقوع است و اين اتفاقات همچون حلقه هاي زنجير به يكديگر متصل بوده و از دل زمان خارج مي شوند . توليد علم و دانش چنان سرعتي به خود گرفته است كه باراني از اطلاعات بر روي سر انسان ها فرو مي ريزد .
شبكه اينترنت كه ريشه هاي گسترده فناوري اطلاعات را تشكيل مي دهد با سرعتي شگفت انگيز به پيش مي رود و هر نقطه اي از كره زمين را تحت سيطره خود در مي آورد و هر لحظه مغز يك انسان را به هزاران انسان ديگر مرتبط مي كند و بدين وسيله او را در ميان سيلاب اطلاعات رها مي سازد . اگر تا دو دهه پيش به آدمي مي آموختند كه چگونه به كسب اطلاعات و گردآوري آن بپردازد .اكنون در پي آنند كه به انسان بياموزند که چگونه سدي بسازد تا از يورش سهمگين اطلاعات خود را ايمن سازد و تنها از آن ميزان اطلاعات كه نياز واقعی اوست بهره مند شود.
امروزه نوزادان متولد مي شوند تا بتوانند آينده را مديريت كنند و اين رسالت سنگين بر عهده ماست تا آنان را براي آن دوران آماده نماييم .
دوراني كه انسان بايد علاوه بر زندگي در محيط در حال تغيير ، بتواند خلاقانه بيانديشد و با ايجاد افكار نو به حل مشكلات بپردازد و با هنرمندي سكان كشتي زندگي خويش را در اين درياي متلاطم به پيش ببرد .
حال تصور كنيد فردي ساعت ها در حال نقاشي كردن است و به دور از هياهوي دنياي امروز ، در تخيل خود سير مي كند و گويي ذهن او در درياي آرام درون ، قلابي را رها ساخته و ساعت ها به دنبال یافتن چيزي تازه در دل اين درياست .در اين ميان ممكن است پرنده ذهن او به آسمان پرواز كند و در جستجوي خالق خويش به سير و سياحت بپردازد و يا در دل اعماق درياي وجود به جستجوي درون خود بپردازد و هر لحظه تجربه اي كسب كند و در اين ميان چه بسا اولين جرقه هاي خلاقيت پديدار شده و زمينه ساز افكار نو گردد. هنر قادر است شرايطي را فراهم كند كه آدمي بتواند به دور از هياهو در ميان زيباييها سير كند و بدين وسيله به آرامش برسد و در كنار آن عميق تر بيانديشد.
كودكان امروز، نيازمند هنرند تا در آينده با كمك آن بتوانند بهتر انديشه نمايند.
براي پي بردن به اهميت هنر در بروز خلاقيت بهتر است تعريفي از خلاقيت داشته و سپس به بيان ويژگيهاي فرد خلاق بپردازيم .

تعريف خلاقيت


بيان تعريفي جامع از خلاقيت كار سختي است و صاحبنظران تعاريف مختلفي ارائه كرده اند شايد ساده ترين تعريفي كه بتوان از خلاقيت داشت عبارت است از : " خلاقيت عبارت است از اينكه فردي فكري نو و متفاوت ارائه دهد ."
"استيفن رابينز " خلاقيت را به معناي توانايي تركيب انديشه ها و نظرات در يك روش منحصر به فرد با ايجاد پيوستگي بين آنان بيان مي كند .
" گيلفورد " دانشمند آمريكايي خلاقيت را با تفكر واگرا ( دست يافتن به رهيافت هاي جديد براي مسائل ) در مقابل تفكر همگرا ( دست يافتن به پاسخ ) مترادف دانسته است. افرادي كه تفكر واگرا دارند در فكر و عمل خود با ديگران تفاوت دارند و از عرف و عادت دور شده و روش هاي خلاق و جديد را به كار مي برند . برعكس كساني كه از اين خصوصيت برخوردار نيستند تفكر همگرا دارند و در فكر و عمل خود از عرف و عادت پيروي مي كنند .

ويژگي هاي فرد خلاق
مهم ترين ويژگيهاي يك افراد خلاق به شرح زير است :
-انگيزه بالايي براي پيشرفت دارند
آنها كنجكاو و جستجوگرند
-در انجام كارها داراي پشتكار و انضباط هستند
-انگيزه فراواني براي كسب دانسته ها و تجربيات جديد دارند
-شوق فراوان براي زندگي كردن دارند
-زيباپسند بوده و علاقمند به آثار هنري هستند
-مي توانند بر روي ديگران بسيار تاثير گذار باشند
-داراي قوه تخيل (فعال ) بالايي هستند
-ميل به استقلال دارند و از اينكه همرنگ جامعه باشند مي پرهيزند و در مواردي كه دستورهايي بر خلاف ميل و يا اعتقادات خود دريافت كنند به سرپيچي از آنها تمايل نشان مي دهند
-در زندگي كمتر جزيي نگر هستند
-پيچيدگي در امور را بر سادگي ترجيح مي دهند
-روحيه اي طنزگونه دارند و از شوخ طبعي برخوردارند
-تمايل به انجام كارهايي دارند كه با ريسك توام است
-افراد خلاق كارها را به خاطر لذت و رضايت بخشي انجام مي دهند و كمتر تحت تاثير عوامل بيروني نظير شهرت ، پول و يا تاييد ديگران كار مي كنند
-گرايش به سادگي و ايجاد نظم دارند
-در انجام تصميم گيرها انعطاف پذيرند
-مسائل پيچيده را به مسائل ساده ترجيح مي دهند
-آنها تمايل دارند كه احساسات و هيجانات خود را صريح بيان كنند.
افراد خلاق از هوشي بالاتر از حد متوسط برخوردارند
- به موضوعاتي توجه مي كنند كه ديگران به آن توجه نداشته اند
-در مواردی آنها براي يك مسئله مي توانند چندين راه حل داشته باشند

اگرچه تمامي عوامل فوق در يك فرد خلاق ممكن است وجود نداشته باشد اما مي توان بيان داشت اين ويژگيها ممكن است در افراد خلاق بيشتر ديده شود

حال با توجه به تعاريف بيان شده در مي يابيم كه هنر بواسطه ويژگيهاي زير مي تواند زمينه ساز خلاقيت در انسان باشد :
1-هنر آدمي را وادار مي كند كه تجربيات جديدي كسب كند و آن را به ديگران منتقل كند و اين خود سرآغاز تبادل انديشه و ظهور افكار نو خواهد بود و به گفته ارنست ديمنه از پايه گذاران آموزش و پرورش فرانسه ، هنگامي كه انسان افكار و تجربيات جديد خود را به ديگران منتقل مي كند و از ذهن خود خارج مي كند باعث شود همچون حلقه اي از زنجير عمل كند كه با كشيدن آن به بيرون از ذهن باعث بيرون آمدن افكار جديد تري مي شود و اين اقدام سبب به فعال نمودن مغز براي انديشيدن بیشتر مي شود.
2-هنر كمك مي كند ذهن آدمي در فضايي آرام بخش و با آزادي سير كند، كاوش نمايد و چيزهاي جديد كشف كند و انديشه هايي بروز دهد كه تجربه نشده است . اصولا هنگامي كه ذهن انسان در فضايي ناآرام بسر مي برد و دچار تضاد ها ،نگراني ها و دغدغه هاي فراوان است بخش زيادي از انرژي مغز براي مقابله با اين نابساماني ها به هدر مي رود و در نهايت خسته و درمانده مي شود وهنگامي كه ذهن خسته است عمق تفكر بسيار نزول مي كند و انسان قادر به انديشيدن عميق نيست و تنها در هنگام كاركردن ، تمايل دارد كه كارهاي تكراري كه نيازمند تفكر نيست را به انجام رساند و اگر اين عارضه در يك جامعه گسترش يابد مي توانيم حدس بزنيم تا چه حد مردم تمايل خواهند داشت براي انجام امور تفكر كنند و فعاليت هاي خود را با عقل و انديشه پيش ببرند.
3-هنر زمينه ساز انگيزش است و انسان را وادار به حركت مي كند . انساني كه با انگيزش بوده و هدفمند به پيش مي رود ،خلاقيت او را همچون دوست برای رسیدن به هدف یاری خواهد کرد.
4-هنر با خلق زيبايي ها به مغز انسان آرامش مي بخشد و شرايطي را پديد مي آورد كه سلول هاي مغزي در فضايي به دور از هياهو و نگراني انديشه نمايند،چراكه محيط پر استرس و نگران كننده ، براي سلول هاي مغزي مخرب است.
5- هنر مي تواند آدمي را به درون خويش هدايت نمايد و اگر انسان در اين ميان خويش را بشناسد و رسالت و هدف بزرگي را براي خود كشف نمايد ، باعث ايجاد تحولي در انسان مي شود كه زمينه ساز انگيزش دروني بوده و اين خود پيش زمينه خلاقيت در انسان خواهد بود.
6-هنر بهره گيري از قوه تخيل فعال را در انسان تقويت كرده و اين خود مي تواند زمينه ساز افكارنو شود .بسياري از اختراعات بزرگ برگرفته شده از تخيل ذهن بزرگاني است كه در گذشته اين اختراعات را در ذهن خود تصور كرده بودند و سپس توسط ديگران به عمل تبديل شده است .
7-هنر زمينه ساز جستجو گري انسان به سوي خالق خويش است كه اين مي تواند سرآغاز رشد اخلاق و شكل گيري خلاقيت مثبت و اثربخش در انسان باشد .بطور مسلم خلاقيت زماني براي بشر قابل ارزش خواهد بود كه ثمره هاي آن براي انسان نيكبختي و سعادت در پي داشته باشد
8- هنر زمينه ساز ثبت تجربيات بشر است ، تجربيات ثبت شده بشر مهم ترين چيزها براي واداركردن انسان ها به تفكر است و رشد تفكركردن سرآغاز دست يابي به افكار نو و بروز خلاقيت خواهد بود.
9-مغز از دو نيمكره تشكيل شده است .دو نيمه مغز شبيه يكديگر بوده و هماهنگ با هم عمل مي كنند . فعاليت هايي نظير رياضيات ،زبان و ارتباط كلامي ، منطق،بررسي و تجزيه و تحليل و نويسندگي در نيمه سمت چپ مغز انجام مي شود و فعاليت هاي نظير تصور و تجسم ، شناخت رنگ ، موسيقي ،وزن و آهنگ ، خيالات و آرزوها بر عهده نيمه راست مغز است . هرگاه انسان بتواند از دو نيمه مغز استفاده كند كارايي مغز بطور فوق العاده اي افزايش خواهد يافت . نود درصد مردم با سمت چپ مغز خود فكر مي كنند بسياري از دانشمندان با بهره گيري از هنر تلاش كرده اند نيمه راست مغز خود را فعال نگهدارند و به همين علت لازم است كه با بهره گیری از هنر قابليت هاي مغزي خود را افزايش دهيم
10-..هنر دارای تاثيرات درماني بر روي بدن انسان دارد كه با بهره گيري از آن مي توان به درمان بعضی عارضه ها پرداخت و یا از بعضی مشکلات پيشگيري نمود و اين خود سبب سلامت جسم و مغز مي شود.روانكاوان معتقدند هنر از نظر عاطفي موجب كاهش احساس خشم و نفرت و پرخاشگري در كودك مي شود و خلق آثار هنري مي تواند باعث تقويت اعتماد به نفس در كودك شود . بكار گيري روش هاي درماني نظير نمايش درماني ، قصه درماني ، هنر درماني ،كاربرد موسيقي در درمان بيماران مضطرب و افسرده در حال افزايش است .


تولد نوزاد ، آغاز آموزش هنر


هنگامي كه فرياد نوزادي به هنگام تولد به آسمان مي رود ، گويي فرياد مي كشد كه چرا از يك مكان آرام بخش به دنيايي قدم گذاشته است كه شگفت انگيز و پيچيده و تاحدي نا امن است . او در اين هنگام نيازمند آغوش گرم مادر است تا در شب هنگام با صداي لالايي او به خواب رود. لالايي هاي مادر كه با آهنگي دلنشين خوانده مي شود ،اولين تاثير گذاري هنر بر روي جسم و روان كودك است .اين شعرهاي آرام بخش كه نسل اندرنسل منتقل شده اند ، تاثير خوبي در سخن گفتن و رشد مغز كودك دارد و از اين زمان تا زماني كه وي به مهدكودك مي رود شامل دوراني است كه كودك در خانه و در كنار والدين در حال يادگيري و آموزش است .
در آموزش چهار عامل نقش مهمي دارند كه عبارتند از :


معلم با انگيزه :
آموزش گيرنده با انگيزه:
محتوي آموزشي مناسب:
فضاي آموزشي مناسب:


حدود پنج سال اول زندگي انسان كه در محيط خانه سپري مي شود جزو مهم ترين سال ها در شكل گيري شخصيت انسان محسوب مي شود , و اگر در اين سال ها بتوان هنر را به خوبي به كودك آموزش داد مي توان انتظار داشت كه هنر بتواند در شخصیت کودک تاثیر گذار باشد . براي مثال مي توانيم از خاطرات استفان‌ جي‌گولد (Stephan J Gould) دانشمند معروف‌ ديرين‌شناس ( (paleontologist كه‌ در سال‌ 2002 ميلادي‌ درگذشت‌، ذكري به ميان آوريم كه در خاطرات‌ خود گفته است : زماني‌ كه‌ پنج‌سال‌ سن‌ داشتم‌، از موزه‌ تاريخ‌ طبيعي‌ ديدن‌ كردم‌ و آثار به‌ نمايش‌ گذاشته‌ شده‌ در اين‌ موزه‌ چنان‌ در وجود من‌ اثر گذاشت‌ كه‌ از همان‌ زمان‌ علاقه‌مند شدم‌ كه‌ يك‌ دانشمند ديرين‌شناس‌ شوم‌.
در خصوص اين دوران بايد بيان داشت كه چهار عامل آموزشي داراي شرايط زير هستند:
-مادر جزو با انگيزه ترين معلم هاي دنيا در خانه حضور دارد و مي تواند خود را وقف آموزش كودك نمايد
-كودك با انگيزه ترين آموزش گيرنده است و در اين دوران داراي چنان عطش يادگيري است كه اگر به خوبي بتوان از اين فرصت استفاده كرد بيشترين تاثر را مي توان بر شخصيت او بر جاي گذاشت و به گفته كريستين بوبن نويسنده فرانسوي :" بچه ها مثل دريانورداني هستند كه به هر نقطه اي كه نگاه مي كنند ،آنجا بيكران و وسيع است .
-محيط منزل : مكاني است كه اگر به خوبي براي آموزشدادن هنر به كودك آماده شده باشد مي تواند بر يادگيري كودك بسيار تاثير گذار باشد
محتوي آموزش : در كشور ما متاسفانه به علت ضعف درآموزش والدين ،مادر به مطالب و دانسته هايي كه به خوبي او را در آموزش هنر به كودك ياري نمايد دسترسي ندارد و بسياري از آموزش ها داده نمي شود و يا از طرفي بسياري از آموزش ها نيز غلط است و كمتر مادري را مي توان يافت كه بتواند در اين دوران به درستي كودك خود را از آموزش هنر سيراب نمايد . متاسفانه يكي از مهم ترين دوران هاي آموزشي به راحتي در كشور ما از دست مي رود و اين فرصتي است كه ديگر به دست نمي آيد و شايد بتوان گفت اين مهم ترين دوراني است كه مي توان آشيانه هنر را در وجود شخصيت انسان ساخت و مرغ هنر را براي يك عمر بر بالاي سر انسان رها كرد تا هميشه در كنار او باقي بماند.

 متاسفانه ما در گذشته نتوانسته ايم هنر را در اعماق وجود مردم خويش همچون گنجينه اي ارزشمند قرار دهيم تا با بهره گيري از آن محيطي زيبا براي خود پديد آورند و اين نشان دهنده ضعف آموزش هنر در سطح كشور است و مي بايستي آموزش هنر در دوران كودكي ونوجواني جدي گرفته شود تا در سال هاي آينده تاثيرات آن را در كشور خود شاهد باشيم .
حال اين سوال مطرح است كه در كشور كدام مرجع مسووليت تدوين محتوي آموزشي و سياستگزاري براي آموزش والدين در خصوص هنر را پذيرفته است تا با يك آموزش نظام مند بتوان از اين دوران طلايي بهترين استفاده را نمود.
موارد زير براي بهره گيري از اين دوران در عرصه آموزش هنر به والدين پيشنهاد مي شود:
1-راه اندازي يك مركز تخصصي ويژه جهت حضور صاحبنظران در عرصه هنر و تعليم و تربيت كودك به منظور انجام بحث هاي تئوريك و تدوين محتوي آموزشي و ثبت و طبقه بندي و آرشيو تجربيان داخل و خارج از كشور و در نهايت تدوين محتوي آموزشي جهت استفاده در كشور
2-ايجاد آموزشگاههاي هنري كه درآنجا با برگزاري كارگاههاي آموزشي ، والدين در عرصه آموزش هنر به كودك آموزش ببينند
3-برگزاري دوره هاي آموزشي تخصصي براي كارشناسان و پژوهشگران
4-انتشار يك نشريه هنري ويژه آموزش هنر به كودك به زبان ساده و توزيع سراسري در سطح كشور براي عموم مردم
5-تدوين كتاب هاي آموزشي نحوه آموزش هنر به كودك و توزيع گسترده در سطح كشور
6-برگزاري مسابقات آموزشي براي والدين به صورت سراسري در سطح كشور به منظور فرهنگ سازي هنر و آموزش جامعه و اهداء جوايز برای جذب مردم
7-برگزاري كنگره هاي تخصصي به منظور ثبت تجربيات در زمينه آموزش هنر به كودك
8-فعال سازي سايت هاي اينترنتي در خصوص آموزش هنر به كودك
9- حمايت جهت فعال شدن سازمان هاي غير دولتي در خصوص آموزش هنر به كودك جهت جذب والدين علاقمند جهت حضور و تبادل نظر با يكديگر
10-تهيه منابع صوتي تصويري براي آموزش جامعه برای ارائه در صداو سيما


دوره پیش دبستانی


كودك پس از دوران پنج سالگي وارد مهد كودك مي شود و درآنجا در كنار كودكان آموزش مي بيند و اين دوران نيز چون در سنين پنج تا شش سالگي است جزو دوران هاي طلايي شكل گيري شخصيت كودك است و از حساسيتهاي خاصي برخوردارست . در خصوص چهار عامل آموزشي بايد به نكات زير اشاره كنيم
1-آموزش دهنده : مربي در مهد كودك اگرچه انگيزشي همچون مادر ندارد ، ولي علاقمندي و مهارت او مي تواند بر كودك بسيار تاثير گذار باشد .
2- آموزش گيرنده :كودك اگرچه به جايي قدم مي گذارد كه همچون محيط خانه گرم و صميمي نيست ، اما وارد محيطي مي شود كه ويژگيهاي منحصر به فردي دارد و آن حضور تعداد زيادي كودك است كه اگر به درستي مديريت شوند مي تواند انگيزش خوبي در كودك ايجاد نمايد زيرا فرصتهاي زيادي براي بازي وكارهاي گروهي در اين مكان وجود دارد و هنر می تواند شروعی برای تشویق کودکان به کارهای گروهی باشد .
3-محتوي آموزشي: به علت آنكه مهد كودك ها تحت نظر سازمان هاي دولتي قرار دارند در اينجا محتوي آموزشي مشخصي وجود دارد .مهم ترين هدف هايي كه در مراكز پيش دبستاني توسط آموزش و پرورش مدنظر است به شرح زير است:
-خلاقيت
-درك زيباييها و پرورش احساس زيبايي شناسي
-پرورش حواس به ويژه شنوايي و بينايي
-دقت و تمركز
-كنجكاوي و جستجو گري
-مهارت هاي شناخت رنگ ، شكل، اندازه و جهت
در اين رابطه نبايد آزادي كودكان را به هنگام انجام فعاليت هاي هنري محدود كرد تا كودك بتواند خواسته ها ، تمايلات ، افكار و احساسات خوشايند خود را بيان كند و اين نيازمند مربي با انگيزه و فضاي آموزشي مناسب به همراه امكانات و ابزار هنري است ، در غيراينصورت قرار دادن كودكان در مكان هاي كوچك و نشستن در كنار هم بصورت تنكاتنگ و آن هم در يك فضاي نازيبا و به دور از طبيعت به همراه مربي بي انگيزه ، اين احتمال خواهد رفت كه كودك از آموزش هنر بهره اي نبرد . در حال حاضر ضروري است كه مراجع متولي امر با انجام پژوهش بررسي نمایند كه در حال حاضر وضعيت آموزش هنر در مراكز پيبش دبستاني در چه وضعيتي بسر مي برد تا با رفع نواقص ، بتوان در اين خصوص فعاليت هاي آموزشي هنري را ساماندهي نمود و اگر نتوانيم اين مرحله مهم آموزشي را به خوبي مديريت كنيم دومين فرصت طلايي آموزش هنر به كودكان را نيز براي هميشه از دست داده ايم .


دوران دبستان


در دوران دبستان ، كودكان هنر را بيشتر با نقاشي كردن تجربه مي كنند. در اين دوران با سوالات زير روبرو هستيم كه مي تواند در خصوص آموزش هنر ما را واردار به تفكر نمايد كه آيا آموزش هنر به شکل کنونی قوه خلاقيت دانش آموز را رشد مي دهد و يا سبب تقليد گرايي در او مي شود . مهم ترين سوالات به شرح زير است :
1-آيا معلمان دبستان در زمينه آموزش هنر به كودكان از آموزش هاي لازم برخوردارند؟
2-آيا شيوه هاي آموزش بر اساس آخرين يافته هاي روز مد نظر قرار گرفته است ؟
3-آيا دانش آموزان با ورود به اين دوره درسي از انگيزش كافي برخوردارند و از درس هنر لذت مي برند؟
4- معلمان دوره ابتدايي تا چه حد به اهميت هنر در زمينه ايجاد خلاقيت در كودك شناخت دارند ، آيا ممكن است كه اين درس را به عنوان گذران وقت تلقي كنند؟
5-آيا در مدارس كارگاههاي آموزشي هنر وجود دارد و يا كودكان بايد به صورت فشرده در كنار هم بنشينند و تقليد گونه يك نقاشي بكشند؟
6-آيا كودكان براي كسب نمره به جاي اينكه از تخيلات و تجربيات خود براي نقاشي استفاده كنند ، ترجيح مي دهند كه والدين آنها يك نقاشي براي آنها بكشد ؟
7-والدين تا چه حد از آموزش هاي لازم برخوردارند كه همگام با مدرسه در آموزش هنر به كودكان تلاش نمايند تا ميان آموزش هاي ارائه شده در مدرسه و خانه تضادي رخ ندهد ؟
در اين دوران ،كودكان مرحله مهمي از زندگي خود را طي مي كنند ، اگر آنان تحت نظر يك مربي كارآزموده قرار گيرند كه به آنان كمك كند كه آزادانه قوه تخيل خود را بكار گيرند ، مي توانند با خلق آثار هنری به رشد فکری خود کمک کنند و از طرفي باعث مي شود انسان به ماهيت دروني كودك پي برده و شناخت بيشتري به دست آورد و همين ويژگيها سبب گرديده كه بسياري از هنرمندان بزرگ دنيا از جمله پيكاسو ، كله و ماتيس بطور عميق تحت تاثير بيان كودكانه قرار گرفته و شيوه هاي جديدي را در نقاشي ارائه نمايند و همچنين هنرمندان بزرگ دنیا  از جمله  پیکاسو ، كله و ماتیس تحت تاثیر بیان کودکانه قرار گیرند
آيا در دوران دبستان  با آموزش هاي ارائه شده زمينه هنر باعث رشد خلاقيت را در كودكان شده است يا اينكه آنان را به سوي تقليد گرايي هدايت كرده و قوه خلاقيت آنان را از بين برده ايم؟
گمان نمي رود كه شيوه آموزشي ما در مدارس ابتدايي در زمینه باعث رشد خلاقیت در کودکان شده ایم  یا اینکه آنان را به سوی تقلید گرایی هدایت کرده و قوه خلاقیت آنان را از بین برده ایم ؟ گمان نمی رود که شیوه آموزشی ما در مدارس ابتدایی در خصوص هنر توانسته باشد در بروز خلاقیت کودکان موثر باشد.سرانه آموزشی پایین است  که اجازه هزینه کردن و تجهیز مدرسه برای آموزش هنر در تمامی ابعاد را نمی دهد.

هنردر دوران دبستان بيشتر در نقاشي خلاصه مي شود و اگر كودكي نيز بتواند از آموزش های بیشتر و متنوع تر هنری برخوردارشود به واسطه تمكن مالي و آن هم در محيط بيرون مدرسه است كه اين موضوع بحث جامعه شناسي در خصوص عدالت در آموزش هنر را بيان مي كند كه هنر مي بايستي براي تمامي اقشار جامعه در دسترس قرار گيرد و تنها محدود به افراد خاصي نشود تا تاثيرات آن در تمامي جامعه پديدار شود.
يكي از مشكلاتي كه صاحبنظران در روند توسعه كشور ايران به آن اشاره مي كنند ، ضعف در انجام فعاليت هاي گروهي است كه باعث مي شود افراد در دل گروه علاوه بر شكوفا شدن خلاقيت خود بتوانند با بهره گيري از حمايت جمع به اهداف دست يابند . متاسفانه در گذشته ما نتوانسته ايم با آموزش هاي لازم اعضای جامعه خود را براي انجام فعاليت هاي گروهي موفق تربيت كنيم و اين خود به يك معضل اجتماعي بدل شده و افراد در سنين بزرگسالي قادر به كار جمعي نيستند و به همین خاطر احتمال شكست خوردن در رسيدن به اهداف براي آنان افزايش مي يابد .
بهره گيري از هنرهايي نظير نمايش خلاق  كمك مي كند تا دانش آموزان بتوانند مسائل و موضوعات را از روي تجربه بشناسند.نمايش خلاق موجب رشد شخصيت ، پرورش عزت نفس مي شود و كودكان ياد مي گيرند كه چگونه كار گروهي كنند .آنها به نقش آفريني پرداخته و تخيل خود را بكار مي گيرند.
همچنين مي توانيم به تئاتر كودكان و نمايش كلاسي اشاره كنيم و متاسفانه در مدارس ما خبري از فعاليت هاي متنوع هنري نيست و به همین خاطر نتايج آموزشی حاصله تاثیر کمی در رشد خلاقیت کودکان خواهد داشت .
براي برطرف كردن اين نقاط ضعف مي توانيم روش ها ي ديگري را مورد بررسي قرار دهيم براي مثال مي توان به طراحي گردشگاههاي هنري پرداخت تا در آنجا كودكان در كنار والدين و مربيان كارآزموده هنر را درآغوش بگيرند.
اين گردشگاههاي هنري را مي توان بطور مشترك با همكاري شهرداريها،متوليان آموزش هنر و سازمان هاي غيردولتي علاقمند بر پا نمود .در اين مكان ها كودكان قادر خواهند بود خاك بازي كنند ، با گل چيزهاي مختلف خلق كنند ، رنگ آميزي كنند ، در نمايش هاي خلاق شركت كنند،آهنگ ها ي شادي بخش تولید کنند ، در فضاهاي سرسبز و زيبا گردش كنند و و با ديگر كودكان بازي كنند و از ديدن آثار ايجاد شده يكديگر لذت ببرند ، آنچنان كه قادر باشند در لحظاتي شيرين ذهن خود را به پرواز درآورده و با تجربه اندوزي به افكار جديد برسند و اين خاطره خوش را تا آخر زندگي با خود به همراه داشته باشند . در این مکان ها می توانند با مربيان علاقمند و دوستدار هنر بحث و گفت و گو كنند و با خريداري كتاب هاي جذاب ،هنر را به منزل خود ببرند .در همين اتفاقات است كه ممكن است جرقه خلاقيت در ذهن كودكان رخ داده و زمينه هاي يك تحول در وجودشان شكل بگيرد .اگر ما نمي توانيم از طريق مدارس خود هنر را به معناي واقعي آن به كودكان خود آموزش دهيم ضروري است كه با ايجاد چنين گردش گاههايي كه در بيرون شهرها مي توان ايجاد كرد ، فرصت دوستي ميان هنر و كودكان را پديد آوريم . در اين مكان ها هنرمندان و صاحبنظران با كودكان و والدين آنها پيوند مي خورند و نتايج آن رشد فرهنگ در كشور خواهد بود و چه بسا آثاري خلق شود كه باعث جذب گردشگران داخلي و خارجي به سوي اين مكان هاي شگفت انگيز شود و دور از ذهن نخواهدبود كه آثار كودكان بار ديگر بتواند بر روي هنرمندان تاثير گذار باشد و شاهد ظهور سبك هاي جديدي از هنر باشيم.
اين گفته انشتين را بخاطر داشته باشيم كه بيان داشت" نظريه نسبيت نمي توانسته در دوران بزرگسالي من شكل گرفته باشد،زيرا آدمي در بزرگسالي فرصتي براي انديشيدن به فضا و زمان ندارد، اينها چيزهايي است كه وقتي كودك بودم به آنها فكر كرده ام "
امروزه كافي است گشتي در اينترنت بزنيم تا دريابيم كه در كشورهاي توسعه يافته سايت هاي فراواني راه اندازي شده است كه علاوه بر ارائه مطالب آموزشي براي معلمان ،والدين و دانش آموزان ، خود كودكان نيز به انتشار ديدگاههاي خود در مورد هنر پرداخته اند و ضروري است كه اين گونه اقدامات از طرف متوليان امور هنري عملي شود.

دوره راهنمايي و دبيرستان


كودكان با گذر از دوران دبستان به دوره راهنمايي قدم مي گذارند و با كتاب هنر ، به سوي يادگيري هنر پيش مي روند.
مهم ترين مشكلاتي كه در اين دوران وجود دارد عبارتند از :
-متنوع نبودن فعاليت هاي هنري در سطح مدرسه و خلاصه شدن در نقاشي و خطاطي و آن هم بدون وجود كارگاههاي هنري درسطح مدرسه
-تغييرات كند در به روزرساني كتب هنر همگام با تحولات در حال انجام در سطح دنيا
-بيگانگي والدين از نحوه درست آموزش هنر به نوجوان خود به خصوص كه اين دوران با سنين بلوغ مصادف است كه از حساسيت بالايي برخوردارست و آموزش در اين مرحله نيازمند درايت و هوشمندي است
-ضعف در انجام بازيدهاي هنري براي دانش آموزان و ناتواني موزه ها در ايجاد يك محيط بسيار جذاب به همراه ارائه آموزش هاي هنري لازم به دانش آموزان
كه در اين زمینه  ضرورت انجام پژوهش هاي لازم به منظور شناسايي نقاط ضعف آموزش هنر به خوبي احساس مي شود تا در نهايت با تحول در نحوه آموزش هنر ، دانش آموزان بتوانند از اين فرصت جهت رشد خلاقيت خود بهره مند شوند.


با گذر از دوران راهنمايي ، دانش آموزان به دبيرستان و هنرستان ها راه مي يابند .شخصيت دانش آموزان در اين دوران تا حدي شكل گرفته است و مي توانيم نتايج آموزش هاي لازم را كه از بدو تولد كودك دريافت كرده است، مشاهده كنيم و از طرفي لازم است صاحبنظران روند آموزش هنر در اين دوران را مورد بررسي قرار داده و ارائه طريق نمايند تا استمرار آموزش فعاليت هاي هنري با نقصان روبرو نشود و سعي شود يك نظام مندي در آموزش هنر از زمان تولد تا دوره دبيرستان پديد آيد .
حال بايد اين سوال را از خود بپرسيم آيا دانش آموزان دبيرستاني ما داراي ويژگيهاي زير هستند ؟ تا بتوانند خود را براي قبول مسووليت در جامعه آماده نمايند
-آيا شوق به زندگي در آنان بالاست؟
-آيا از قدرت خلاقيت بالايي برخوردارند و در برابر مشكلات مي توانند با ذهن خلاق خود راه حل هاي جديد بيابند؟
-آيا آنان علاقمند به زيباييها هستند و دوست دارند كه محيط زندگي شخصي و اجتماعي خويش را زيبا كنند؟
-آيا آنها هدفمند بوده و با درايت آماده انتخاب رشته تحصيلي يا شغل مورد علاقه خود هستند؟
-آيا  به آينده خوشبين بوده و داراي اعتماد به نفس بالايي هستند و باور دارند كه در برابر مشكلات شكست نمي خورند ؟
-آيا آنان آماده فعاليت هاي گروهي هستند و مي توانند به راحتي در گروه و در كنار ديگران تعيين هدف نمايند و با شكيبايي و انتخاب راهكارهاي مناسب به اهداف دست يابند؟
-آياآنان هنر را در زندگي شخصي خود استفاده مي كنند تا نيمه راست مغز آنان نيز فعال شده و كارايي مغز آنان افزايش يابد؟
-آيا به علت مانوس شدن با  هنر ، لحظاتي از زندگي خود را به دور از هياهوي محيط زندگي اختصاص به يك فعاليت هنري كرده تا هم آرامش كسب كنند و هم لحظاتي به كاووش در درون خود بپردازند .؟
-آيا رفتاري صادقانه دارند و در برخورد با ديگران از رياكاري مي پرهيزند ؟
ااگر پاسخ سوالات منفي باشد ما نيازمند يك بازنگري در نظام آموزشي خود از جمله آموزش هنر خواهيم بود.
در پايان بايد بخاطر داشته باشيم اگر مي خواهيم در دنياي حاضر زندگي كنيم بايد خلاق باشيم در غير اينصورت شرايط سختي پيش روي ما خواهد بود و اگر مي خواهيم نسل خلاقي تربيت كنيم بايد بپذيريم كه بايد خلاقانه وارد اين عرصه شويم و گرنه تنها با انديشه هاي تكراري ، اميدي به ايجاد تحول و خلاقيت نخواهد بود .


منابع :


1- مقاله " خلاقيت در آموزش و پرورش ( تهديدها و فرصت ها ، ارائه راه حل هاي پيشنهادي ) " - تهيه كننده : عبدالرحمن جرجاني -برگرفته از سايت پژوهشكده تعليم و تربيت سازمان آموزش و پرورش استان گلستان -http://www.golestanier.ir
2-مقاله "راه هاي پرورش خلّاقيت " - دكتر مهرانگيز شعاع كاظمي - مجله معرفت شماره:92 (ويژه‌نامه علوم تربيتي) Qabas.org
3--مقاله "تاملي در تعريف هنر " - مجتبي مطهري الهامي - برگرفته از سايت firooze.com
4--مقاله "جستاري در مفهوم هنر و عناصر تركيبي آن " - سید حسین امیرجهانی - برگرفته از سايت firooze.com
5- مقاله " جایگاه اثر هنری در روش شناسي گادامر" -سید رضی موسوی گیلانی -برگرفته از سايت firooze.com
6-كتاب " هنر فكركردن " -ارنست ديمنه -ترجمه : محمد رفيعي مهرآبادي
7--كتاب " صد جلوه از ميراث ايران " -ناشر : نشر قلمرو آفتاب-گروه نشر ايران -چاپ يكم - تابستان 1386
8-معرفي كارگاههاي آموزشي هنر درماني-پژوهشكده خانواده -دانشگاه شهيد بهشتي
9-مقاله "ديدار از موزه ها يك فرصت آموزشي است " -نويسنده : حميد ميرزاآقايي -روزنامه اعتماد- 19 آذر 1381
10-مقاله " آموزش هنر در مراكز پيش‌دبستاني" -انتشار :سايت پيش دبستاني سازمان آموزش و پرورش شهر تهران -http://www.tehranedu.com
11-مقاله " كودكان بزرگترين معلمان خلاقيت " حميد ميرزاآقايي –ويژه نامه كارآفريني روزنامه اعتماد

12- مقاله " تعريف اصطلاحات مهم نمايش كودك و بحث دربارۀ آنها" -نوشته: مت بوكانن ترجمه: داود زينلو www.childdrama.com - -
13- مقاله " نقدي بر كتب آموزش هنر دوره سه ساله راهنمايي تحصيلي كم توجهي به آموزش هنر يك مسئله ريشه دار است" حجت اله حسين زاده- روزنامه كيهان -شماره شماره 18742

15-مقاله " هنرمدرن و نقاشي كودكان " -رضا عبدلي -انتشار : پايگاه خبري هنر ايران
16-- مقاله "ذهن دانش آموزان نيازمند تخيل فعال است " -نويسنده :حميد ميرزاآقايي - روزنامه اعتماد- چهارشنبه 29 آبان
17- كتاب " چگونه از فرزند خود يك نابغه بسازيم "- - نويسنده : شاكونتالا دوي « چگونه از فرزند خود يك نابغه بسازيم» ترجمه:زهره زاهدي .ناشر: انتشارات جيحون .تيراژ :3300 -تاريخ چاپ : 1379- نوبت چاپ : دوم
18- مقاله " ضرورت رشد خلاقيت و كارآفريني كودكان براي تامين منابع انساني سازمان هاي آينده " نويسنده : حميد ميرزاآقايي -انتشار-سايت فكرنو-بهمن 1386 - www.fekreno.org-

.4 گريوز، گارگيلو، اسلادر، (1379)، خلاقيت (شناخت ويژگي‌هاي كودكان و برخورد مناسب با آنها) (ترجمه مهدي قراچه‌داغي)، تهران: پيک بهار.
 

1-"CREATIVITY and CHILDREN: A Natural Combination"by Alberta Johnson-http://www.artistshelpingchildren.org
2-"SEVEN EASY IDEAS FOR ORGANIZING KIDS ARTWORK "by Maria Gracia-http://www.artistshelpingchildren.org
3-WAYS TO HELP YOUR CHILD EXPRESS HERSELF WITH ART"by: Robbin T"-http://www.kinderart.com
4-"CHILDREN AND ART: THEY GO TOGETHER" by Robert Beeching-http://www.kinderart.com

+نوشته شده در دوشنبه 11 آذر1392ساعت12:18 بعد از ظهرتوسط عظیمی یکتا |
قصه های قرآنی
 
قصه های قرآنی-دفتر الفبا
 
هدف از انجام این تحقیق آشنایی بیشتر با قصه های قرآنی و جنبه های مختلف آنها این مقاله مروری ایست بر مطالعات قبلی صورت گرفته در این زمینه. در اینجا تعاریفی از ادبیات کودک، قصه، قصه های قرآنی، تاثیر آنها بر اندیشه و تخیل کودکان و... می باشد. در پایان پیشنهادهایی برای انس بیشتر کودکان با این کلام الهی ارائه شده است.

مقدمه


قصه گویی در طول تاریخ مورد علاقه و توجه بشر بوده و برای او جذابیت و کشش خاصی داشته است.
به همین دلیل، قصه یکی از ابزارهای مهم اصلاح رفتار محسوب می شود. قرآن کریم نیز به نیاز بشر و
گرایش او به قصه توجه نشان داده و با تأکید بر علایق طبیعی انسان بسیاری از مباحث ظریف اعتقادی،
اجتماعی و اخلاقی را در قالب زیباترین داستان ها طرح و ارائه می نماید. خداوند متعال در سوره های متعدد قرآن کریم از طریق نقل داستان گذشتگان سعی در هدایت، تربیت و اصلاح رفتار بشر داشته است . اصطلاح قصه در فرهنگ قرآن به معنی« پی جویی»،تحلیل و بررسی حوادث مهم تاریخ انبیاء براساس بینش الهی است که هدف از آن عبرت و درس گرفتن از حوادث برای زندگی خود، تذکر، بیداری، تحول و تثبیت دل مؤمنین است. (نقی پور،١٣٧١)

ادبیات کودک و نوجوان چیست؟


این گونه ادبی، به معنای عام، به آثاری اطلاق می شود که هم از نظر درونمایه و ساخت و پرداخت و تصویر و هم از نظر زبان و بیان و شیوه ارائه با نیازها، علاقه مندی ها، تجربه ها، و توانایی های درک و خواندن کودکان و نوجوانان متناسب باشد.
در این اصطلاح، مراد از کودک فردی است که دست کم بتواند با دیدن تصویرها یا گوش سپردن به متن کتاب ها، آنها را درک کند. گستره سنی این تعریف تا چهارده یا پانزده سالگی ادامه پیدا می کند. بنابراین، نگاه بزرگسالان به دوران کودکی و نوجوانی و برداشت هایی که آنها از این دوران دارند بر ساختار و کیفیت این آثار تاثیر می گذارد. ( حری،١٣٨٤)


ادبیات دینی کودک و نوجوان


این مقوله در ادبیات کودک و نوجوان قرار می گیرد. ادبیات دینی شامل نوشته هایی می شود که موضوع و مضمون اصلی آنها مذهب و باورهای اعتقادی باشد. معمولا کتاب های دینی کودک و نوجوان فقط درباره ادبیات شیعی و اسلامی است. در حالی که صحبت از انبیا و پیامبران تنها جزئی از ادبیات دینی است.
(کاشفی خوانساری، بی تا)

تعریف قصه


به آثاری که در آن ها تاکید بر حوادث خادق العاده بیشتر از تحول و پرورش آدم ها وشخصیت هاست، قصه می گویند.


هدف قصه


هدف قصه ها، به ظاهر خلق قهرمان و ایجاد کشش و بیدار کردن حس کنجکاوی و سرگرم کردن خواننده یا شنونده است و لذت بخشیدن و مشغول کردن، اما در حقیقت درونمایه و زیر بنای فکری و اجتماعی قصه ها ترویج و اشاعه اصول انسانی و برادری و برابری و عدالت اجتماعی است.
٢ویژگی های قصه

  • دارای جنبه های ماورای حسی و عقلی هستند.
  • از تجربه و مشاهده مایه نگرفته اند.
  • به وحی و شهود و الهام و خرق عادت و امور کلی توجه دارند. (طیبه شجاعی، بی تا)

انواع قصه های قرآنی

  • قصص انبیاء
  • قصه هایی که دربردارنده حوادث گذشته اند مانند: قصه طالوت و جالوت، قصه اصحاب کهف، اصحاب سبت و..
  • قصص حوادث و رخدادهای دوران زندگی پیامبر
  • مثل ها و تشبیهات قرآنی که برخی آنها را نیز جزو قصه های قرآنی بر می شمارند.
  • تاثیر قصه های قرآنی بر کودکان
  • افراد زیادی در این حوزه کار کرده اند از جمله طیبه شجاعی که در بررسی های خود به این نکات دست یافته است.

تاثیر قصه های قرآنی بر اندیشه کودکان

  • قصه های قرآنی با داشتن تنوع ومضامینی که جامع و کامل هستند، در جهت ارتقاء اندیشه کودکان نقش بسزایی دارند.
  • قصه های قرآنی با جاذبیت هایی که دارند، کودکان را جذب می کنند و کاملاً غیر مستقیم پند می دهند وعبرت می آموزند.
  • قصه ها چنان تصویری و زنده هستند که به هنگام خواندن در ذهن کودک جان می گیرند و اتفاق می افتند. در قصه های قرآنی آموزش به زبان هنر بیان می شود: هنر قصه نویسی
  • قصه ها به کودک اعتماد به نفس می دهند: مقابله داوود با جالوت ، موسی با فرعون، ابراهیم با آذر و نمرود
  • امید به آینده می دهند: قصه یوسف، عیسی و….

جاذبه های قصه های قرآنی برای کودکان


حضورکودکان: داوود پیامبر، کودکی موسی (ع)، کودکی یوسف (ع)، نوزادی عیسی (ع)
حضور حیوانات در قصه ها: ماهی که یونس را می بلعد، هدهد بال می گشاید و تا سرزمین بلقیس می رود، سگ اصحاب کهف زبان باز می کند، شتر موقرمزی که از کوه در می آید، عصایی که اژدها می شود.
طبیعت زیبا وخیال انگیز در قصه ها: بهشتی که آدم و حوا در آن زندگی می کردند، کشاورزی ومزارع اصحاب رس و قوم لوط، و…، دریا، کوه، ساحل و…

 

تاثیر قصه های قرآنی بر تخیل کودکان


تعریف تخیل:

تخیل محصول ذهن انسان است و در میان تمام جانوران این انسان است که صاحب تخیل پیشرفته و گسترده است. تخیل کارکردی شگفت دارد که تعریف و شناسایی آن را مشکل می کند. انسان با استفاده از تخیل توانسته است ناتوانی های خود را در برابر طبیعت جبران کند.


رابطه تخیل و اندیشه:

اندیشه به انسان چگونگی غلبه بر طبیعت را می آموزد و تخیل چگونگی تاب آوردن در این نبرد دائمی میان انسان و طبیعت را.
و کودکی که می خواهد برخیزد، بایستد، تلاش کند، زندگی کند، و با مشکلات کنار بیاید نیازمند اندیشه و تخیل پویایی است تا آسوده تر زندگی کند و قصه ها ابزاری مطمئن، مستند و امن هستند برای آموزش این چگونگی غلبه وتحمل.
اینجاست که قصه ها نقش روانشناسی و روان تربیتی خود را به خوبی ایفا می کنند. قصه ها کودک را از جهان موجود به جهان مطلوب می رسانند.
همچنین ماده اصلی و اساسی تخیل تصویرهای ذهنی است. کودک با نیروی تصویر ها و بازیابی و جابجایی و تغییر در آنها تخیل می کند. قصه هایی که سرشار از تصاویر زیبا و قابل گسترش باشند، بهترین سرگرمی برای تخیل هستند. مانند: قصه موسی هنگامی که از رود نیل عبور می کند. قصه ابراهیم هنگامی که آتش بر او سرد می شود .
اصلاً تخیل یک بازی است بازی آگاهانه یا برآمده از ناخودآگاهی با تصویر ذهنی. هرچه تصویر های ذهنی عاطفی تر وجزئی تر باشند، استعداد بیشتری برای حضور در خیالپردازی ها دارند: صحنه موسی و (ع) و ساحران.
هنری ترین قصه ها خیال انگیزترین آنها هستند و قصه های قرآنی جامعترین این تخیلات را در دل خود جای داده اند. برای همین است که هنر مندان، خاصه مینیاتوریست ها (که هنر بسیار ظریفی است) جنبه های تصویری قصه های قرآنی را دستمایه خلق اثرشان کرده اند. چون سرشار از حس و خیالند.
«فانتزی» در قصه های قرآنی: آنچه ما می دانیم این است که داستان های فانتاستیک دنیایی متفاوت از دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم، پیش پای ما می گذارند. در دنیای فانتزی قوانین دیگری حاکم است که گاهی شگفت تر و لذت بخش تر از قوانین طبیعی است و گاه متنوع تر. فانتزی ها به خوانندگان خود امکان قیاس بین دنیاهای متفاوت را می دهند. تخیل فانتاستیک تخیلی ویژه است که از جنبه شکلی با انواع دیگر تخیل تفاوت دارد اما ماهیتاً در چارچوب تخیل به مفهوم عام می گنجد.
هرچه که بیشتر از فانتزی ها، اصول، الگو و تخیل ها و نیروهای تخیلی اش می گوییم بیشتر پی به جامعیت قصه های قرآنی در این حوزه می بریم. مصداق این گونه ها را نیز می توان در قصص قرآنی یافت
.

گونه های فانتزی در قصه های قرآنی

  • واقع نما
  • واقع گرا: قصه های قرآنی چنان ملموس هستند که در عین تجربی وملموس نبودن برخی رخدادها ( مثل معجزات ) واقعی و باورپذیر جلوه می کنند.؟ بی هیچ شک وشبهه ای آنها را می پذیریم که البته این امر ریشه در اعتقادات و باورهای دینی ما نیز دارد
  • تمثیلی:
  • در قصه های قرآنی تمثیل نیز زیاد داریم که در دیالوگ ها مطرح می شوند همچنین در قرآن داریم: مثل الذین …. مثل حملوا …. مثل کسانی که …… مثل قومی که ……..
  • علمی – تخیلی: داستان معراج پیامبر
  • روانشناختی: روزه ی سکوت مریم، برخوردهای متفاوت پیامبر در مقابله با مشرکان
  • طنز: مورچه و سلیمان
  • پریانی: حضور جبرئیل وآمدن او برای رساندن وحی
  • قهرمانی: مبارزه ی داوود با جالوت
  • فلسفی: همسفری خضر وموسی
  • گوتیک (رمانی که در آن سحر و جادو، رمز و معما، بی رحمی، خونریزی، دلهره و وحشت به هم آمیخته باشد): موسی وفرعون
  • شمشیر و جادو: مقابله میان موسی و ساحران
  • تاریخی: جنگ ها و غزوات پیامبر
  • آموزشی: نصایح لقمان حکیم
  • اسباب بازی ها: ابزار و آلات ساحران در مقابل عصای موسی
  • سفر در زمان: خواب صد ساله عزیر، خواب ۳۰۰ ساله اصحاب کهف
  • فلسفی( هستی شناختی): قصه ابراهیم و چهار پرنده که آنها را می کشد و می کوبد و بر سر چهار قله می نهد تا به راز زنده شدن مردگان یقین بیاورد.
  • آدمک ها: قصه هایی که از اجنه ذکر شده است.( مثال در قصه حضرت سلیمان)
  • در قصه های قرآنی بعضی چیزها را در غایت و نهایت آن می بینیم. بدین خاطر تخیل نیز در اوج خودش قرار می گیرد. مثلاً:
     یوسف در اوج زیبایی و تقوا
     مریم در اوج پاکدامنی
     یعقوب در اوج انتظار واشتیاق
     ایوب در اوج صبر

تربیت دینی کودکان: مراد از تربیت دینی چیست؟

تربیت عبارت است از: مجموعه اعمالی که یک فرد به عمد، به منظور اثرگذاری بر شناخت ها، اعتقادات، احساسات، عواطف و رفتارهای انسان با انسان دیگر، بر اساس برنامه ریزی سنجیده انجام می دهد. ( سعیدیان، ١٣٦٣)
تربیت دینی: عبارت است از مجموعه اعمال عمدی و هدف دار، به منظور آموزش گزاره های معتبر یک دین به افراد دیگر به نحوی که آن افراد در عمل و نظر به آن آموزه ها متعهد و پایبند گردند. ( داوودی، ١٣٨٦)

نتیجه گیری

این مقوله (تأثیر قرآن و حدیث در ادبیات فارسی) از ادبیات نیز مستثنی نیست . شاعران و نویسندگانی که در طول تاریخ تمسک به این کلام جسته اند (حافظ قرآن یا آشنا با آن بوده اند )کلامشان ماندگاتر شده است. در نثر مسجع وآهنگین، در راز تازگی شعر های حافظ و در اوج بودن شعرهای مولانا همین نکته را می توان دریافت: ردی، نشانه ای، عطر و بویی از کلام وحی.
درتعلیم و تربیت، قصه گویی روشی است که به وسیله آن به طور غیر مستقیم در اعماق روح کودک و نوجوان تأثیر می گذارد. قصه، نه تنها پیام های مفیدی برای کودک دارد، بلکه اگر به گونه های جذاب و مناسب طراحی و بیان شود، کودک و نوجوان می کوشند خود را با شخصیت های آن قصه همانند سازند. والدین و مربیان می توانند با بیان داستان های قرآنی، زمینه رشد شناختی کودک را فراهم سازند، و با ارایه قصه های آموزنده و جذاب به ساخت الگوی ذهنی آنان با گرایشات معنوی پبردازند و زمینه علاقه کودک و انگیزه ی آنان را به مسایل دینی فراهم کنند در این صورت نوعی اشتیاق در آنان ایجاد می شود و در نتیجه کودک و نوجوان از انجام اعمال دینی احساس رضایت می کند که این رضایت باعث درونی شدن عمل اخلاقی در آنان می شود.


 

قدسیه نریمانی
+نوشته شده در دوشنبه 24 تیر1392ساعت10:7 قبل از ظهرتوسط عظیمی یکتا |
آموزش موسيقی به کودکان

آموزش موسيقی به کودکان

ترجمه : کیمیا مؤذن
 

آموزش موسيقي به كودك ، شامل يك برنامهء آموزشي ست كه در آن موسيقي ، آواز ، سخنراني و بازي هاي متحرك بدني ، با شيوه اي مفرح و سرگرم كننده به كودك ارائه مي شود.تدريس موسيقي به كودكان ، يكي از مهم ترين شاخه هاي آموزش موسيقي ميباشد. در اين زمينه كلاس هايي براي گروه هاي سني مختلف وجود دارد كه آغاز آن از 3 ماهگي ( تربيت شنوايي نوزاد مد نظر است) است . تجربه نشان مي دهد كودكاني كه قبل از 7 سالگي با موسيقي آشنا مي شوند  در امتحانات sat تا بيش از 200 امتياز بالاتر از ساير دانش آموزان نمره كسب كرده، و در آينده در محيط كار ، چندين برابر موفق تر خواهند بود . هم چنين كودكاني كه پيش از 7 سالگي آموزش پيانو را آغاز مي كنند ، تمايل بيش تري به رعايت بهداشت عمومي ( مانند : مسواك زدن دندان ها ، دوش گرفتن مرتب ، و استفادهء مداوم از خشبو كننده ها) در طول زندگي خود خواهند داشت.


هدف :

شروع فراگيري موسيقي از سنين پايين ، مي تواند براي تمام افراد منفعت بزرگي به همراه داشته باشد. تجربه نشان مي دهد امروزه وقتي دانش آموزان پا به مقاطع بالاتر در تحصيل موسيقي مي گذارند ، از دانش موسيقايي بالايي برخوردارند. بسياري از چهره هاي شاخص در موسيقي ، با موسيقي بزرگ شده و پرورش يافته اند ( مانند : موزارت ، مايكل جكسون ، بريتني اسپيرز ، كريستينا آگيلرا ) . در نتيجه بهترين سن براي شروع موسيقي ، از سنين خردسالي مي باشد.

موسيقي علاوه بر اين ها مي تواند از جنبه ء روان درماني نيز در كودكان و بزرگسالان مورد برسي قرار گيرد.

آموزش موسيقي در بيش تر مدارس موضوعي فراموش شده است . موسيقي مفيد ترين مقوله اي است كه مي تواند در سال هاي پيش از دبستان براي آموزش به كودك انتخاب كرد . با اين احوال مي بينيم اولين مبحثي است كه در سال هاي دبستان از برنامهء آموزشي دانش آموزان حذف مي گردد . هنگامي كه مدارس با كسري بودجه مواجه مي شوند ، اولين اقدامي كه مي كنند حذف چنين برنامه هايي از سيستم آموزشي مدرسه است . وقتي به اين موضوع توجه مي كنيم خواهيم ديد كه موسيقي مي تواند براي پيشرفت كودكان در درس رياضي و ساير علوم ، بسيار مؤثر باشد.كودكان از طريق موسيقي ، برنامه ريزي و زمان بندي را ياد مي گيرند . آن ها با شناخت و نظارت بر توانايي هاي خويش ، مي آموزند كه چگونه كارهاي خود را در طي شبانه روز تقسيم و تنظيم كنند. اگر تنها تعداد بيش تري از افراد جامعه ، با مطالعات و حقايق موجود دربارهء موسيقي آشنا شوند ، آن گاه مشاهده مي كنند كه تا چه ميزان ، موسيقي مي تواند براي كودكان ( تا قبل از سنين دبستان ) مفيد واقع شود.


روش ها و فعاليت ها:

آموزش موسيقي به كودكان ، توسط مؤسسه و نهادهاي مختلفي از قبيل مدارس موسيقي و برخي گروه هاي نوازندگي ( گروه هاي با سازهاي بادي برنجي و گروه هايي براي اجراي موسيقي محلي) ارائه مي شوند. در كشور آلمان معمولاً هفته اي يك جلسه با مدت زمان 45 دقيقه ، براي دانش آموزان در مدرسه ، كلاس موسيقي برگزار مي كنند. دانش آموزان شركت كننده در اين كلاس ها ، كارهايي از قبيل خواندن آواز و ترانه ، نواختن و آشنايي با سازهاي موسيقي ، و انجام حركات موزون را تجربه مي كنند. جوْ اين كلاس ها معمولاً غير جدي و مفرح است.


فعاليت ها:

1.گوش دادن: آزمون هايي همراه با نوار و سي دي.براي مثال حدس زدن صداها و اصوات ، و يا تشخيص صداي سازهاي مختلف در يك اركستر.

2.حركات موزون: انجام رقص هاي آزاد همراه با موسيقي ، و نيز رقص هاي رسمي تر مانند رقص لهستاني ، رقص هاي زنجيره اي و دايره شكل ، و رقص دو نفره.

3.مهارت هاي ديناميك: بازي هاي انگشتي ، ورزش هاي پا (پنجه ، پاشنه و...) ، ورزش مچ دست.

4.آشنايي با سازها: شامل نگاه كردن و شناسايي ساز ، اطلاع از مواد سازندهء هر ساز ، تشخيص صداي انواع سازها ،تجربهء نواختن هر ساز به تنهايي ، و آشنايي با سازهاي مخصوص كودكان.

5.ريتم: تمرين كف زدن بصورت ريتميك ، انجام تقليد با دست و پا و ساير اعضاي بدن.

6.عكس العمل: شروع يا توقف حركت ، با توجه به علائم مختلف.

7.مديتيشن: رعايت سكوت ، گوش دادن ، زمزمه كردن و حركات دهان.

8.برخورد اجتماعي: ارائه روش هايي جهت پيشرفت و بهبود روابط با ديگران ، واكنش نشان دادن نسبت به رفتار هاي ديگران ، انجام فعاليت هاي گروهي ، و پرورش خلاقيت و نوآوري كودك در كنار ساير كودكان.

9.ژانرهاي موسيقي: آشنايي با ژانرهاي مختلف در موسيقي ، و هم چنين آشنايي با موسيقي ساير ملل و سازهاي بومي هر منطقه ، تنظيم موسيقي بر روي داستان ها توسط سازها و اصوات گوناگون.

10.برنامهء تفريحي و گردش: بازديد از اُرگ كليسا ، بازديد و آشنايي با سازندگان سازهاي زهي ، سازهاي بادي برنجي ، پيانو ، و هم چنين بازديد از فروشگاه هاي موسيقي و استوديو هاي ضبط.


شيوه هاي سازمان يافته براي آموزش موسيقي از سنين پايين :

امروزه سازمان هاي بين المللي متعددي وجود دارند كه به ترويج شيوه هاي خاص در تعليم موسيقي به كودكان مي پردازند. از شناخته شده ترين نهادها و مؤسسات فعال در حوزهء موسيقي كودك مي توان به موارد ذيل اشاره كرد:

 the suzuki method , musikgarten , music-in-the-box , music together , kindermusik

سيستم آموزشي kindermusik شامل يك دوره كلاس هاي "موسيقي و حركات موزون"  است كه در آن كودك از بدو تولد تا 7 سالگي ، تحت آموزش قرار مي گيرد.

 مؤسسه ء music together نيز كلاس هايي براي "موسيقي و حركات موزون" در برنامهء آموزشي خود دارد.

 هم چنين musikgarten يك برنامهء جامع و مدوّن ، براي رشد موسيقايي كودك از بدو تولد تا 9 سالگي ارائه مي دهد.

music-in-the-box  جهت پيشرفت زبان و روخواني كودك ، از موسيقي _ كه شامل كار با كتب مصوّر ، و كلاس هاي موسيقي و حركات موزون _ كمك مي گيرد.

اما برنامه ء the suzuki method بطور محسوسي با ساير روش ها فرق مي كند. the suzuki method بر يادگيري يك ساز ويژه (مانند ويولون) تمركز دارد و بدين وسيله به پرورش استعداد هاي موسيقايي كودك مي پردازد. اين روش متمركز بر كودك و وابسته به مثلث والدين/معلم/كودك ، به منظور ايجاد درك درونيِ زود هنگام موسيقي است. آن ها در ابتدا با روش گوشي شروع كرده و سپس با روخواني از روي نت ، تكنيك نوازندگي را در كودك ارتقاء مي دهند.


منبع :http://en.wikipedia.org/

+نوشته شده در دوشنبه 19 فروردین1392ساعت2:32 بعد از ظهرتوسط عظیمی یکتا |
زمزمه 7ساله شدن دوره ابتدايي بار ديگر قوت گرفت؛ 5 ساله‌ها به مدرسه مي‌روند؟

 

مزمه 7ساله شدن دوره ابتدايي بار ديگر قوت گرفت؛

اواسط پاييز امسال حاجي بابايي وزير آموزش و پرورش در اظهار نظري پيرامون نظام آموزشي كشور گفته بود كه به دنبال ورود پيش‌دبستاني به صورت رسمي به نظام آموزشي کشورو هفت ساله شدن دوره ابتدايي در كشور است. در اين باره روز گذشته معاون آموزش ابتدايي وزير آموزش و پرورش درباره هفت ساله شدن ابتدايي و گفت: پيش‌دبستاني يک دوره بسيار حساس و مهم در ابتدايي است که تعريف آن در نظام آموزشي کشور،‌ بايد به صورت”قانوني» انجام شود.
تغييرات در آموزش عمومي ايران گويا تمامي ندارد. در حالي که اما و اگرها در خصوص اجرايي بودن نظام آموزشي 3-3-6 همچنان ادامه دارد و فقط 4 ماه از اجراي اين سيستم آموزشي در كشور گذشته است دو مسئول وزارت آموزش و پرورش از افزوده شدن پيش دبستاني به دوره ابندايي خبر داده اند.
اظهار نظر آقاي وزير و مععاونانش مبني بر تلاش براي هفت ساله شدن دوره ابتدايي با الحاق دوره اختياري پيش دبستاني به نظام رسمي آموزش و پروش در آن زمان واكنش‌هاي مختلفي را به دنبال داشت.تا جاييكه برخي از منتقدان برنامه‌هاي وزارت اموزش و پرورش با اشاره به عوارض خطرناك شش ساله شدن دوران ابتدايي و هم مدرسه اي بودن دانش آموزان 6 ساله با دانش آموزان 12 ساله، هفت ساله شدن اين دوره و هم مدرسه اي شدن 5ساله‌ها با 12 ساله‌ها را پرخطر تر و در عين حال غير قانوني ارزيابي كردند.از زماني که حميدرضا حاجي بابايي، وزير آموزش و پرورش تصميم گرفت تحولي در نظام آموزشي ايران بوجود بياورد، بحث اجباري شدن پيش دبستاني و افزوده شدن آن به ابتدايي سر زبان‌ها افتاد. حتي در برهه اي گفته شد دوره ابتدايي با افزوده شدن پيش دبستاني، 6 سال مي‌شود. اما ايراداتي که اين طرح داشت و نياز به اصلاح گسترده قوانين در چند نهاد ديگر بوجود آمد، عملا دوره پيش دبستاني را به دوره تحصيل عمومي افزوده نکرد. به گزارش خبرآنلاين پيش از اين وزير آموزش و پرورش گفته بود ضريب هوشي نسل فعلي ايرانيان بالاتر رفته است و به همين دليل بايد سن شروع آموزش‌هاي عمومي پايين بيايد.
اکنون هم معاون آموزش ابتدايي وزير آموزش و پرورش و دبيرکل شوراي عالي آموزش و پرورش دو مسئول در آموزش و پرورش گفته اند ممکن است پيش دبستاني به دوره 12 ساله تحصيل افزوده شود. نويد ادهم دراين باره به فارس گفته است« بر اساس سند تحول بنيادين آموزش و پرورش، سن تعليم و تربيت رسمي 5 سالگي است اما سن افراد لازم‌التعليم (لازم‌التربيه) طبق قانون مشخص مي‌شود. بر اين اساس طبق سند تحول، کودکان از چهارسالگي تمام يعني 5 سالگي مي‌توانند وارد نظام آموزشي شوند اما آموزش اجباري رسمي که اول دبستان است در کشور ما از سن 6 سالگي تمام است که قانون تعيين کرده است.»به گفته او هرچند اکنون قانون سن اول دبستان را 6 سالگي تمام تعيين کرده است اما ممکن است دو سال يا 5 سال ديگر قانون آغاز سن تحصيل در اول ابتدايي را 5 سالگي در نظر بگيرد و اين بستگي به شرايط و اقتضائات جامعه دارد.
همچنين معاون آموزش ابتدايي وزير دراين باره گفته است: پيش‌دبستاني يک دوره بسيار حساس و مهم در ابتدايي است که تعريف آن در نظام آموزشي کشور،‌ بايد به صورت”قانوني» انجام شود.فاطمه قربان معاون آموزش ابتدايي وزير آموزش و پرورش در گفت‌وگويي با خبرگزاري دانشجويان ايران درباره پيش‌دبستاني و اظهارات متفاوتي که درباره اين دوره مي‌شود، از جمله نکات مثبت رسمي شدن اين دوره، افزود: براي هفت ساله شدن ابتدايي نيازمند قانون هستيم و آموزش و پرورش معتقد است که اين دوره تاثير بسزايي در ميزان يادگيري دانش‌آموزان در مقطع ابتدايي دارد.وي افزود: بر اساس آخرين تغييراتي که در آموزش و پرورش صورت گرفته، محتواي آموزشي براي دوره پيش‌دبستاني بايد به تاييد سازمان پژوهش و برنامه‌ريزي آموزشي برسد و مجوز فعاليت نيز از سوي اين وزارتخانه صادر شود، لذا بايد اين دوره را مهم تلقي کنيم.
معاون آموزش ابتدايي وزير آموزش و پرورش تصريح کرد: در حال حاضر پوشش تحصيلي مراکز پيش‌دبستاني که ضميمه مراکز دولتي هستند و يا به صورت مستقل فعاليت مي‌کنند، آمار 430 هزار نفري از اسامي نوآموزان پيش‌دبستاني را نشان مي‌دهد که وارد سامانه شده است و انتظار مي‌رود ميزان پوشش بيشتر از اين اعداد و ارقام باشد. قربان اظهار کرد: آمارهاي مرکز سنجش سلامت نشان مي‌دهد که بيش از 80 درصد از نوآموزان در سن پيش‌دبستاني اين پايه را مي‌گذرانند. اين اتفاق خوبي است که خانواده‌ها به جايگاه پيش‌دبستاني و تاثير آن در روند آموزشي کودکان خود پي‌برده‌اند.وي ادامه داد: يکي از سياست‌هاي آموزش و پرورش، برگزاري کلاس پيش‌دبستاني براي نوآموزان مناطق دو زبانه است که مقرر شده 112 ساعت آموزش را در اختيار اين نوآموزان قرار دهند.به گفته معاون آموزش ابتدايي وزير آموزش و پرورش، يک سوم دانش‌آموزان ابتدايي کشور در روستاها تحصيل مي‌کنند که يک سوم اين دانش‌آموزان نيز در مناطق دو زبانه زندگي مي‌کنند که پوشش تحصيلي آنها در پيش‌دبستاني، آمارهاي قابل قبولي را نشان مي‌دهد.
اين درحالي است كه کاهش سن ورود به مدرسه همچنان مخالفان مختلفي دارد.برخي معتقدند ممکن است اثرات منفي رواني طولاني تر شدن دوره ابتدايي مي‌تواند بيش از فوايدش باشد. از سويي با افزوده شدن پايه ششم به دوره ابتدايي مديران مدارس و اوليا دانش آموزان با معضلي به نام ارتباط کلاس اولي‌ها و دومي‌ها با ششمي‌ها مواجه شدند. اين مساله باعث شد تا آموزش و پرورش با وجود کمبود فضاي آموزشي در ميانه راه به فكر دوپاره کردن دوره ابتدايي به دو دوره 3 ساله بيفتد. بر اساس اعلام آموزش و پرورش سال آينده، نظام 3-3-3-3 در 30 درصد مدارس ابتدايي اجرا مي‌شود. همچنين گفته شده ممکن است در برخي مدارس ابتدايي، زمان زنگ تفريح پايه اول تا سوم و چهارم تا ششم، همزمان نباشد.به هرحال به نظر نمي‌رسد افزوده شدن دوره پيش دبستاني به دوره ابتدايي، به سادگي انجام شود، آموزش و پرورش همچنان بايد ايرادات کلاس ششم و تغييراتي که در دوره‌هاي ديگر بوجود امده است را رفع و رجوع کند.


+نوشته شده در پنجشنبه 8 فروردین1392ساعت11:14 قبل از ظهرتوسط عظیمی یکتا |

سال نو مبارک | Happy New Year

+نوشته شده در پنجشنبه 8 فروردین1392ساعت11:0 قبل از ظهرتوسط عظیمی یکتا |
آموزش هنر و ریاضی به کودکان پیش دبستانی

آموزش هنر و ریاضی به کودکان پیش دبستانی

 

 

آموزشهای پیش دبستانی ، بازی محورند . به عبارت دیگر ، روش آموزشی، مبتنی بر انجام بازیهای مختلف و فعالیتهای آزاد است .
تمایل ذاتی کودکان برای به نمایش گذاشتن جنبه های درونی خود و شناخت دنیای اطراف ، بازی نام دارد . بازی ، وسیله ای برای درک درون کودک است .
تئوریهای مختلفی از سوی روانشناسان ، در مورد اهمیت بازی کودک ارائه شده است. یکی از این نظریات ، متعلق به روانکاوی به نام فروید است .
روانکاوان معتقدند که بازی ، وسیله ای برای کاهش اضطراب کودکان ، حل تعارضات آنها و کاهش آسیبهای عاطفی آنها می باشد .
روانشناسان شناختی معتقدند که کودک از طریق بازی ، به خلق دنیای خود می پردازد ، گاهی نقش بزرگترها را ایفا می کند و از این طریق ، رشد شناختی وی تقویت می گردد .
روانشناسان رشدی، بازی را با جنبه های مختلف رشد ، از قبیل تقویت عضلات بدن ارتباط می دهند .
از نظر روانشناسان اجتماعی ، بازی موجب هماهنگی رفتار کودک با دیگران می شود و کودک از طریق بازیهای گروهی ، سازگاری با دیگران را می آموزد.
در دوره پیش دبستانی ، از طریق بازی ، می توان شیوه زندگی و همزیستی با دیگران را به کودک آموزش داد .


  بازیهای آزاد و بازیهای قاعده دار

بازیهای کودک در دوره پیش دبستانی ، ابتدا به صورت " Play " می باشد، یعنی قاعده مند نیست . مربی باید کودک را از سوی بازیهای آزاد و بی قاعده ، به سمت بازیهای قاعده مند سوق دهد و از این طریق ، به شکل گیری مفهوم قاعده و فانون در ذهن کودک کمک نماید.
مونته سوری که اولین موسس باغ کودکان در ایتالیا بود ، معتقد است که در اواخر دوره پیش دبستانی، بازیهای بی قاعده و بی هدف باید به سمت بازیهای توأم با کار سوق داده شوند (یعنی در حدود شش سالگی که میل به کار در کودک ظاهر می شود) . بازیهای توأم با کار، بازیهایی هستند که هدف و نتیجه خاصی دارند . بازیهای قاعده دار ، فقط دارای قاعده اند و لزوماً هدفمند نیستند .
در بازیهای توأم با کار ، کودک دارای هدف است و تا زمانی که به هدف خود نایل نشود ، کار را رها نمی کند ، اما در بازیهای ساده ، ممکن است که کودک در حین بازی ، کار را رها کند و به امر دیگری بپردازد . بنابراین ، از طریق بازیها ، باید میل به کار را در کودک تقویت نمود .  

نقش مربی در بازی

مربی در بازیهای کودک باید سه نقش را ایفا کند . این سه نقش عبارتند از :
1-مشاهده گر باشد .
2-طراح یا سازمان دهنده فضای بازی و مواد آموزشی لازم باشد .
3-ارزش گذار باشد .
در مواقع عدم دسترسی کودک پیش دبستانی ، به کسی که بتواند از لحاظ رشدی در وی تأثیر مهمی بگذارد ، مربی می تواند به صورت آشکار یا پنهان، این نقش را ایفا نماید .
مربی باید مواد آموزشی و فرصتهای لازم ، برای بازیهای خلاق و متفکرانه کودک را فراهم نماید .  

  نقش والدین

والدین در محیط خانه ، باید نقش همبازی کودک را به عهده بگیرند . این امر موجب نزدیکی و ارتباط آنها با کودک و افزایش اعتماد به نفس وی می شود؛ در ضمن به رشد شناختی و عاطفی کودک بسیار کمک می کند .
والدین باید به بازیهای کودک توجه داشته باشند ، در آن ها شرکت کنند و شرایط لازم را برای بازی آنها فراهم نماید . آنها باید بازیهای خلاق را در اختیار کودک بگذارند و از این طریق ، موجب افزایش روحبه کنجکاوی و خلاقیت کودک شوند .
در دوره پیش دبستانی ، باید با توجه به اصل نشاط از طریق بازیها ، زمینه شادی و نشاط در کودک فراهم شود ، و این امر باعث شادمانی در دوران بزرگسالی می گردد .  

  آموزش هنر به کودکان پیش دبستانی

در ادامه بحث ، پیرامون ابعاد مختلف برنامه های درسی و فعالیت های یادگیری آموزش پیش دبستانی ، آموزش هنر به کودکان پیش دبستانی را توضیح می دهیم .
همه انسانها دارای حس و استعداد زیبایی شناختی هستند . تعلیم و تربیت باید حس زیبایی شناختی افراد را شکوفا کرده و آن را پرورش دهد . یکی از اهداف عمده نظام آموزشی ایران ، پرورش حس زیبایی شناختی کودکان ، در تمام مراحل می باشد .  

 حس زیبایی شناختی

منظور از حس زیبایی شناختی ، ایجاد قوه ادراک زیبایی ها در کودکان می باشد . به عبارت دیگر ، کودک بتواند زیبایی ها را درک و از آن لذت ببرد. زیبایی ها ارتباط مستقیمی با هنر دارند . ادراک زیبایی ، یک جنبه آموزش هنر می باشد و در امتداد آن ، خلق زیبایی هاست. کودکان در نظام آموزشی، باید بتوانند آثار زیبا و بدیعی خلق کنند تا دیگران هم از آنها لذت ببرند . با توجه به این مسأله ، هدف عمده تعلیم و تربیت ایران ، آموزش هنر در دوره پیش دبستانی است که یکی از ابعاد مهم درسی می باشد .
روانشناسان شناختی معتقدند هنر بازتاب دانش و تفکر است . جنبه نمادین و سمبلیک هنر ، باعث تقویت فکر و رشد شناختی کودکان می شود. آموزش هنر ، زمینه ساز پیشرفت تحصیلی در مراحل بعدی تعلیم و تربیت است.
نظریه روانکاوی بر جنبه عاطفی هنر تأکید می کند . روانکاوان معتقدند : هنر از نظر عاطفی، موجب کاهش احساس خشم، نفرت و پرخاشگری در کودک می شود. خلق آثار هنری ، جنبه تصاعدی دارد و باعث تقویت اعتماد به نفس کودک می شود .
روانکاوان معتقدند که نقاشی های آزاد در دوره پیش دبستانی و مقاطع بالاتر، آینه ناخودآگاه کودک است .
شکل والدین در محیط خانه ، باعث مشکل عاطفی کودک می گردد و از طریق نقاشی ، می توان به این مسأله پی برد .
در دوره پیش دبستانی ، علاوه بر نقاشی، کاردستی نیز اجرا می شود. کودک پیش دبستانی در کار هنری ، قادر به برش درست مقواها نیست . به همین دلیل ، به والدین توصیه می شود که در درست کردن کاردستی با کودک مشارکت داشته و در پرورش استعدادهای وی کوشا باشند .
والدین باید به کودک آزادی و حق انتخاب بدهند و او را به کار خاصی محدود نکنند. مربیان پیش دبستانی باید با آموزشهای هنری جدید آشنا بوده و سعی بر تنوع بخشیدن به فعالیتهای هنری کودک داشته باشند .
والدین با فراهم کردن فرصت ها و کمک به کودک ، در انجام فعالیتهای هنری، تأثیر بسیاری بر آموزش هنری وی می گذارند . هنگامی که کودک در خانه کار هنری انجام می دهد ، والدین می توانند در کنار وی بنشینند و به او کمک کنند . این امر ، موجب امنیت عاطفی کودک می شود و او بهتر می تواند کار هنری را انجام دهد .  

در دوره پیش دبستانی ، هنگام انجام کارهای هنری ، باید به کودک فرصت فعالیت خلاق و آزاد داده و از دخالت در کار وی خودداری شود ، زیرا از این طریق ، کودک از کار هنری لذت می برد، حس استقلال در وی پرورش می یابد و اعتماد به نفس پیدا می کند . ما باید با توجه به ساختمان روانی و میزان توانایی های کودک ، کارهای هنری را به او محول کنیم .
روش های نمایشی و تئاتر ، در رشد شناختی و اجتماعی کودک تأثیر بسیاری دارد، زیرا کودک از این طریق ، روش بیان و ابزار وجود را یاد می گیرد و این امر ، موجب پرورش تکلم وی می شود . کودک یاد می گیرد که با دیگران ارتباط برقرار کند و این امر ، سبب پرورش قوه اجتماعی وی می گردد. یکی از جنبه های هنر که بسیار حائز اهمیت بوده و جزء اهداف مهم تعلیم و تربیت است ، ایجاد حس قدردانی نسبت به کارهای دیگران در کودک می باشد. چنانچه آموزشهای هنری در دوره پیش دبستانی به درستی انجام شود، کودک علاوه بر احراز حس قدردانی ، درک می کند که یک تجربه واحد در مورد همه افراد نتیجه یکسانی ندارد . ممکن است که ما همه کودکان را در معرض یک تجربه واحد هنری قرار بدهیم ، اما نتیجه متفاوتی به دست آوریم و کودکان از این طریق ، انعطاف پذیری ذهنی پیدا می کنند . افراد از تجربه واحد ، برداشت های متفاوتی دارند و آثارشان با یکدیگر متفاوت است ، فرد به نظریات دیگران احترام می گذارد و احساس می کند که دیگران ، همان تجربه را به طریق دیگر تفسیر و استفاده کرده اند و در کل، هنر باعث تقویت تمام ابعاد رشد می شود .
نظریه شناختی بیان می کند ، هنر بازتاب دانش و تفکر است . مراکز پیش دبستانی و والدین نقش مهمی در آموزش هنر به کودک دارند و باید به این امر ، توجه بسیاری داشته باشند .
یادگیری هنر در کودک ، موجب خلق دانش خواهد شد. دستیابی به خلاقیت، یکی از اهداف مهم آموزش و پرورش است و موجب تحقق سایر اهداف می شود .
پژوهش ها نشان داده اند که استعداد موسیقی افراد در نه سالگی بروز می کند ؛ البته می توان زمینه آن را با نوشتن ریتم موسیقی در دوره پیش دبستانی ، به کودک آموزش داد یا حداقل کودک را با حرکات موزون آشنا ساخت ؛ چون این مسأله زمینه ساز شکوفایی استعداهای موسیقی در نه سالگی به بعد است .
برخی از آموزشهای هنری ، در دوره پیش دبستانی انجام نمی شود. کودکان به انجام حرکات موزون و ریتمیک علاقمندند و به موسیقی توجه بسیاری دارند ، اما این امر در آموزش های هنری به کار گرفته نمی شود .
به طور کلی ، می توان گفت که نقش مربی در آموزش هنری بسیار مهم است . مربی ابتدا باید هدف را تعیین کند ، یعنی هدف از اجرای یک فعالیت هنری را در دوره پیش دبستانی بداند ؛ این هدف ، شکوفایی استعدادهاست . مربی باید مواد آموزشی لازم را تشخیص داده و در دسترس کودکان قرار بدهد .
در مرحله بعد ، مربی باید فعالیت های صورت گرفته را ارزشیابی کند ، برای مثال ، فعالیتهای هنری در چه سطحی است ؟ آیا این فعالیت ها قابلیت رشد کودک را دارند ؟
در دوره پیش دبستانی ، هنر برای کودک بسیار لذت بخش است و باید به عنوان یک بُعد بسیار مهم پیش دبستانی بسط و گسترش داده شود .  

 آموزش ریاضی در کودکان پیش دبستانی

منظور از آموزش ریاضی در دوره پیش دبستانی ، زمینه سازی تشکیل مفهوم عدد و مقدار ، برای مراحل بعدی تعلیم و تربیت ، یعنی دبستان است.  

  زمینه ها و جنبه های آموزش ریاضی عبارتند از :

1-ایجاد توانایی طبقه بندی در کودکان پیش دبستانی : یکسری از اشیاء در اختیار کودک قرار داده می شود و کودک باید بر اساس یک یا چند بُعد ، آنها را دسته بندی و ردیف کند.
2-ایجاد توانایی نظم و ترتیب در کودکان : به بچه ها یاد می دهیم که اشیاء دارای ابعاد مختلفی هستند. برای مثال ، بچه ها باید آنها را از بزرگ به کوچک یا بالعکس دسته بندی نماید . نظم و ترتیب دادن به اشیاء ، زمینه ساز تشکیل مفهوم عدد و آموزش ریاضی در دوره دبستان به شمار می رود.
پازل ها به توانایی ساختاری کودک کمک می کنند. هر چیزی که در ذهن کودک با مسائل ارتباط برقرار کند و توانایی ساختاری و ساختمانی کودک را افزایش دهد ، به نحوی با منطبق و ریاضی او مرتبط است .  

طبق نظریه پیاژه چهار نوع دانش داریم :

1-دانش اجتماعی که موجب یادگیری مهارتهای اجتماعی می شود .
2-دانش فیزیکی : کودک با عمل کردن بر روی اشیاء به خصوصیات آنهاپی می برد .
3-بازنمایی ( ایجاد توانایی مقایسه و اندازه گیری ) : کودک از طریق این دانش ، اشیاء را با هم مقایسه می کند ؛ البته هنگامی که به کودک پیش دبستانی می گوییم : " اینها را با هم مقایسه کن ، " باید از زبان کودک به منظور برقراری ارتباط با وی استفاده نمود . برای مثال ، می توانیم بگوییم : کدام یک از اینها شبیه به هم می باشند ؟  

به منظور ایجاد توانایی مقایسه و اندازه گیری ، روشی بنام " تناظر یک به یک " وجود دارد . در این روش ، مربی اشکال مختلف را با یکدیگر مطابقت می دهد ؛ البته در نظریه شناختی پیاژه ، بازنمایی همان مفهوم تداعی بوده که می توان از قالب مشابهت استفاده نمود .
برای مثال ، در یک گوشه تصویر ، یک گوسفند نقاشی می کنیم ، سپس یک عضو آن را در طرف دیگر صفحه قرار می دهیم و از کودک می خواهیم، هر عضو را به حیوان یا شیئ مربوطه وصل کند . تصاویر مختلف ، مثل کیف و کتاب را نیز می توان در این تصاویر قرار داد تا کودک بتواند قدرت تمیز و مقایسه داشته باشد .
ایجاد قوه تناظر ، به پرورش مفهوم عدد و آموزش ریاضی در کودکان پیش دبستانی کمک می کند .
کودک ، سنبلها و علائم قراردادی را از طریق فعالیتهای خلاق هنری، بازنمایی کرده و بروز می دهد . به عبارت دیگر ، فعالیتهای هنری ، نوعی بازنمایی می باشند . کودک ، اندیشه ها و علائق خود را از طریق بازنمایی نشان می دهد و خلاقیت هنری وی ظهور می کند .
4-دانش منطق ریاضی ( ایجاد توانایی شمردن و انجام عملیات ) . یکی از زمینه های تشکیل مفهوم عدد در دوره پیش دبستانی ، شمردن است. منظور از دانش منطق ریاضی ، ترکیب منطق با ریاضیات است تا کودک بتواند از خود خلاقیت هنری نشان دهد .
در آموزشهای پیش دبستانی و مقاطع بالاتر ، ابعاد آموزش و رشد از هم جدا نیستند و می توان چند هدف را در یک فعالیت گنجاند . برای مثال ، در بازیهای کودکان که با یکدیگر توپ را دست به دست می کنند ، می توان چند هدف را در یک فعالیت گنجاند و مفهوم عدد و شمردن را به آنها یاد داد.
منظور از انجام عملیات ، کارهایی است که روی مفهوم عدد انجام می دهد. برای مثال ، با نشان دادن یک یا چند سیب ، می توان توانایی شمردن، قدرت تمیز مفهوم و تشخیص واحد از کثیر را در کودک ایجاد کرد . این امر، زمینه ساز تشکیل مفهوم عدد در مرحله بعد است .
هر یک از موارد مذکور ، به ترتیب اهمیت آنها بیان شده و تمام طبقات ، در دانش منطق ریاضی جایگاه بسیار مهمی دارند .
شناخت گرایان معتقدند : کودکان دوره پیش دبستانی ، می توانند بدون هیچ قاعده ای طبقه بندی کنند . برای مثال ، کودک اسباب بازی خود را در یک گوشه قرار می دهد .
در دوره پیش دبستانی ، مربیان و والدین باید توانایی ایجاد طبقه بندی قاعده دار را در کودک به وجود آورند .
باید توجه داشت که حتی مفهوم طبقه بندی که زمینه ساز تشکیل مفهوم عدد در آینده خواهد بود ، دارای پیش نیاز می باشد . مفاهیمی وجود دارند که کودک باید آنها را درک کند تا به توانایی طبقه بندی دست یابد. مفاهیمی همچون شبیه بودن ، تعلق داشتن به چیزی ، در کنار هم قرار دادن ، پیش نیاز مفهوم طبقه بندی به شمار می آیند .
آموزش ریاضی دوره پیش دبستانی ، بهتر است با آموزش هنر همراه باشد تا کودک در آینده از ریاضی تنفر نداشته باشد .
به طور کلی ، می توان گفت که آموزش ریاضی ، دوره پیش دبستانی در چند مقوله خلاصه می شود : طبقه بندی ، نظم و تربیب ، مقایسه و اندازه گیری ، شمردن
و انجام عملیات .
در این دوره ، فعالیتهای دبستانی به کودک آموزش داده نمی شود . در امر آموزش کودک ، نباید تعجیلی داشت و باید به او فرصت رشد طبیعی داده شود.


+نوشته شده در پنجشنبه 8 فروردین1392ساعت10:28 قبل از ظهرتوسط عظیمی یکتا |
خودداري كودكان از خوردن صبحانه، موجب افت درسي مي‌شود
 
 
 

يك متخصص تغذيه با بيان اينكه گرسنگي تنها روي حافظه كوتاه مدت تاثير‌ مي‌گذارد و روي حافظه بلندمدت اثري ندارد، افزود: مطالعات مختلف اثبات كرده است كه بين مصرف صبحانه و حافظه كوتاه مدت ارتباط مستقيمي وجود دارد و كودكاني كه يك هفته بدون صبحانه به مدرسه مي‌روند بعد از يك هفته در مواردي كه به حافظه كوتاه مدتشان ربط داشته باشد با كاهش نمره مواجهند.

دكتر خديجه رحماني عضو هيات علمي دانشكده تغذيه و صنايع غذايي و انستيتو تحقيقات تغذيه‌اي دانشگاه شهيد بهشتي در گفت‌وگو با خبرنگار «سلامت» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين رابطه اظهار كرد: صبحانه حتما بايد در ساعت شش ونيم تا هفت ونيم صبح و حداكثر تا ساعت هشت مصرف شود و نبايد اين‌گونه باشد كه فرد در هر ساعتي كه از خواب بيدار شد صبحانه بخورد.

وي با بيان اينكه براي كودكان دبستاني يا پيش دبستاني استفاده از ميوه‌ها بسيار مهم است، افزود: بهتر است براي كودكان كوچك، ميوه‌ها را پوست گرفته و برش داده شده و در ظرف‌هاي كوچك همراه با يك چنگال قرار داده شوند تا آنها به راحتي بتوانند از ميوه‌ها استفاده كنند.

                                          

يك متخصص تغذيه با بيان اينكه گرسنگي تنها روي حافظه كوتاه مدت تاثير‌ مي‌گذارد و روي حافظه بلندمدت اثري ندارد، افزود: مطالعات مختلف اثبات كرده است كه بين مصرف صبحانه و حافظه كوتاه مدت ارتباط مستقيمي وجود دارد و كودكاني كه يك هفته بدون صبحانه به مدرسه مي‌روند بعد از يك هفته در مواردي كه به حافظه كوتاه مدتشان ربط داشته باشد با كاهش نمره مواجهند.

دكتر خديجه رحماني عضو هيات علمي دانشكده تغذيه و صنايع غذايي و انستيتو تحقيقات تغذيه‌اي دانشگاه شهيد بهشتي در گفت‌وگو با خبرنگار «سلامت» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين رابطه اظهار كرد: صبحانه حتما بايد در ساعت شش ونيم تا هفت ونيم صبح و حداكثر تا ساعت هشت مصرف شود و نبايد اين‌گونه باشد كه فرد در هر ساعتي كه از خواب بيدار شد صبحانه بخورد.

وي با بيان اينكه براي كودكان دبستاني يا پيش دبستاني استفاده از ميوه‌ها بسيار مهم است، افزود: بهتر است براي كودكان كوچك، ميوه‌ها را پوست گرفته و برش داده شده و در ظرف‌هاي كوچك همراه با يك چنگال قرار داده شوند تا آنها به راحتي بتوانند از ميوه‌ها استفاده كنند.

وي ادامه داد: از آنجا كه ممكن است در طول تابستان الگوي خواب بچه‌ها به هم خورده باشد، توصيه مي‌شود بچه‌ها هنگام شب زودتر خوابيده تا صبح زودتر از خواب بيدار شوند و اگر ميلي به صبحانه نداشتند بهتر است كمي ورزش كرده تا اشتهايشان باز شود.

دكتر رحماني در خصوص مواد غذايي كه بايد در صبحانه گنجانده شوند، گفت: از اقلام عمده صبحانه حتما بايد يكي از گروه غلات باشد كه عمدتا در ايران نان است؛ نان سبوس‌دار مهم‌ترين جزء صبحانه در حفظ قند خون است زيرا قند خون را به تدريج بالا مي‌برد و در رفع گرسنگي كوتاه مدت كه در طول شب ايجاد شده، كمك مي‌كند.

عضو هيات علمي دانشگاه شهيد بهشتي با بيان اينكه وجود يك ماده پروتئيني زود هضم نيز در صبحانه بسيار با اهميت است، افزود: پنير يك ماده پروتئيني بسيار مناسب براي صبحانه است كه بايد كم‌چرب و كم نمك باشد. تخم‌مرغ و حبوبات مثل عدس نيز منابع بسيار غني پروتئين هستند. همچنين استفاده از گوشت‌هاي پخته شده و سرد خانگي مثل ساندويچ مرغ در تامين پروتئين بدن بسيار مناسب است.

رحماني با تاكيد بر اينكه وجود سبزيجات در صبحانه بسيار ضروري است، افزود: استفاده از خيار، گوجه، هويج، كاهو و سبزي خوردن در صبحانه بسيار مناسب است كه البته بايد در نظر گرفته شود كودك به كدام يك از آنها تمايل دارد. مثلا اگر به خوردن خود هويج تمايل ندارد مي‌توان از آب هويج استفاده كرد.

وي در خصوص تفاوت صبحانه بچه‌هاي لاغر و ضعيف با بچه‌هاي نرمال و آنهايي كه اضافه وزن دارند، اظهار كرد: بچه‌هاي ضعيف مي‌توانند از كره، خامه، مربا و عسل همراه با يك چاي شيرين استفاده كنند كه براي كودكان معمولي و كودكاني كه اضافه وزن دارند، ضروري نيست.

وي ادامه داد: استفاده از يك ماده شيرين مثل عسل و خرما همراه با يك ليوان شير يا چاي مي‌تواند مكمل بسيار خوبي براي صبحانه كودكان باشد.

عضو هيات علمي دانشگاه شهيد بهشتي درباره استفاده از ميان وعده‌ها در زنگ تفريح گفت: استفاده از ميوه‌ها، خشكبار و مغزها حتما بايد براي ميان وعده‌هاي بچه‌ها در نظر گرفته شود.

رحماني ادامه داد: انواع مغزها مانند پسته، بادام، گردو و مغز تخمه‌ها بسيار مفيدند كه بايد همراه با خشكبار مثل كشمش، توت يا انجير خشك مصرف شوند.

وي افزود: اگر كودكي نمي‌تواند براي صبحانه شير بخورد بايد آن را به عنوان يك ميان وعده در مدرسه استفاده كند كه خوشبختانه طرح تغذيه مدارس اين مورد را در نظر گرفته و در ميان آنها شير توزيع مي‌شود. همچنين اگر نتواند كلا صبحانه بخورد بايد قبل از رفتن به مدرسه حتما يك ليوان شير يا چاي را استفاده كند و نان و پنير را به صورت ساندويچ در زنگ تفريح بخورد.

وي در پايان اظهار كرد: بايد در نظر گرفته شود كه ناهار براي دانش آموزان بعدازظهري به اندازه صبحانه براي بچه‌هاي شيفت صبح اهميت دارد و آنها بايد حتما پيش از رفتن به مدرسه ناهار بخورند و اگر احيانا نتوانستند اين كار را بكنند، غذا يا ساندويچ كاملي را به همراه خود به مدرسه برده و از ميان وعده‌هاي مناسب در مدرسه استفاده كنند.

         

+نوشته شده در پنجشنبه 8 فروردین1392ساعت10:18 قبل از ظهرتوسط عظیمی یکتا |
نقاشي كودكان وشيوه هاي بر خورد با آن

 

نقاشی کودکان و شیوه های برخورد آن

 

نقاشي كودكان وشيوه هاي بر خورد با آن

 

كودكان دنياي پيچيده اي دارند و ما بزرگترها علي رغم اينكه فكر ميكنيم آنها

را به خوبي ميشناسيم كاملآ دچار هستيم .آنها همواره دوست دارند محيط اطراف

خود را بهتر بشناسندمدام از ما بزرگترها جواب هزاران سوالي كه در ذهنشان

است را ميخواهند در حالي كه نميدانند ما بزرگترها به دلايل زياد از جمله نادرست

بودن بسياري از شيوه هاي آموزش ،ازجواب دادن به آن سوالات خلاقانه عاجزيم

اين است كه جوابهاي سطحي ما به آن سوالات قانعشان نميكند وهمواره دوست دارند

از بالا به اتفاقات محيط زندگي نگاه كنند و آن را تجزيه وتحليل كنند اين مقدمه شايد

برگي باشد از مثنوي هزار صفحه اي برخورد درست با رفتارهاي ويژه كودكان بود

عمل كردن به آن براي هر معلم با تعهدينه تنها واجب بلكه ضروري است  زيرامسائلي

كه درسيستم آموزش ما بود و ما به راحتي آن را از مسئولان آموزشي مدارسمان قبول ميكرديم ديگر براي نسل جديد قابل  قبول نمي باشد. ما به عنوان معلم وظيفه داريم با

ديدي  نوبه دنياي كودكان نگاه كنيم زيرا ديگر تفكري كه دوست داشت نسل آينده را در

شرايطي پرورش دهد كه به قول خودش ميخواست از آنها انسانهايي رام  وسر به زير

بسازد قطعآ محكوم به شكست است شايد اين مسكن به كالبد كلاس ، اثري زود گذر داشته

باشد وبراي  مقطعي كوتاه سكوت وآرامش كودكان نمان را در پي داشته باشد اما همكاران محترم بدانيد  كه اين آرامش آتش زير خاكستر است و منشاء بسياري از ناملايمات اجتماع ميباشد پس اميد ميرود معلمان عزيز با ديدي بسيار بازترازاكنون به مسائل نگاه كنند باشد

كه درآينده شاهد توليد انسانهايي سالم ازلحاظ روحي ورواني باشيم متاسفانه بسياري از

والدين ومعلمان ضرب المثلهاي گذشته مانند (( تا نباشد چوب تر فرمان نبرد گاو نر ))

و (( چوب معلم گله هركي نخوره خله)) را  دستاويز رفتارهاي خود قرار داده اند و

همين به دانش آموزان هم سرايت كرده و براي آنها اين طور جا افتاده كه حتمآ بايد معلم

يا پدر و مادر خشن باشند تا آنها بسياري از قوانين ابتدايي را رعايت كنند اما افسوس ،

اي كاش  ما بارفتاري درست تر به آنها احترام به قوانين بدون خشونت خارجي را ياد

ميداديم البته اين ميسر است ، تنها با تعديل رفتار خودمان قطعآ به آن جا كه اين رفتارهاي

سالم را از دانش آموزان ببينيم فاصله اي نداريم فقط اگر خود بخواهيم. بحث از رفتار

دانش آموزان شد شايد بيراه نباشد كه گذري داشته باشيم به نقاشي كودكان شاهراهي  كه

محل ارتباط كودك با دنياي خارج است ويا شايد بهتر باشد بگوييم كه دنيايي كه كودك در

آن از بسياري از مسائل دست وپا گير دنياي ما خود را رها ميبيند ( البته اگر ما دوباره نقش نظارتي خود را به آنها تحميل نكنيم ) البته روي صحبت ما بيشتر با همكاران دبستان است همكاران عزيز، ساعت هنر براي دانش آموز بايد ساعاتي  آزاد باشد  بايد ساعاتي باشد كه واقعآ كودك انتظار آن را بكشد معلمي

موفق است كه دانش آموزش در ساعت كلاس اواحساس رضايت كند كه خوشبختانه دانش آموز دبستان به دليل روح بسيار پاك ومعصومش  اغلب اين رضايت را به زبان مي آورند و به نظر نگارنده اين لذت بخش ترين لحظه يكمعلم است.  ساعات هنر براي دانش آموزان بايد ساعات آزادي باشد بايد ساعاتي باشد

كه  دانش آموز خود را در آن ساعات به سان پرندهاي فرض كند كه ميتواند به هرجا

كه  دوست دارد برود و پرواز كند اغلب با همكاران دبستان كه همكلام ميشويم از عدم

تسلط  خود به نقاشي صحبت مكنند در حالي كه زمان آن گذشته كه معلم به دانش آموزان

مدل  نقاشي بدهد و از آنها بخواهد كه از روي آن بكشند اي دقيقآ همان است كه به جاي

آنها فكر  كنيم در حالي كه

 هنر معلم اين است كه فكر كردن را به دانش آموز

ياد دهد نه  به جاي آنها فكر كند .

ما در اين سنين با كودكاني سر وكار داريم كه هنوز حجم را در ك نكرده اند و قطعآ

نقاشي آنها هم با ذهن ما هماهنگ نيست كافي است كه با يك آفرين خيلي قشنگ شده

اعتماد  او را جلب كنيم كه برايمان از عناصر موجود در نقاشي اش صحبت كند و اين

لحظه لحظه اي است كه بسياري از روانشناسان مانند فرويد و پياژه منتظرش بودن

زيرا ما از طريق صحبتهاي او در مورد نقاشي اش به بعضي مشكلات روحي ورواني اش

ويا به بعضي از مسائل كه در محيط خانه ومدرسه كه كودك را آزار ميدهد پي ميبريم

البته همكاران عزيز دقت داشته باشند كه ما قرار نيست به دانش آموزان خداي ناكرده

انگ بزنيم  نه اين كار يعني نظر دادن در مورد مسائل روحي ورواني كودك قطعا كار

روانكاو است  اما ما به تجربه در مي يابيم كه در نقاشي كودك (مخصوصآ كلاس اول

و دوم ) ميتوانيم  زندگي كودك را ببينيم وحتي ميتوانيم با راهنمايي درست ( كه همان

دادن اطمينان آزادي، به اوست ) اعتماد به نفس وسلامت رواني را در آنها تقويت كنيم

به اين دليل گفتيم كه مخصوصآ كلاسهاي اول ودوم چون در سالهاي بعد كمي مسائل

مربوط به هر جنس در نقاشي  كودكان پديد مي آيد كه طبيعي است ، مانند وارد شدن

اسلحه وتانك .. در نقاشي پسر بچه ها و گل و باغ.. به نقاشي دختر بچه ها  كه اين ها

هم همانطور كه گفتيم كاملآ طبيعي است و مهم اين است كه معلم حواسش جمع باشد كه

كودك به تكرار نقاشي نيفتد واين با بكار بردن شيوه هايي از جمله دادن موضوعاتي به

آنها براي نقاشي ( البته نه تمام جلسات مثلآ 5جلسه نقاشي آزاد درانواع كاغذها با  اندازه

هاي مختلف يك جلسه دادن موضوع )  ويا داستان گويي به اين صورت كه معلم  داستاني

را براي آنها بازگو ميكند بعد از آنها ميخواهد كه هر جا از اين داستان را كه  دوست

دارند نقاشي كنند توصيه نگارنده به همكاران اين است كه براي والدين دانش آموزان جا

بيندازند كه بهترين شيوه تدريس نقاشي همان نقاشي آزاد است زيرا ما در اين شيوه

خلاقيت را به كودكانمان هديه ميدهيم اما در نقاشي از روي مدل به كودك يك نقاشي را

ياد داده ايم اما  اعتماد به نفس و خلاقيت را از او گرفته ايم واين معامله خيانتي است

به كودكان ونسل آينده مملكتمان در پايان ذكر اين نكته ضروري است كه

هيچ نقاشي در د نيا با نقاشي از روي مدل معلمش نقاش نشده

وشايد هم فلسفه گنجاندن درس هنر در سنين پيش دبستاني ودبستان وحتي راهنمايي ساختن نقاش و خوشنويس نبوده اصلآ شايد هدف ساختن انسانهاي كا ملي بوده و ما به بيراهه  رفته ايم

تاثیر دوره پیش دبستانی در پیشرفت دانش آموزان

تاثیر دوره پیش دبستانی در پیشرفت دانش آموزان

 دوره ي پيش دبستان با دوره ي مهد كودك تفاوت هاي بسياري دارد؛ چون در دوره ي مهدكودك، كودك صرفا بازي مي كند، تغذيه مي شود و نهايتا شعر يا قصه ياد مي گيرد و بعد هم استراحت كرده و سپس آماده يرفتن به منزل مي شود. به عبارت بهتر، كودك آموخته است كه بايد مدت زماني را در مهد كودك گذرانده و بعد هم به اتفاق والدين راهي خانه شود. از طرفي، مهد كودك معمولا پذيراي كودكان مادران شاغل يا كودكان خانواده هاي مرفه است؛ در حالي كه در دوره ي پيش دبستان، كودك با همسالاني از تمام اقشار جامعه مواجه است. در اين دوره  كه امروزه نقش مثبت خود را بيش از پيش نشان مي دهد  كودك مي آموزد، نقاشي مي كشد، قصه مي گويد و حتي ايفاي نقش مي كند.گذراندن دوره ي 9 ماهه ي پيش دبستاني، كودك را آماده مي كند تا بتواند با مربي ارتباط برقرار نمايد. زيرا نخستين مكان جدي كه كودك پس از جداشدن از خانه و خانواده به آن وارد شده و حضور در فضاي جديد را تجربه مي كند، همين دوره است. امروزه با تاسيس مراكز پيش دبستاني كه با هدف آموزش، زمينه ي مساعدي را براي حضور مادران در جامعه و از طرفي رشد كودكان فراهم مي كند، دغدغه هاي خانواده ها كمتر شده است. اين دوره ويژگي هايي دارد كه به اهم آن ها در ذيل اشاره مي شود:

كودكان نيازمند محيط هايي هستند كه بتواند به قابليت هاي عاطفي و اجتماعي آنان غنا بخشيده و آنها را تقويت نمايد. ركن اساسي آموزش كودك در اين دوره، مربيان هستند، مربياني آگاه و توانمند كه كودك را دوست دارند. مربي پيش دبستاني بايد به اين باور رسيده باشد كه مي تواند در كنار خانواده، بخشي از مسئوليت آموزش كودك را برعهده بگيرد. همچنين طراحي فضاي فيزيكي مراكز پيش دبستاني بايد به گونه اي باشد كه براي كودك مطلوب، شادي بخش و برخوردار از حداقل امكانات لازم باشد. بايد وسايل و ابزار، متناسب با سن كودك و قابليت هاي او فراهم آيد. بازي كار كودك است؛ آموزش هايي كه در مراكز پيش دبستاني به كودكان داده مي شوند، زمينه ي رشد، يادگيري مفاهيم رياضي، استدلال كردن، خواندن و نوشتن و زبان آموزي را به شكل غيرمستقيم فراهم مي كنند. محور اصلي در اين آموزش ها بازي است. بازي كار كودك است. بنابراين بايد آن را با ارزش، مثبت و براي كودك ارزشمند تلقي كرد. با فراهم كردن شرايط مناسب اين امكان براي كودك مهيا مي شود.

مشاركت والدين در كنار مربي نقش مهمي در آموزش كودك دارد، با توجه به اين كه سابقا ورود كودكان به دوره ي يپيش دبستاني اجباري نبود؛ والدين هنگام ورود كودكان به مدرسه دچار مشكلات عديده اي مي شدند كه خوشبختانه با پررنگ شدن نقش مركز پيش دبستاني، والدين به اين باور رسيده اند كه ورود كودك به دوره ي پيش دبستاني نه تنها مفيد، بلكه ضروري است.البته طبق قانون، تنها گذراندن دوره هاي ابتدايي و راهنمايي اجباري است، اما با توجه به اثرات مثبتي كه دوره ي پيش دبستاني در پيشرفت تحصيلي كودكان دارد، جلب مشاركت و ترغيب والدين وتوجه به آن از اهميت بالايي برخوردار است.لازم به ذكر است مفاهيم و محتواي آموزش هايي كه در دوره پيش دبستاني به كودك داده مي شود، بسيار مفيد و ضروري مي باشند. چون همان گونه كه در مقاطع مختلف تحصيلي، واحدهاي درسي وجود دارد، در دوره ي پيش دبستاني نيز واحدهاي كار گنجانده شده است؛ به اين معني كه آموزش ها با هدف انتقال مفاهيم رياضي، ديني و زبان آموزي ارائه مي شود. براي مثال تعريف يك داستان، به زبان آموزي كودك كمك مي كند و دايره ي لغت او را گسترش مي دهد، اين امر در خصوص كودكان دو زبانه، اهميت بيشتري دارد. در دوره ي پيش دبستاني، مربي محوريت داشته و نقش او در تربيت كودك پررنگ است، بايد مربيان را در امر آموزش تربيت كرد كه خوشبختانه در حال حاضر وزارت آموزش و پرورش براي مربيان پيش دبستان اين امكانات را فراهم نموده است.

در اين جا سوالي پيش مي آيد و آن اين كه: مربيان ما تا چه حد از توانايي هاي لازم برخوردارند؟ در پاسخ به اين پرسش مي توان موردي را مطرح كرد: متاسفانه هنوز يك تعامل سازنده ميان متوليان آموزش و پرورش با خانواده ها و مربيان برقرار نشده است، البته پس از انقلاب اسلامي با گسترش رشته هاي دانشگاهي درباره ي تربيت و آموزش كودكان، نيروهاي متخصص فراواني تربيت شده اند. اما هنوز بسياري از فارغ التحصيلان اين رشته ها به مراكز پيش دبستاني گسيل داده نشده اند. در اين جا تاكيد مي كنم كه وجود مراكز پيش دبستاني به عنوان مراكز فرهنگي مكمل آموزش هاي خانواده و در برخي موارد جايگزين آموزش هاي خانواده ها، نيازمند توجه بيشتر به توانايي و تخصص مربيان است. نكته ي بعدي فراهم ساختن امكانات لازم است. اين مراكز بايد مجهز به حداقل امكانات باشند تا زمينه ي بروز خلاقيت ها، رشد فكري و در نهايت پرورش يك انسان كامل ميسر شود. امكانات محدود موجود در برخي مدارس، به خصوص مناطق محروم، امكان آموزش عملي را با مشكل مواجه مي سازد. در مراكزي كه داراي امكانات فراوان با عناويني مانند اتاق بازي و غيره است، خلاقيت كودكان بيشتر شكوفا مي شود؛ اما در مناطق محروم بايد به بچه ها بسياري از موارد را با قدرت تجسم آموزش داد؛ حتي موقعيت فرهنگي و اجتماعي هر منطقه و هر شهر نياز به واحد كار متفاوت دارد كه منطبق با شرايط موجود هر منطقه باشد. بسياري از كودكاني كه در سال هاي گذشته دوره ي پيش دبستاني را گذرانده اند اكنون در مقاطع تحصيلي بالاتر بسيار موفق اند، بنابراين بايد با فراهم كردن امكانات و شرايط لازم توجه بيشتري به مناطق محروم كشور كرد. در پايان يادآور مي شود: كودكان هر جامعه پايه هاي اساسي آن جامعه هستند؛ لذا براي ساختن جامعه اي مطلوب، بايد پايه هاي آن مستحكم شوند. نگارنده معتقد است براي پيشبرد اهداف، بايد مربيان را آموزش داد و واحد كار در اختيار ايشان قرارداد تا بتوانند به نحو موثرتري اطلاعات را به كودكان انتقال دهند..

ارئه برخحورد صحیح با بچه های تازه وارد
 نزدیك شدن مهر و آغاز سال تحصیلی ، شور و هیجان خاصی ، دانش آموزان و خانواده های آنها را در بر می گیرد. اما این شور و هیجان در خانواده هایی كه فرزندشان برای اولین سال پا به مدرسه می گذارد ، توأم با نگرانی است . نگرانی از عدم سازگاری كودك با محیط مدرسه . البته در بسیاری از مواقع این نگرانی بی مورد نیست و در روز آغاز سال تحصیلی با بی تابی فرزند و جدا نشدن او از مادر نمود پیدا می كند.

اتكای كودك به مادر است. زیرا از هر نظر به او نزدیكتر و مأنوس تر است.از دیدگاه او مادر ، فردی است كه همه چیز را می داند ، مهربان است ، مددكار است . در گرفتاری ها فقط به او باید پناه برد، دردها را از طریق او باید درمان كرد و به طور كلی مایه امید و نشاط و زندگی است.

نیازمندی های كودك بسیار است. ولی یكی از شعبات آن مراقبت كلاس اولی ها می باشد . بخصوص مادر در این سال باید ، خود را وقف فرزند كند و اگر اشتغالات دیگری دارد بداند كه یك مشغله مهم و اساسی به آنها اضافه شده و آن ، راه اندازی تحصیل فرزند دلبندش است كه تحصیلات و شركت در محیط های اجتماعی آینده را پایه ریزی می كند. از این بابت به مواردی از این همیاری ها اشاره می كنم:

ایجاد انگیزه

همه خوب می دانند كه در معرفی دنیای اطراف به كودك ، مادر نقش بسزایی دارد و در این راستا از ابزارهای گوناگونی استفاده می كند كه از جمله آنها ، داستان سرایی است. یكی دیگر از ابزارهای مورد استفاده  مادرها، ارائه الگوی مناسب برای فرزند است، مادر می بایست در روشهای تربیتی خود ، به گونه ای عمل كند ، به شیوه ای سخن گوید و با كسانی رفت و آمد كند و الگوهایی را ارائه دهد كه ناخودآگاه برای كودك ، انگیزه یادگیری ، اصلاح و همانندسازی با الگوهای پیشنهادی ایجاد شود. در این راه فرزند از مسئولیت هایی كه مادر و پدر پذیرفته اند، می آموزد كه راهی بس طولانی در پیش دارد و این مسئله او را وا می دارد كه برای رفتن به مدرسه ، روزشماری و گاه لحظه شماری كند.

ترس از مدرسه

گاهی اوقات طفل برای رفتن به مدرسه گرفتار ترس ناگهانی و غیر قابل توصیفی می شود. اصولاً خود طفل نمی داند از چه چیزی در مدرسه می ترسد ، ولی به علت احساساتی كه در ضمیر ناخودآگاه خود دارد و مزید بر آن ، با شنیدن حرفهای بچه های بزرگتر در مورد مدرسه از حضور در مدرسه احساس ناراحتی می كند. مادری می گفت : دختر من ، سالهای پس از آغاز مدرسه علت ترس از مدرسه را چنین عنوان كرد : من از این می ترسیدم كه مدت ندیدن شما ، طولانی باشد چون از دیگران شنیده بودم كه از صبح تا عصر باید در مدرسه باشی. بنابراین من با حضور خود در مدرسه به همراه او ، به تدریج از ترس و وحشت او كاستم و با معرفی یكی از بچه ها به او ، زمینه آشنایی او را به همكلاسان خود ، فراهم آوردم و مسئله به همین آسانی حل شد.

گاهی اوقات پس از این كه كودك چند روزی به علت كسالت یا حادثه ای غیبت داشته باشد، از رفتن به مدرسه اعراض می كند. خصوصاً اگر این كسالت یا واقعه ، در مدرسه شروع شده و یا در آنجا اتفاق افتاده باشد. در این صورت مادر بهترین نقش را در ترمیم ذهن كودك دارد. باید با گوش دادن به سخنان و درددلهای كودك ، مسائل ، مشكلات و علت غیبت از مدرسه را جویا شود و آن هنگام به رفع مشكل و چاره جویی بپردازد. و با همراهی كودك و تقویت روحیه ی او از ادامه این احساس جلوگیری كند.

 آماده سازی كودك

از مسائلی كه پایه گذاری آن در دوران كودكی ، بخصوص آغاز مدرسه انجام می شود، مسئله قبول مسئولیت و كار است. باید دانست كه شب قبل از مدرسه رفتن ، بهتر است كودكمان شام كمی میل كند و زود بخوابد تا بتواند صبح زود ، به راحتی بیدار شود. طفره رفتن از خواب به موقع ، اصلاً به صلاح كودك نیست ، زیرا با پایان كار ، كودك در می یابد كه با بهانه گیری می تواند دیر بخوابد و به دنبال آن ، كمبود خواب و دیر بیدار شدن و عواقب بعدی در پی است.

بیداری در صبح روز مدرسه ویژگی مهمی دارد. بهتر است یك ساعت قبل از بیرون رفتن از منزل ، فرزند را صدا بزنید تا با آرامش و تأنی به كمك مادر ، از خواب بیدار شده دست و صورت خود را بشوید، صبحانه كامل میل كند و پس از آن لباس پوشیده و آماده رفتن شود. لازم به یادآوری است كه در راه انداختن كودك به مدرسه از عجله و به قول معروف ( هول كردن ) او ، جداً خودداری شود و از عبارات زودباش ، تند باش ، دیر شد و .... به شدت پرهیز شود. چون در این صورت او تمام روز احساس خستگی و كسالت خواهد كرد.

او را فریب ندهید

فراموش نكنید كه به او بگویید در مدرسه چند ساعتی با آموزگار و سایر همشاگردی ها تنها می ماند و شما در پایان روز نزد او برمی گردید. حتی می توانید به او بگویید كه ممكن است در یكی دو روز اول تنها باشد و به او خوش نگذرد، اما پس از چندی به مدرسه عادت خواهد كرد. در همین زمان می توانید به او یادآوری كنید كه ممكن است بعضی از كودكان گریه كنند و مادرهایشان را بخواهند. سعی كنید تمام حوادثی را كه ممكن است در مدرسه برای او پیش بیاید برایش توضیح دهید تا چنانچه آن حوادث عملاً اتفاق افتاد ، آمادگی داشته باشد. اگر فقط از خوبی های مدرسه تعریف كنید و او با واقعه ناخوشایندی مواجه شود ، ناراحت می شود و ممكن است آنقدر تحت تأثیر قرار بگیرد كه نتواند با سایر كودكان بازی كند و یا با معلم خود ارتباط برقرار سازد و آنچه تدریس می شود را جذب كند. در ضمن اگر آموزگار قبل از شروع مدرسه در خانه به دیدار كودك بیاید، بسیار به نفع كودك تمام می شود.

به كودك اعتماد به نفس بدهید

هر چند كه كودكان ، معمولاً ، نسبت به رفتن به مدرسه اشتیاق دارند، اما غالباً در یكی دو روز اول زیاد به آنها خوش نمی گذرد. حتی اگر فرزند خود را كاملاً برای رفتن به مدرسه آماده كرده باشید ، باز هم این مسئله حادثه بسیار بزرگی در زندگی او به شمار می آید، زیرا این كار با دور شدن از مادر و ورود به محیطی جدید و ناشناس و رویارویی با غریبه ها همراه است. به همین دلیل بسیاری از مدارس از والدین می خواهند كه روز اول در مدرسه باقی بمانند و حتی در روزهای بعد نیز به این كار ادامه دهند تا كودك با محیط جدید خو بگیرد.

به طور كلی اگر كودك از قبل در محیطهای آموزشی حضور پیدا كرده باشد و رفتن به مدرسه در ادامه آن قرار گیرد، و اگر مدرسه برای آرام كردن كودك و از بین بردن اضطراب ناشی از دور شدن از والدین پیش بینی هایی كرده باشد، تجربه ای لذتبخش خواهد بود و چنانچه این كار به خوبی انجام شود اعتماد به نفس كودك بیشتر می شود. به همین دلیل است كه بعضی از كودكان در مدرسه شكوفا می شوند.

اضطرابش را دریابید

كودكی كه از رفتن به مدرسه اكراه دارد، كودكی است كه با دور شدن از مادر دچار اضطراب می شود. شاید اضطراب او بی مورد هم نباشد ، بخصوص اگر احساس كند كه با فرستادن او به مدرسه ، با زور از خانه بیرونش كرده اند. گاهی اوقات ، وقتی خواهر یا برادر كوچكتری در خانه وجود داشته باشد، كودك احساس می كند كه از عشق و محبت مادری محروم شده است ، علی الخصوص وقتی كه می بیند فرزند نورسیده هر روز عشق و محبت بیشتری را به خود اختصاص می دهد. از سوی  دیگر بعضی از كودكان با حضور در كلاس آموزگاری كه ترسناك است و به نیازهای آنها توجهی ندارد ، نسبت به مدرسه عكس العمل منفی پیدا می كنند .

به شیرینی تجربه اش كمك كنید

بعضی از كودكان صرفاً به زمان بیشتری برای آشنا شدن با مدرسه احتیاج دارند و آمادگی كمتری برای دور شدن از والدین دارند ، زیرا كه امنیت او را تضمین می كنند. اگر به اندازه كافی در كنار فرزند خود در مدرسه بمانید ، كودك به مدرسه اعتماد پیدا می كند و یاد می گیرد كه آموزگار برای آرام كردن و حمایت از او چنانچه موردی پیش بیاید ، در مدرسه حضور دارد.

گاهی عكس العمل منفی فرزند شما به دلیل روشی است كه برای آماده كردن او به كار برده اید . اگر والدین بیش از حد محتاط باشند و دائماً كودك را از خطرها و فجایعی كه ممكن است در مدرسه وجود داشته باشد بترسانند، كودك حق دارد كه دور از والدین خود احساس آرامش نكند. گاهی اوقات والدین دوست ندارند فرزند خود را به مدرسه بفرستند و ناخودآگاه نارضایتی و اضطراب خود را به كودك منتقل می كنند. تردیدی وجود ندارد كه كودك هم از رفتن به مدرسه اكراه پیدا می كند.

به هرحال برای تمام مشكلاتی كه ذكر شد  یك را ه حل وجود دارد: برای چند روز در كنار فرزند خود در مدرسه بمانید.

چگونه از بروز استرس و نگرانی ناشی از شروع درس و بازگشایی مدارس جلوگیری كنیم؟

-وقت بیشتری را با كودك خود سپری كنید.

-محیط خانه را برای كودك ثابت و منظم كنید.

-قوانینی را برای منزل وضع كنید و با یكدیگر قرار بگذارید كه آنها را اجرا كنید.

-عواقب و پیامدهای ناشی از نقض قوانین را بیان كنید.

-سعی كنید كه با كودكان خود ارتباط نزدیكی برقرار كنید ، فقط به سخن گفتن با آنها ، اكتفا نكنید . اگركودك رفتار ناپسندی دارد به جای سرزنشهای پی در پی ، علت رفتار او را بفهمید و او را درك كنید .

-به سخنان فرزند خود خوب گوش كنید . از نیازهای او باخبر شده ، او را بفهمید. در نظر داشته باشید كه مدرسه رفتن یك روند دراز مدت است. یك موفقیت یا حتی شكست ناگهانی نمی تواند زندگی كودك را رقم بزند.

-عشق و محبت دائمی خود را ابراز كرده ، همیشه آنها را مورد حمایت خود قرار دهید و در كنار آنها حضور داشته باشید .

قوانین ، كمك زیادی به كاهش استرس می كنند . لازم است كه برای هر گروه سنی قوانینی را  وضع كنیم. قوانینی برای زمان خوابیدن ، وقت بیدار شدن ، به حمام رفتن و ... به این ترتیب كودكان می آموزند كه به تدریج منظم و مرتب بار بیایند. ( پرورش یابند). زمانی كه یك برنامه هفتگی را طراحی می كنید ، از همه ی اعضای خانواده نظر بخواهید . وظایف هر یك را بیان كنید و به فواید پیروی از قوانین اشاره نمائید.

ارتباط با كودكان ، وسیله ای است كه به آنها كمك می كند از اشتباه های خود درس بگیرند. به كودكان فرصت بدهید تا بفهمند كه شما می خواهید به آنها كمك كنید كه مشكلاتشان را حل كنند. مشكلاتی كه به سوء رفتار منجر خواهند شد. زمانی كه كودكان فقط انتظار تنبیه دارند، هرگز مسائل خود را با شما در میان نمی گذارند. همیشه تعادلی بین محدودیت و روابط باز با كودكان و تنبیه و سرزنش آنها وجود دارد. كودكان نمی خواهند كه سوء رفتار داشته باشند ، بلكه چون هنوز نمی دانند كه با وجود فشار همسالان چگونه روابط و دوستی های خود را با والدین حفظ كنند، رفتارهای ناپسندی نشان می دهند.

 

ارائه نکاتی جهت برخورد صحیح با کلاس

با نزدیك شدن مهر و آغاز سال تحصیلی ، شور و هیجان خاصی ، دانش آموزان و خانواده های آنها را در بر می گیرد. اما این شور و هیجان در خانواده هایی كه فرزندشان برای اولین سال پا به مدرسه می گذارد ، توأم با نگرانی است . نگرانی از عدم سازگاری كودك با محیط مدرسه . البته در بسیاری از مواقع این نگرانی بی مورد نیست و در روز آغاز سال تحصیلی با بی تابی فرزند و جدا نشدن او از مادر نمود پیدا می كند.

اتكای كودك به مادر است. زیرا از هر نظر به او نزدیكتر و مأنوس تر است.از دیدگاه او مادر ، فردی است كه همه چیز را می داند ، مهربان است ، مددكار است . در گرفتاری ها فقط به او باید پناه برد، دردها را از طریق او باید درمان كرد و به طور كلی مایه امید و نشاط و زندگی است.

نیازمندی های كودك بسیار است. ولی یكی از شعبات آن مراقبت كلاس اولی ها می باشد . بخصوص مادر در این سال باید ، خود را وقف فرزند كند و اگر اشتغالات دیگری دارد بداند كه یك مشغله مهم و اساسی به آنها اضافه شده و آن ، راه اندازی تحصیل فرزند دلبندش است كه تحصیلات و شركت در محیط های اجتماعی آینده را پایه ریزی می كند. از این بابت به مواردی از این همیاری ها اشاره می كنم:

ایجاد انگیزه

همه خوب می دانند كه در معرفی دنیای اطراف به كودك ، مادر نقش بسزایی دارد و در این راستا از ابزارهای گوناگونی استفاده می كند كه از جمله آنها ، داستان سرایی است. یكی دیگر از ابزارهای مورد استفاده  مادرها، ارائه الگوی مناسب برای فرزند است، مادر می بایست در روشهای تربیتی خود ، به گونه ای عمل كند ، به شیوه ای سخن گوید و با كسانی رفت و آمد كند و الگوهایی را ارائه دهد كه ناخودآگاه برای كودك ، انگیزه یادگیری ، اصلاح و همانندسازی با الگوهای پیشنهادی ایجاد شود. در این راه فرزند از مسئولیت هایی كه مادر و پدر پذیرفته اند، می آموزد كه راهی بس طولانی در پیش دارد و این مسئله او را وا می دارد كه برای رفتن به مدرسه ، روزشماری و گاه لحظه شماری كند.

ترس از مدرسه

گاهی اوقات طفل برای رفتن به مدرسه گرفتار ترس ناگهانی و غیر قابل توصیفی می شود. اصولاً خود طفل نمی داند از چه چیزی در مدرسه می ترسد ، ولی به علت احساساتی كه در ضمیر ناخودآگاه خود دارد و مزید بر آن ، با شنیدن حرفهای بچه های بزرگتر در مورد مدرسه از حضور در مدرسه احساس ناراحتی می كند. مادری می گفت : دختر من ، سالهای پس از آغاز مدرسه علت ترس از مدرسه را چنین عنوان كرد : من از این می ترسیدم كه مدت ندیدن شما ، طولانی باشد چون از دیگران شنیده بودم كه از صبح تا عصر باید در مدرسه باشی. بنابراین من با حضور خود در مدرسه به همراه او ، به تدریج از ترس و وحشت او كاستم و با معرفی یكی از بچه ها به او ، زمینه آشنایی او را به همكلاسان خود ، فراهم آوردم و مسئله به همین آسانی حل شد.

گاهی اوقات پس از این كه كودك چند روزی به علت كسالت یا حادثه ای غیبت داشته باشد، از رفتن به مدرسه اعراض می كند. خصوصاً اگر این كسالت یا واقعه ، در مدرسه شروع شده و یا در آنجا اتفاق افتاده باشد. در این صورت مادر بهترین نقش را در ترمیم ذهن كودك دارد. باید با گوش دادن به سخنان و درددلهای كودك ، مسائل ، مشكلات و علت غیبت از مدرسه را جویا شود و آن هنگام به رفع مشكل و چاره جویی بپردازد. و با همراهی كودك و تقویت روحیه ی او از ادامه این احساس جلوگیری كند.

 آماده سازی كودك

از مسائلی كه پایه گذاری آن در دوران كودكی ، بخصوص آغاز مدرسه انجام می شود، مسئله قبول مسئولیت و كار است. باید دانست كه شب قبل از مدرسه رفتن ، بهتر است كودكمان شام كمی میل كند و زود بخوابد تا بتواند صبح زود ، به راحتی بیدار شود. طفره رفتن از خواب به موقع ، اصلاً به صلاح كودك نیست ، زیرا با پایان كار ، كودك در می یابد كه با بهانه گیری می تواند دیر بخوابد و به دنبال آن ، كمبود خواب و دیر بیدار شدن و عواقب بعدی در پی است.

بیداری در صبح روز مدرسه ویژگی مهمی دارد. بهتر است یك ساعت قبل از بیرون رفتن از منزل ، فرزند را صدا بزنید تا با آرامش و تأنی به كمك مادر ، از خواب بیدار شده دست و صورت خود را بشوید، صبحانه كامل میل كند و پس از آن لباس پوشیده و آماده رفتن شود. لازم به یادآوری است كه در راه انداختن كودك به مدرسه از عجله و به قول معروف ( هول كردن ) او ، جداً خودداری شود و از عبارات زودباش ، تند باش ، دیر شد و .... به شدت پرهیز شود. چون در این صورت او تمام روز احساس خستگی و كسالت خواهد كرد.

او را فریب ندهید

فراموش نكنید كه به او بگویید در مدرسه چند ساعتی با آموزگار و سایر همشاگردی ها تنها می ماند و شما در پایان روز نزد او برمی گردید. حتی می توانید به او بگویید كه ممكن است در یكی دو روز اول تنها باشد و به او خوش نگذرد، اما پس از چندی به مدرسه عادت خواهد كرد. در همین زمان می توانید به او یادآوری كنید كه ممكن است بعضی از كودكان گریه كنند و مادرهایشان را بخواهند. سعی كنید تمام حوادثی را كه ممكن است در مدرسه برای او پیش بیاید برایش توضیح دهید تا چنانچه آن حوادث عملاً اتفاق افتاد ، آمادگی داشته باشد. اگر فقط از خوبی های مدرسه تعریف كنید و او با واقعه ناخوشایندی مواجه شود ، ناراحت می شود و ممكن است آنقدر تحت تأثیر قرار بگیرد كه نتواند با سایر كودكان بازی كند و یا با معلم خود ارتباط برقرار سازد و آنچه تدریس می شود را جذب كند. در ضمن اگر آموزگار قبل از شروع مدرسه در خانه به دیدار كودك بیاید، بسیار به نفع كودك تمام می شود.

به كودك اعتماد به نفس بدهید

هر چند كه كودكان ، معمولاً ، نسبت به رفتن به مدرسه اشتیاق دارند، اما غالباً در یكی دو روز اول زیاد به آنها خوش نمی گذرد. حتی اگر فرزند خود را كاملاً برای رفتن به مدرسه آماده كرده باشید ، باز هم این مسئله حادثه بسیار بزرگی در زندگی او به شمار می آید، زیرا این كار با دور شدن از مادر و ورود به محیطی جدید و ناشناس و رویارویی با غریبه ها همراه است. به همین دلیل بسیاری از مدارس از والدین می خواهند كه روز اول در مدرسه باقی بمانند و حتی در روزهای بعد نیز به این كار ادامه دهند تا كودك با محیط جدید خو بگیرد.

به طور كلی اگر كودك از قبل در محیطهای آموزشی حضور پیدا كرده باشد و رفتن به مدرسه در ادامه آن قرار گیرد، و اگر مدرسه برای آرام كردن كودك و از بین بردن اضطراب ناشی از دور شدن از والدین پیش بینی هایی كرده باشد، تجربه ای لذتبخش خواهد بود و چنانچه این كار به خوبی انجام شود اعتماد به نفس كودك بیشتر می شود. به همین دلیل است كه بعضی از كودكان در مدرسه شكوفا می شوند.

اضطرابش را دریابید

كودكی كه از رفتن به مدرسه اكراه دارد، كودكی است كه با دور شدن از مادر دچار اضطراب می شود. شاید اضطراب او بی مورد هم نباشد ، بخصوص اگر احساس كند كه با فرستادن او به مدرسه ، با زور از خانه بیرونش كرده اند. گاهی اوقات ، وقتی خواهر یا برادر كوچكتری در خانه وجود داشته باشد، كودك احساس می كند كه از عشق و محبت مادری محروم شده است ، علی الخصوص وقتی كه می بیند فرزند نورسیده هر روز عشق و محبت بیشتری را به خود اختصاص می دهد. از سوی  دیگر بعضی از كودكان با حضور در كلاس آموزگاری كه ترسناك است و به نیازهای آنها توجهی ندارد ، نسبت به مدرسه عكس العمل منفی پیدا می كنند .

به شیرینی تجربه اش كمك كنید

بعضی از كودكان صرفاً به زمان بیشتری برای آشنا شدن با مدرسه احتیاج دارند و آمادگی كمتری برای دور شدن از والدین دارند ، زیرا كه امنیت او را تضمین می كنند. اگر به اندازه كافی در كنار فرزند خود در مدرسه بمانید ، كودك به مدرسه اعتماد پیدا می كند و یاد می گیرد كه آموزگار برای آرام كردن و حمایت از او چنانچه موردی پیش بیاید ، در مدرسه حضور دارد.

گاهی عكس العمل منفی فرزند شما به دلیل روشی است كه برای آماده كردن او به كار برده اید . اگر والدین بیش از حد محتاط باشند و دائماً كودك را از خطرها و فجایعی كه ممكن است در مدرسه وجود داشته باشد بترسانند، كودك حق دارد كه دور از والدین خود احساس آرامش نكند. گاهی اوقات والدین دوست ندارند فرزند خود را به مدرسه بفرستند و ناخودآگاه نارضایتی و اضطراب خود را به كودك منتقل می كنند. تردیدی وجود ندارد كه كودك هم از رفتن به مدرسه اكراه پیدا می كند.

به هرحال برای تمام مشكلاتی كه ذكر شد  یك را ه حل وجود دارد: برای چند روز در كنار فرزند خود در مدرسه بمانید.

چگونه از بروز استرس و نگرانی ناشی از شروع درس و بازگشایی مدارس جلوگیری كنیم؟

-وقت بیشتری را با كودك خود سپری كنید.

-محیط خانه را برای كودك ثابت و منظم كنید.

-قوانینی را برای منزل وضع كنید و با یكدیگر قرار بگذارید كه آنها را اجرا كنید.

-عواقب و پیامدهای ناشی از نقض قوانین را بیان كنید.

-سعی كنید كه با كودكان خود ارتباط نزدیكی برقرار كنید ، فقط به سخن گفتن با آنها ، اكتفا نكنید . اگركودك رفتار ناپسندی دارد به جای سرزنشهای پی در پی ، علت رفتار او را بفهمید و او را درك كنید .

-به سخنان فرزند خود خوب گوش كنید . از نیازهای او باخبر شده ، او را بفهمید. در نظر داشته باشید كه مدرسه رفتن یك روند دراز مدت است. یك موفقیت یا حتی شكست ناگهانی نمی تواند زندگی كودك را رقم بزند.

-عشق و محبت دائمی خود را ابراز كرده ، همیشه آنها را مورد حمایت خود قرار دهید و در كنار آنها حضور داشته باشید .

قوانین ، كمك زیادی به كاهش استرس می كنند . لازم است كه برای هر گروه سنی قوانینی را  وضع كنیم. قوانینی برای زمان خوابیدن ، وقت بیدار شدن ، به حمام رفتن و ... به این ترتیب كودكان می آموزند كه به تدریج منظم و مرتب بار بیایند. ( پرورش یابند). زمانی كه یك برنامه هفتگی را طراحی می كنید ، از همه ی اعضای خانواده نظر بخواهید . وظایف هر یك را بیان كنید و به فواید پیروی از قوانین اشاره نمائید.

ارتباط با كودكان ، وسیله ای است كه به آنها كمك می كند از اشتباه های خود درس بگیرند. به كودكان فرصت بدهید تا بفهمند كه شما می خواهید به آنها كمك كنید كه مشكلاتشان را حل كنند. مشكلاتی كه به سوء رفتار منجر خواهند شد. زمانی كه كودكان فقط انتظار تنبیه دارند، هرگز مسائل خود را با شما در میان نمی گذارند. همیشه تعادلی بین محدودیت و روابط باز با كودكان و تنبیه و سرزنش آنها وجود دارد. كودكان نمی خواهند كه سوء رفتار داشته باشند ، بلكه چون هنوز نمی دانند كه با وجود فشار همسالان چگونه روابط و دوستی های خود را با والدین حفظ كنند، رفتارهای ناپسندی نشان می دهند.

 

داستان زندگی زیبا و با طراوت است

زندگي زيبا و با طراوت است

شيوا و شايان خواهر و برادر هستند . شيوا از شايان بزرگتر است . روزي هنگام عصر شيوا مشغول آب پاشي باغچه بود كه شايان كنارش رفت و گفت : "خواهر براي چه ما زندگي مي كنيم؟ "
شيوا از پرسش برادرش شگفت زده شد! و نمي دانست چه جوابي به او بدهد . فكر كرد ولي باز هم جوابي به ذهنش نرسيد . دست از آب پاشي كشيد و گفت : " داداش گُلم من پاسخ پرسش تو را نمي دانم بيا با هم برويم تا جواب آن را پيدا كنيم."
خواهر و برادر به كنار گل رز داخل باغچه رفتند . اول سلام كردند؛ شیوا گفت : " گل زيبا به ما بگو تو براي چه زندگي مي كني ؟ "
گل در حالي كه با برگ هايش گلبرگ هاي روي سرش را شانه مي زد با لبخند جواب داد: " خوب معلومه . براي اين كه طبيعت را با صفا كنم و مردم از ديدنم شاد شوند و غصه هايشان را فراموش كنند . بچه هاي عزيز زندگي نزد من زيبا و با طراوت است."
خواهر و برادر از او تشكر كردند و به باغ همسايه كه درخت سيب زيبايي را در خود جاي داده بود رفتند . هر دو با هم از درخت سيب پرسيدند : " آقا درخته تو بگو براي چه زندگي مي كني ؟ "
درخت سيب خنديد و دوتا سيب آبدار و خوش رنگ زرد رنگ براي بچّه ها پايين انداخت و گفت : " بچّه هاي عزيز اول سيب تان را بخوريد بعد برايتان توضيح مي دهم ."
 شيوا و شايان بعد از خوردن سيب به سخنان درخت سيب گوش دادند .
او گفت : " بچّه هاي عزيز آيا نمي بيني كه من سيب هاي زرد رنگ خوش طعم و آبدار به آدم ها مي دهم و عابراني را كه از گرماي خورشيد به تنگ آمده اند را زير سايه ام جاي مي دهم . به پرندگان هم مكاني براي لانه سازي هديه مي كنم . تازه باعث زيبايي طبيعت و پاكي هوا مي شوم. زندگي نزد من زيبا و با طراوت است."
 شيوا و شايان از درخت سيب تشكر كردند و مي خواستند كه از باغ بيرون بروند ، گنجشكي كه بالاي درخت سيب بود گفتگوي بچّه ها با درخت سيب را اتفاقي شنيده بود . با سر دادن آوازي دلنشين بچه ها را صدا كرد و گفت : " بچّه هاي عزيز من هم براي بچّه هايم زنده ام ، غذايشان را فراهم مي كنم ، برايشان لانه مي سازم تا رشد كنند و براي خودشان بتوانند غذا پيدا كنند و از طبيعت لذّت ببرند . پيش من هم زندگي زيبا و با طراوت است ."
 خواهر و برادر که از باغ بیرون آمده بودند. معلّمشان را ديدند كه از کوچه ای  گذر مي كرد. رفتند جلو سلام کردند شیوا گفت: " معلّم عزيزم شما می توانید بگویید، براي چه زندگي مي كنيد ؟ "
معلّم دستي از روي محبت به سر شيوا و شايان كشيد و گفت : بچّه هاي عزيز من زندگي مي كنم تا شما نوگلان را آموزش دهم و تربيت و اخلاق را به شما بياموزم . تا شما هم در آينده انسان هاي خوب و با سواد شويد و مانند من كودكان را از بي سوادي نجات دهيد."
 بچّه ها ضمن تشکّر از معلّمشان خدا حافظي كردند و به منزل برگشتند.
وقتی به منزل رسيدند دیدند پدرشان  نماز مي خواند . منتظر شدند تا نمازش تمام شود . بعد از نماز هنگامي كه پدرشان مشغول خواندن دعا بود، به او فرصت ندادند و در آغوشش پريدند . پدر در حالي كه از اين رفتار بچّه ها متعجّب شده بود گفت: "بچّه ها چي شده؟ چرا اينجوري ؟
شيوا و شايان با هم گفتند: " آخه سئوال داريم ."
 پدر در حالي كه زير لب دعاهايش را تمام مي كرد سجاده را جمع كرد و بوسه اي بر گونه هاي هر دو زد و آن ها را روي زانويش نشاند و گفت: "خوب حالا بگوييد سئوالتان چيست؟ "
شي
نوشته : توسط امیری
+نوشته شده در شنبه 5 اسفند1391ساعت9:58 قبل از ظهرتوسط عظیمی یکتا |
آموزش و پرورش پیش از دبستان

 
آموزش و پرورش پیش از دبستان
 
 
 

-         علاقه به عبادات و آداب و رسوم مذهبی و دینی

-         علاقه به پیامبران ، ائمه ی اطهار و شخصیّت های دینی و ملّی

-         علاقه به دانستن فضایل اخلاقی از جمله نوع دوستی و احترام به دیگران

-         تقویت اعتماد به نفس

-         علاقه به شناخت محیط زندگی اجتماعی خود

-         علاقه به بروز عواطف و احساسات خود در عین تسلّط بر نفس

-         نگرش مثبت نسبت به رعایت مقرّرات و قوانین اجتماعی

-         مسئولیّت پذیری

 

نگرش ها ، عموماً مسایلی ارزشی هستند و بهتر است از طریق عمل خود نگرش ها را به کودکان بیاموزیم نه صرفاً با حرف.

مهارت (ذهنی و عملی):

 

مهارت هایی که می توانند کودکان در پایان دوره ی سنی به آن دست یابند عبارت اند از:

-         افزایش توانایی فراگیران به منظور استفاده از حواس ، برای شناخت محیط زندگی

-         افزایش توانایی فراگیران به منظور طبقه بندی پدیده ها ، برای شناخت بیشتر محیط زندگی

-         پرورش خلاقیّت

-         پرورش قدرت تمرکز

-         توسعه ی توانایی ادراک اشیاء در صورت های مختلف

-         توسعه توانایی استدلال

-         پرورش مهارت های زبان

-         درک مفاهیم مقدّماتی(علوم-ریاضی)

-         پرورش توانایی هماهنگی بین حرکات و اندام های مختلف بدن

-         رعایت نکات بهداشتی و ایمنی

-         پرورش ذوق هنری و حس زیبایی شناسی

-         تقویت توانایی ایجاد رابطه با دیگران

-         رعایت مقرّرات و قوانین اجتماعی

-         رعایت حقوق فردی و اجتماعی

 


چرا آموزش و پرورش در دوره پیش از دبستان اهمیت دارد؟

 

آموزش و پرورش در دوره پیش دبستان برای رشد کلی و همه جانبه ی کودک اهمیت دارد بویژه در موارد زیر:

·        شش سال اولیه زندگی کودک سال هایی حساس هستند زیرا میزان رشد در این سالها نسبت به مراحل دیگر رشد، سرعت بسیار بیشتری دارد.

·        پرورش کامل استعدادهای کودک، بویژه در این سالها، نیاز به محیطی محرک و برانگیزنده دارد.

·        با افزایش مداوم تعداد مادران شاغل، گسیختن و وابستگی ها و نظام خانواده های سنتی، تنشهای روانی حاصل و نیز اشتغال والدین در خارج از محیط خانه، که حاصل الگوی زندگی کنونی است.

کودکان اغلب نمی توانند از منافع یک محیط محرک و برانگیزنده بهره مند شوند.

·        کودکان مناطق محروم بویژه از این نظر محرومیت های بیشتری را متحمل می شوند والدینی که بی سواد هستند، توانایی تعامل موثر و مفید با کودکان خود را ندارند و نمی توانند به رشد مطلوب و مناسب گفتار و مهارتهای شناختی کودک خود کمک کنند.

·        یک برنامه آموزش و پرورش مناسب در این دوره، تجار بی محرک برای رشد ذهنی، زبانی، جسمی، اجتماعی و عاطفی کودکان فراهم می آورد. و کودک را در ساختن مبنایی قوی برای سهولت رشد بعدی و بارور کردن استعدادهای کاملش  کنند.

·        آموزش و پرورش در دوره پیش از دبستان به عمومیت و جامعیت و آموزش و پرورش ابتدایی نیز کمک می کند.

·        یک برنامه آمادگی برای مدرسه کودک فراهم می کند، یعنی او را با مفاهیم و مهارتهای گفتاری و جسمی که برای یادگیری خواندن و نوشتن و حساب کردن در کلاس های ابتدایی ضروری هستند، آشنا و از این نظر آماده می کند. همچنین به رشد قابلیت ها و شایستگی های دیگر کودک کمک می کند، مانند سازش با کودکان دیگر، پیروی از برنامه های عادی روزانه، یادگیری، ساکت نشستن و تمرکز کردن بر فعالیتها در یک دوره زمانی خاص، طولانی تر شدن مدت توجه و مواردی از این قبیل همه ی مهارتها و شایستگی ها به سازگاری کودک سالهای اولیه ی مدرسه کمک می کند. این آمادگی ها تا حدودی به کاهش تعداد مردودی، افت تحصیلی و شکست در سطوح مدرسه کمک می کند.

 وقتی کودکان خردسال به مراکز آموزش و پرورش دوره پیش از دبستان راه می یابند، خواهران بزرگتر آنها نیز آزادی بیشتری دارند و بدون نگرانی برای سرپرستی و مراقبت از آنها می توانند در مدارس عادی حضور پیدا کنند. بنابراین، آموزش و پرورش دوره پیش از دبستان به طور غیر مستقیم تاثیر مثبتی بر ورود به مدارس دختران خواهد داشت.

.تأثیر آموزش و پرورش پیش از دبستان بر رشد شناختی وهوشی کودکان

طبق تحقیقات انجام یافته در دانشگاه های معتبر دنیا از جمله در نیو یورک تأثیر محیط های غنی تربیت بر رشد در سال ها ی اولیه حیات کودک انکار ناپذیر است ؛این آموزش ها باعث رشد کرتکس مغز می شود وشیار های آنرا عمیق تر می کند وباعث افزایش وزن آن میشود همچین قطر رگ هایی که خون را به کرتکس مغز می فرستند می نماید و حجم سلول های ترشح شده  آنزیم حافظه ساز را افزایش می دهد در نتیجه مغز تقویت شده ویاد گیری آسان تر انجام می شود .

بر اساس تحقیقات عموم محققان دوران کودکی برای رشد هوش بسیار ضروری است وچنان چه آموزش ها ومحرک های لازم ومناسب در این دوره ارائه نگردد در دوره های بعدی محرکات وآموزش ها تأثیرات کمتری در تغییر پذیری فرد داشته وبا تلاش هایی که به منظور جبران به عمل آید فقط 50٪ فرصت از دست رفته قابل جبران خواهد بود .(از نشریه ی استا ندارد سازی مهد کودک های ایران )

برنامه های آموزشی دوره پیش از دبستان:

 

·        برنامه ی پیش دبستان اساساً به جای تأکید بر محتوا (فعّالیّت محوری) است یعنی بازی ، قصه ، شعر ، کاردستی ، نقّاشی ، مشاهده ، بحث و گفت و گو ، گردش علمی ، اجرای آزمایش و نمایش خلاق فعّالیّت های آموزشی را تشکیل می دهد.

·        برنامه ی پیش دبستان در هم تنیده است یعنی به جای آموزش مستقیم و موضوع محور رشته های علمی مانند ریاضی ، علوم ، زبان آموزی و ... آن هم جدا از یکدیگر ، اساس کار بر فعّالیّت فراگیران متمرکز بوده و آن ها از این طریق  اطلاعات مورد نیاز رشته های مختلف را کسب می نمایند.

·        تأکید برنامه های پیش دبستان در استفاده از بسته های آموزشی است. به عبارت دیگر ، منابع متعددی از قبیل ، کتاب راهنمای مربی ، وسایل مورد نیاز ، برگه های کار عملی کودک و .... در اختیار مرکز قرار می گیرد.

·        بر برنامه ی درسی تأکید می شود. یعنی مبنای عمل مرکز آموزشی ، کل برنامه ی درسی است نه یک رسانه محض مثل کتاب.

·        در برنامه ی پیش دبستان ، می بایست به فرهنگ بومی ، محلی توجه شود.  

تاثیر آموزش های پیش ازدبستان بر رشد وسازگاری اجتماعی کودکان

کودکان در این سنین علاقه بیشتری به ارتباط بابزرگتر هانشان میدهند. شرایط اجتماعی امروزی از نظر نوع سکونت ،تعدادافرادخانوار ومحدوده های شغلی واجتماعی والدین دراین زمینه موثر است . آموزش های این دوره میتواند آمادگی رشدرادر دوره ابتدایی تسهیل کند.کودکانی که ازآموزش قبل ازدبستان برخوردار بوده اندازنظرمهارت های کلامی ودستیابی به تجارب دست اول به هنگام بازی وفعالیت ازسایرکودکان رفتارجامعه پسنده تری ازخودنشان میدهند.به طورکلی میتوان گفت آموزش قبل ازدبستان برسازگاری عاطفی واجتماعی کودکان بطور چشمگیری موثر می باشد.(فصل نامه ت ، ت شماره 52-4)

در مشاهده ی تعامل بین مربی  ودانش آموزبه این موارد می تواند مورد توجه قرار گیرد   :

- مربی با کلام تمایل خود را برای کمک به دانش آموز نمایان می کرد .

-مشکل وپرسش دانش آموزان را در باره ی تکلیف در اکثر موارد پاسخ میداد

- تکالیف دانش آموزان را به صورت فردی باز بینی می کردند   .

- از وسایل کمک آموزشی به نسبت این سن کمتر استفاده می کردند .

- یشتر از تشویق های کلامی استفاده می شد .

- محتوارا بیشتر تکرار می کردند.

-  با رفتار غیر کلامی دانش آموزان را در ادامه بحث هدایت می کردند .

- محور های برنامه های روزانه آنها به طور کامل تدارک دیده نشده بود که لاجرم بعضی موارد آموزشی ومهارتی وشناختی و.....در این سن مورد غفلت واقع می شد.

- مربیان چندان از بنیه ی علمی برخوردار نبودند وکتاب های در خصوص ارتقای ای بنیه مشاهده نشد .

در یک جمعبندی می توان گفت اهمیت این مقطع هنوز در مراکز شهرستانی با دیدگاه سنتی که ،پیش دبستانی مقدمه ای برای دبستان است حاکم است وهیچ نظارتی هم در این خصوص صورت نمی گیرد.   

انجام تست نگهداری ذهنی پیاژه در مهد کودک دریا و الزهرای

آموزش و پرورش پارس آباد

نگهداری ذهنی ، بخش به بخش ، همراه با نا همطرازیها یعنی با فواصل زمانی از یکدیگر شکل می گیرد پیاژه این ها را افقی می نامد که :

مراحل نگهداری :

مرحله اول ) عدم نگهداری ذهنی  ؛ دراین مرحله جواب های کودک براساس ادراک فوری اواست ، کودک در هرزمان توجه خودرا تنها بریک بعد متمرکز میکند امادر طول زمان ازبعدی به بعد دیگر میگذرد وهمین امر تناقضاتی به وجود می آورد که به دلیل ناتوانی درهماهنگ ساختن روابط به حل آنها نایل نمی آید.

لوازم تست : دوگلوله خمیر به رنگ های مختلف

روش اجرا :

درابتدا از(هانیه مراد زاده – مقطع پیش دبستانی – کلاس خانم فیروزی ) خواسته شد که 2 گلوله رابه یک اندازه درآورد .

سپس از او خواسته شد یکی از این خمیرها را به شکل دیگری در آورد ،از او

سوال شد که اندازه کدام یک بیشتر است ؟ جواب (گلوله ای که پهن تر است

را بزرگتر دیده و آن را نشان می دهد )

  بعد از درست کردن شکل های گوناگون از خمیر ، نگهداری از بعدهای طولی

 عرضی وارتفاع چندین بار آزمایش گردید – این آزمایش در همان مهدکودک در مورد آریا شهباز زاده اجرا شد که همان نتایج عاید شد)

هانیه در این مقطع سنی به مرحله نگهداری ذهنی دست نیافته ، او تصور می

کند که دگرگونی شکلی یا وضعیت فضایی یک شی به تغییر خصیصه های

فیزیکی آن می انجامد .

این تست با مراحل بالا در خصوص نگهداشت ذهنی در مهد کودک دریا نیز با 1-  سحر قولی 2-  محسن قربان زاده اجرا گردید ونتایج مشابه عاید گردید .                

مرحله دوم ) رفتار بینابین ؛ کودک بیش ازمرحله قبل بادرنظرگرفتن دوبعد ،به صورت متناوب یاهمزمان متمایل است نگه داری ذهنی رادر پاره ای ازموارد  می پذیرد ودربرخی دیگر نمی پذیرد دروضعیت های ساده به نگهداری ذهنی نایل میشود اما درجنبه های ادراکی مساله اغراق آمیز یاابراز تردید به پاسخ های وی شود به عدم نگهداری ذهنی باز می گردد .

مرحله سوم )نگهداری ذهنی ؛ کودک این مرحله رادربرابر هرآزمون بلافاصله نشان می دهد که واجد نگه داری ذهنی است وی چنین می پندارد که دگرگونی ها فقط جنبه ظاهری دارند وتعیین خواص فیزیکی معینی نمی انجامد ودرآخرین تحلیل به کمک یکی ازاین پاسخ ها خود راتوجیه می کند .

)اصل این همانی )این باز همان است) قبلا نیز همان بود ،چیزی بر آن افزوده نشده است )جبران :تغییری دریک بعد باتغییرمناسب باآن بعددیگرجبران شده است مثلا  شکل 1 طویل تر است ولی درعوض باریکتر است


شکل1) 

شکل 2)

بازگشت پذیری:این همان است می تواند به وضع اولی برگردانده شود.

برنامه ها در مهد کودک:

با توجه به برنامه ی این مرکز در پارهای از موارد اشکال هایی بر آن وارد است که برای برسی ومقایسه ی آن چند نکته از وینتا کول ترجمه ی مفیدی در خصوص برنامه در این مقطع  که باید تعدل در موارد ذیل را داشته باشد  بیان می شود :

هر برنامه روزانه باید به طریقی طراحی شود که تعدل را در موارد زیر را منعکس کند

·        فعالیت های فردی وگروهی

·        "  "  محیط آزاد وبسته

·        "   " فعال وآرام

·        "  "  فعالیت های آزاد وسازمان یافته یا هدایت شده

·        فعالیت های شکوفا کننده وهمه جانبه ی رشد

برنامه این مراکز حالت کلیشه ای داشته ووموار د فوق در آن رعایت نشده است ،تکالیف جانبی از جمله آموزش زبان انگلیسی با توجه به دو زبانه بودن منطقه برآنان تحمیل شده که برنامه های اصلی آنان را تحت شعاع قرارمی دهد 

برنامه پیشنهادی روزانه 4 ساعتی در دوره ی پیش دبستانی 

 

 

ساعت

صبح

فعالیت ها

8:45-8:30:

صبح

خوشامد گویی وبازرسی وضعیت نظافت کودکان

9  -   8:45

"

دعا ونیایش

  9:15-    9    

"

بحث وگفتگوی آزاد

9:15   -9:35

"

فعالیت های شناختی یا گفتاری

10:50-10:5

"

بازی در فضای باز

11:20-10:50

"

شست ووی دست ها وتنفس واستراحت

11:50-11:20

"

بازی آزاد در محیط بسته ودر گروه های کوچک همراه با فعالیت های خلاق

12:22-11:50

"

قصه گویی وسرود خوانی وقافیه سازی نمایش های خلاق یا حرکات موزون

 
 

  یک برنامه ی پیشنهادی برای یک مهد کودک فرضی

هدف :پرورش حس مسئولیت پذیری در کودکان مرز سنی 6سال

محتوا:در باره ی این هدف با توجه به به ایجاد این مهارت ویا نگرش مثبت به این امر می توان تکالیفی را در محیط های گوناکون در نظر گرفت مانند

فعالیت های داخل کلاسی وخارج کلاسی  (علوم ،محیط زیست و...)

-کارهایی ازقبیل تهیه چند وسیله برای کار علوم در کلاس

 -یا نگهداری بعضی از وسایل کلاس وکمک دانش آموزان به معلم  در کاهای کلاسی  و...تجربه های ملموس ودر حد اندازه بچه ها ای امر را تقویت کرد

- در خانه نیز با کمک در کارهای خانه از قبیل آوردن آب برسفره ویا خریدن وسایل از خواربا فروشی محل این امر را تقویت کرد

-تهیه ی قصه ها وداستان های ناتمام در مورد مسئولیت پذیری وعدم مسئولیت پذیری و درک عواقب این امور توسط دانش آموز

-کشیدن نقاشی هایی در ارتباط با انجام کارهای خود در خانه توسط بچه ها

-ترتیب دادن یک فعالیت خارج کلاسی برای جمع آوری وتمیز کردن حیاط مهد کودک

استفاده از اشعار وموسیقی های در ارتباط با موضوع و.....

تهیه ی شرح وظایف روزانه آنها ونقد وبررسی کارهای خود در این خصوص در فعالیت های گفت گو های آزاد .

راهبرد های یاد دهی ویادگیری :

-اسفاده از بازی هایی در حیاط مهد با در داخل کلاس

-استفاده از قصه هایی که نتیجه ان احساس تکلیف نمودن کودک برای کارهای خود ویا دیگران و جامعه باشد .

-استفاده از یک نمایش خلاق در خصوص کارهای کودک که در خانه به مادر شان کمک کرده اند .

-باکارهای عملی و روش های فعال می توان این  آیتم را در کودکان تقویت کرد .

در این مهد کودک ها برنامه ی منسجم که این آیتم ها را با برنامه دنبا ل نمایند مشاهده نشد ولی درکتاب های تدریس شده و قالب فعالیت های کلی وبازی های آنها این آیتم ها دیده می شد

 

+نوشته شده در شنبه 5 اسفند1391ساعت9:44 قبل از ظهرتوسط عظیمی یکتا |
اصول خبرنگاری و خبر نویسی
اصول خبرنگاری و خبر نویسی
قاعده های مختصر و مفید در خبرنویسی مردم حق دارند از طریق اطلاعات دقیق و جامع به تصویری عینی از واقعیت دست یابند و آرای خود را آزادانه از طریق رسانه های گوناگون فرهنگ و ارتباطات بیان کنند. می دانم روزنامه نگاری را نمی توان یاد داد و باید آنرا زندگی کرد ، اما می توانم بعضی از تجربه هایم را به شما منتقل کنم .(گابریل گارسیا مارکز)
مقدمه : آنچه از تاریخ بر می آید این است که اولین روزنامه های خبری توسط ژولیوس سزار منتشر شده و از آن زمان تاکنون نیاز بشر به خبر و تلاش آدمی برای آگاهی از تازه ترین ، مهم ترین و جالب ترین رویدادهای جهانی ارزش روزافزونی به خبر و خبررسانان داده است. دراین مقال سعی شده است به نکاتی مختصر و مفید در خبرنویسی که مورد استفاده مسوولان روابط عمومی ، روزنامه نگاران و دیگر فعالان عرصه خبری قرار می گیرد، اشاره شود ، امید است مورد توجه علاقه مندان قرار گیرد . تعریف خبر : تعاریف متعددی برای خبر بیان شده است که در اینجا فقط به دومورد آن اشاره می شود : الف ) خبر اعلام و بیان وقایع جالب زندگی اجتماعی و نقل عقاید وافکار عمومی است . ب ) خبرگزارش ساده ، خالص ، مناسب ،دقیق و خلاصه رویدادها ، گفته ها و اندیشه ها است. عناصر شش گانه خبر : که ، کی ، کجا ، چه ، چرا ، چگونه یک خبر درست باید دارای عنصرهای شش گانه فوق الذکر باشد و باید دقت کرد که مخاطب بتواند پاسخ به این پرسشهارا خود بیابد. که: نشان دهنده انسانها ، جانوران ، سازمانها و یا چیزهایی است که در رویداد حضور و یا دخالت دارند و یا رویداد به گونه ای با آنان در ارتباط است .  کی : نشان دهنده زمان وهنگام رویداد است. کجا : نشان دهنده مکان رویداد است که علاوه بر موقعیت محل باید فاصله آن را با نقاط مهم دیگر ( مرکز استان ، مرکز کشور،… ) بیان کند. چه : نشان دهنده موضوع آنچه که رویداد را تشکیل می دهد است. چرا : نشان دهنده انگیزه ای است که پدید آورنده رویداد می باشد. چگونه : نشان دهنده چگونگی رویداد است و ترتیب و کیفیت آن را مشخص می کند. نکته مهم این که باید در متن خبر درباره عناصر خبری نهفته در خبر توضیح مناسب و شایسته را داد و در صورتی که یکی از عنصرهای خبر مورد تردید ویا ابهام باشد این کمبود را در خبر بیان کرد . ارزشهای خبری : عبارتند از دربرگیری ( جامعیت) ، شهرت ، تضاد ، استثنا ، تنوع ( تعداد ومقدار ) ،مجاورت ، تازگی الف ) اصول خبرنویسی : ( نوشتن یک جمله درست سخت ترین کار دنیاست .) ارنست همینگوی1. مفاهیم اساسی خبر نویسی عبارتند از : درستی ، روشنی و جامعیت خبر 2. خبر باید درست ،کامل ، ساده ، روان و به زبان مردم عامی و در جمله های کوتاه نوشته شود .3. خبر باید فاقد واژه ها و عبارتهای دشوار و دور از ذهن باشد. 4. خبر باید بیشترین اطلاعات را در کوتاه ترین متن ارائه کندتا علاقه مندان در کمترین فرصت بیشترین بهره را ازآن ببرند. 5. خبر باید به گونه ای تنظیم شود که بخشهای مختلف آن(تیتر و لید و متن)با یکدیگر هماهنگی وتطابق لازم را داشته باشند. 6. خبر باید اطلاعات مورد نیاز خوانندگان را در بر داشته باشد. 7. در خبر نباید پاراگراف ها را با یک عبارت تکراری آغاز کرد. 8. به هنگام به کاربردن نام افراد ، سازمانها در خبر آنچه مهم است آگاهی مخاطب از مقام وملیت و جنسیت فرد است و دانستن نام و نام خانوادگی برای مخاطب ارجحیت ندارد و برای آن که شناسایی به خوبی صورت گیرد ، باید در بار اول ، به ترتیب به نام و نام خانوادگی ، مقام اجتماعی ونام کامل سازمان اشاره شود و در پاراگرافهای بعدی با توجه به متن خبر از مشخصات بعدی استفاده کرد. 9. در خبر باید از کاربرد عنوانهای تحصیلی (دکتر،مهندس)عنوان های آداب منشانه (آقا،خانم،تیمسار،جناب ) خودداری شود. 10.برای تهیه و نگارش یک خبر خوب و کامل تکیه برحافظه کافی نیست ، بلکه از آغاز تا پایان تهیه گزارش باید یادداشت برداری شود و پس از دوباره خوانی ، تکمیل و اصلاح متن ، خبر به صورت دقیق تنظیم گردد. بنابراین قلم ، کاغذ ، ضبط صوت و دوربین عکاسی از لوازم ضروری تهیه خبر است .10. برای تهیه خبرهای کامل ، جامع و تازه باید همواره با مردم در تماس بود و نیازهای جامعه را شناخت .11. همواره پس از تنظیم خبر باید دوباره خوانی خبر صورت گیرد ، تا هرگونه ابهام احتمالی رفع شده و از جامع و کامل بودن و صحیح بودن خبر اطمینان حاصل شود.12. نویسنده خبر باید به دستور زبان و آیین نگارش فارسی مسلط و به فرهنگ غنی ایرانی و اسلامی جامعه آشنایی کامل داشته باشد. 13. برای موفقیت در عرصه خبرنویسی،نویسنده خبر باید آگاهی های سیاسی، فرهنگی ، اجتماعی ،اقتصادی و دینی خود را افزایش دهد. 14. توجه به تازگی واهمیت سرعت درتهیه خبر و از ضروریات حرفه خبرنگاری است . ولی بهانه سرعت در کار توجیه مناسبی برای بی دقتی در نگارش خبر نیست .15. مشاهده غلط املایی و انشایی در خبرنویسی به هیچ وجه پذیرفتنی نیست . 16. نامهای خارجی ، نامهای خاص ، عبارات علمی و نقل قول از دیگران را در متن خبر باید داخل گیومه نوشت. 17. در نگارش نامهای خاص وعام به ویژه اسامی خارجی دقت در نگارش شرط لازم و یکسان نویسی نامها شرط کافی است .18. خبرهای جالب از رویدادهایی که به نظر دیگران عادی و کم ارزش می آیند ، به وجود می آید. 19. هرچه اهمیت موضوع خبر بیشترو هراندازه علاقه متقاضیان برای آگاهی از خبر بیشتر باشد، باید خبر را مشروح تر نوشت. 20. خبر نادرست به جای پاسخ گویی به نیاز متقاضیان چند پرسش جدید را مطرح کرده و آنها رانیز بی پاسخ می گذارد. 21. رفتار شایسته و منطقی و آراستگی ظاهری هنگام تهیه خبر تاثیر بسیاری برروی منبع خبر دارد. 22. فرد حقیقی و یا حقوقی که خبر از او سرچشمه می گیرد را منبع خبر می گویند. 23. تاحد امکان درخبرباید به نقل قول مستقیم پرداخت و بایدتلاش کرد تا انتقال مفهوم پیام ومطلب بر منبع خبر استوار شود. 24. سابقه خبر یعنی توضیح دادن در خصوص گذشته و پیشینه خبرکه معمولا در پاراگراف آخر و پس از ارائه مطالب جدیدمی آید، ذکر این سابقه کمک شایانی در درک بهتر خبر برای مخاطب خواهد داشت و برای اتصال سابقه به متن خبر از واژه های کلیشه ای نظیر گفتنی است ، شایان ذکر است و … استفاده می شود .25. در نگارش خبر باید مقیاسهای متری ، میزان و بهای کالاها ، درجه ها و درصدها ، آمارها ، رتبه ها، ساعت و تاریخ ، روزها و صفحه کتابها و مانند آن را باید با عدد نوشت. 26. شماره یک وکسر کمتر از یک را باید با حروف نوشت . ( شماره های 2 و 10 را می توان هم با حرف و هم با عدد نوشت. )27. رعایت نشانه گذاری فارسی در تنظیم و نگارش خبر الزامی است. ب) قواعد تیتر نویسی :کم گوی و گزیده گوی چون در تا زاندک تو جهان شود پر28.تیتر جوهره و روح خبر و ماندگارترین قسمت خبر در ذهن مخاطب است.و باید خلاصه مهمترین مطلب خبر باشد. 29.تیترنویسی یکی از فنی ترین ، حرفه ای ترین و در عین حال شیرین ترین کارهای تهیه خبر است . تیتر اگر اصولی و با علم به ویژگیهای مخاطب و متناسب با موضوع انتخاب شود می تواند بسیاری از مخاطبین بی تفاوت نشریات را نیز جذب کند. 30.تیتر جمله ای است که در خلاصه ترین شکل ممکن ، قصد دارد پیامی مرتبط با متن خبر را به مخاطب منتقل کند.31. از تکرار کلمات در تیتر باید خودداری شود. همچنین در تیتر از کاربرد واژه های اضافی و توضیحی باید خودداری کرد.32.تیتر باید به گونه ای باشد که درآن به اندازه نیاز و فقط به مهمترین عناصر شش گانه خبری اشاره شود . 33.در نگارش تیتر باید از واژه های آشنا و رسا استفاده کرد . 34.تیتر باید حتی الامکان با فعل به پایان رسیده و دارای مفهوم باشد. 35.در تیتر نیاز به نقطه گذاری در پایان جمله نیست ، ولی به کاربردن علائم سجاوندی در داخل تیتر اشکالی ندارد. 36.تیتر بایدکوتاه ،جامع و مانع ،مختصر و مفید ، منطبق و هماهنگ با خبر،جاذب وجالب،روشن و دقیق،روان و سلیس و بدون ابهام باشد. 37. تیتر نباید مبهم و شعاری باشد. همچنین از نگارش تیتر سئوالی و منفی باید پرهیز کرد38.در تیتر باید با کمترین واژ ه ها بیشترین معنی ، مفهوم و پیام را بیان کرد. 39.تیتر باید به گونه ای باشد که نوع ، موضوع و ارزشهای خبری را بیان کند . 40.تیتر حتی المقدور نباید با قیدهای زمان و مکان شروع شود . 41.تیتر را باید پس از تنظیم خبر نوشت. قواعد لید نویسی : از واقعه ای تورا خبر خواهم کرد وآن را به دو حرف مختصر خواهم کرد42. لید خلاصه مهمترین بخش خبر است .جالب ترین و پرهیجان ترین موضوع ، تازه ترین رخداد و محکم ترین بخش خبر را باید با کلمات جذاب ، بدیع ، جاندار ، قاطع و هیجان انگیز در لید خبر نوشت . 43.در تهیه وتنظیم خبر، مهمترین کار نوشتن مقدمه یا لید Lead)) به صورت خلاصه و فشرده است.در واقع لید چیزی نیست جزهمان چند جمله اول خبر که هدایت گر مخاطب به درون خبر است. 44. لید باید کوتاه ، درست و رسا باشد ، هرچه لید کوتاه تر باشد ، جذاب تراست . لید خوب حداکثر بین 15-10 کلمه است . 45.از ذکر مطالب مبهم وکلی و کم اهمیت و جزیی در لید باید خودداری شود. 46.نام و نام خانوادگی افراد را در صورتی در لید ذکر می کنیم که مخاطب بتواندمسوولیت و نقش او را در ذهن مجسم کند،در غیر این صورت برای معرفی افراد در لید باید از مسوولیت و سمت و دیگر خصوصیات مربوط استفاده کرد. 47.در لید باید سعی شود به عناصر شش گانه خبری پاسخ داده شود . 48. در لید نباید شک و تردید در موضوع خبر رسوخ نماید و همچنین از مجهول نویسی در لید باید پرهیز کرد.49.جز در موارد استثنایی نباید لید را با زمان ومکان شروع کرد. 50.نتیجه واقعه یا رویداد تاحد ممکن باید در لید آورده شود. تعریف خبر: اعلام و بیان وقایع جالب زندگی اجتماعی و نقل عقاید و افکار عمومی است. عوامل یک خبر:      1-اعلام واقعه: یک واقعه زمانی جنبه خبری پیدا می کند که آشکار شود و دیگران از آن مطلع شوند.2- نخستین بیان: بعد از آشکار شدن خبر باید چگونگی وقوع آن بیان شود تا کنجکاوی مخاطبان را ارضاء نماید.3-  واقعه عینی: خبر باید با واقعیت همراه باشد و فاقد افسانه پردازی می باشد.4-  جالب بودن واقعه: خبرنگاران باید نیازمندیها و علاقه های مخاطبان را در نظر بگیرند.5- عمومی و اجتماعی بودن واقعه: خبر باید جنبه عمومی داشته باشد و در زندگی اکثریت مردم تأثیر بگذارد. خبرنگار کیست؟ کسی است که به اتکا به ذوق و استعداد شخصی پس از گذراندن دور آموزش تخصصی وظیفه تهیه و جمع آوری و تنظیم اخبار و انتقال آن از طریق وسایل ارتباط جمعی (مطبوعات- رادیو- تلویزیون- خبرگزاری) به مخاطبان را به عهده دارد. صفات خبرنگار: 1- شم خبری: عده ای معتقداند که استعداد و شم خبری ذاتی می باشد مثلا کسی که نقاشی می کند ولی در عمل ثابت شده ذاتی نبوده و فنی است و بر اساس تمرین و تکرار باعث بالا رفتن استعداد و شم خبری می شود.2- در مسیر بودن خبر: یعنی در جریان رویداد قرار گرفتن می باشد.3-  لزوم تخصص: روزنامه نگاری یک رشته تخصصی می باشد و در گذشته به این شکل نبوده و اکنون تخصصی شده است مثلا یک خبرنگار هنری باید مکاتب سینمائی را بشناسد.4-تماس با مردم: تا زمانی که خبرنگار با مردم تماس نداشته باشد نیازها و افکار مردم را نمی توان دریافت زمانی می تواند نیاز مردم را بشناسد که با مردم ارتباط داشته باشد.5- ایجاد صمیمیت: خبرنگار نمی تواند بدون صمیمیت و دوستی خبر تهیه کند پس باید اعتماد طرف مقابل را جلب نماید.6- نگهداری نشانی منابع خبری: خبرنگار باید دفترچه خاصی داشته باشد که مشخصات تمام منابع خبری را بنویسد تا در مواقع ضروری به آنها دسترسی یابد.7- بررسی اسناد و مدارک: هر خبرنگاری در حوزه ای که کار می کند باید اسناد و مدارک مخصوص آن را داشته باشد. مثلاً اگر خبرنگار مالی هستیم در مورد مالیاتها و هر آنچه که مربوط میشود به آن شخص و در جریان امر قرار بگیریم.8- تکمیل معلومات عمومی: خبرنگار باید در حال تکمیل معلومات خود باشد از طریق اینترنت مطبوعات مختلف – کتاب9- سرعت و عمل: سرعت و عمل در کار خبری بسیار مهم می باشد و خبرنگار باید خبر را در فرصت اولیه به تحریریه برساند.10-رعایت بی طرفی: خبرنگاری که به نوعی بی طرفی را نقص کند اعتماد از او سلب می شود.11-رفتار اجتماعی مناسب خبرنگار: خبرنگار باید ظاهری آراسته، مرتب و رعایت ادل و نزاکت را داشته باشد. مفاهیم اساسی در خبر نویسی: 1- درستی و صحت خبر: خبر باید درست و بر مبنای یک گزارش عینی باشد و گرنه قصه نویسی است و باید به همان شکلی که اتفاق افتاد نوشته شود نه به آن صورت که خبرنگار می خواهد.2- صراحت و روشنی خبر: خبر باید واضح و از ابهام و کنایات به دور باشد و هنر خبرنگار در این است که اطلاعات صحیح را در زمانی که جمع آوری کرده و با بهترین نحو تنظیم نماید و به مخاطبان انتقال دهد.3- جامع و کامل بودن خبر: خبر باید طوری تهیه و تنظیم شود که هیچ سوالی برای خواننده بی پاسخ نماند و خبرنگار خود را به جای مخاطب قرار دهد و سوالی ابهام داشته باشد برطرف کند و با جامعیت در اختیار مخاطبان قرار دهد و به پرسشهای مربوط به  عناصر خبر به طور کامل پاسخ داده شود. صفات خبر خوب: 1- تازگی خبر: خبر باید تازه و نو باشد و در  اولین فرصت در اختیار مخاطبان  قرار گیرد مثل سبزی و میو ه تازه2-2- جالب بودن خبر: خبری جالب است که علاوه بر تازه بودن باید توجه فوری و غیر ارادی افراد را به خود معطوف سازد . مثل: سگ و انسان3- صحت خبر: اگر خبرها با واقعیت منطبق نباشد اعتماد مردم سلب می شود  پس خبرنگار در زمان  کسب و تهیه تنظیم خبر  با بی طرفی و واقع بینی به رویداد نظر کند و به طور عینی و واقعی به مخاطب انتقال دهد.    جریان ارتباط در خبر نویسی 1-    مستقیم فرستنده پیام گیرنده پیام ساده ترین ارتباط  ساده   رو در رو  شفاهی      استفاده اعمال و حرکات غیر کلامی 2-غیر مستقیم    وسیله ارتباطی  فرستنده پیاموسیله ارتباطیگیرنده پیامتلفننامهفاکسایمیل 2-     ابزارهای مکانیکی پیشرفته دهنده پیامکد گذاروسیله ارتباطی کدیابگیرنده پیامخبرنگار مصاحبه گرگزارشگرمترجمایستگاه  تلویزیونرادیو سازمان مطبوعات دستگاه رادیوتلویزیون مطبوعات  چگونگی کسب خبر  1- دریافت خبر 2- جمع آوری خبر 3- کشف خبر 4- تحلیل و تحقیق خبر 1-  دریافت خبر:  این خبرها بدون مداخله خبرنگار به مطبوعات می رسد مثل اعلامیه های دولتی، گزارش مصاحبه ها وکنفرانس مطبوعاتی2- جمع آوری خبر: خبرنگار باید به جستجو و جمع آوری خبر بپردازد مثل: خبرهای مربوط به محصول های صنعتی، فعالیتهای عمرانی و اقدامات نوسازی اگر خبرنگار برای تهیه خبر مراجعه نکند مسئولان آن هیچ وقت مستقیماً برای انتشار آن در مطبوعات پیش قدم نمی شوند.3-کشف خبـر: در برخی موارد اخبار محرمانه ومخفی است یعنی نه تنها خبر ابهام دارد بلکه دارنده خبر به علل خاص خبرنگار را از دست یافتن بدان باز می دارد بدین طریق خبر را عملاً منکر می شود در این حالت خبرنگار موظف است خبر را کشف کند و در اختیار روزنامه نگار بگذارد مثل : اخبار سیاسی – قضائی4- تحلیل و تحقیق خبر: زمانی که برای کسب خبر منابع مستقیم وجود ندارد و خبرنگار می تواند با بررسی دقیق اخبار موجود و مقایسه آنها با یکدیگر به یک خبر مهم دست یابد خبرنگار این خبرها را باید با احتیاط منتشر کند تا از لحاظ صحت عمل انتقادی بر آن وارد نباشد. ارزش های خبر: تعریف ارزش خبری: برای تشخیص اینکه در چه رویدادی ارزش تهیه گزارش را دارد نیاز به معیارهای است که بتوان وقایع یا رویداد را ارزش یابی و گزارش جامعی از آن رویداد برای مخاطبان تهیه کرد این معیارها گاه به تنهائی یا با ترکیب با یکدیگر یک واقعه را پدید می آورند 1-ارزش دربرگیر 2- ارزش شهرت 3- ارزش بزرگی 4- ارزش برخورد و تضاد 5- استثناء و شگفتی 6- ارزش تازگی 7- ارزش مجاورت 1-     دربرگیر:  یعنی بر روی تعداد زیادی از افراد جامعه تأثیر در زمان حال و آینده داشته باشد ارزش دربرگیری ممکن است به منفعت یا ضرر افراد جامعه باشد و این منفعت هم می تواند به صورت مالی و معنوی باشد و حتی ضرر هم به صورت معنوی و مادی این ارزش در برگیری می تواند تأثیر مستقیم یا غیر مستقیم بر روی افراد جامعه داشته باشد. 1-1- منفعت : مادی: مثال: شهریه دانشگاه آزاد اسلامی کاهش یافت. معنوی: 1-2- ضرر:مادی: مثال: شهرینه دانشجویان دانشگاه آزاد افزایش یافتمعنوی: مثال: مدرک دانشگاه آزاد اعتبار ندارد (چون پول خرج می کنیم)1-3-تأثیر مستقیم: مثال: وزارت نفت اعلام کرد قیمت بنزین افزایش یافت. (تأثیر مستقیم دارد برای اشخاصی که ماشین دارند)1-4- تأثیر غیر مستقیم: مثال: وزارت نفت اعلام کرد قیمت بنزین افزایش یافت. (تأثیر مستقیم دارد برای کسانی که ماشین ندارند)1-5- تأثیر در زمان حال و آینده: مثال: تعویض گذرنامه- تعویض شناسنامه2- شهرت: اشخاص حقیقی و حقوقی و حتی برخی از اشیاء هر گاه به خاطر فعالیتها و معروفیتشان در جامعه ملی و فرا ملی شناخته شده باشند ارزش خبری دارند شهرت ممکن است بار معنائی منفی و مثبت داشته باشد. مثال: بار منفی: صدام بار مثبت: پاستور که واکسن را اختراع کرد.3-  بزرگی: این ارزش خبر به اعداد و آمار مربوط می باشد هر چقدر وزن و تعداد نفر بیشتر باشد ارزش خبر بیشتر است. مثال: مانند زلزله از نظر ریشتر و تعداد کشتگان4-   برخورد و تضاد: شامل برخورد بین گروهها، افراد، ملتها و حیوانات با یکدیگر در طبیعت برخورد ممکن است به صورت فیزیکی(جسمانی مانند: نیروهای آمریکای به شمال عراق حمله کردند) یا فکر (ایدئولوژی مانند: رییس جمهور آمریکا در نطقی ایدئولوژی مارکسیس حمله کرد و آن را بی اساس خواند)5- ارزش استثناء و شگفتی: یعنی رویدادهای استثنائی را شامل می شود دلیل اهمیت جالب بودن واقعه و تحریک حس کنجکاوی مخاطبان می باشد. مانند: خانمی که با دو سگ رانندگی می کند6- ارزش مجاورت: رویدادی که بر اساس اهالی یک منطقه خبر است برای منطقه دیگر ارزش خبری یکسان ندارد هم ارزش جغرافیای داشته و هم ارزش معنوی7- ارزش تازگی: هر چقدر خبر تازه تر باشد و در زمان کم تهیه شود و به مخاطبان انتقال یابد دارای ارزش زمان می باشد دیر مخابره کردن خبر ممکن است اعتبار و حیثیت موسسه خبری را زیر سوال ببرد بنابر این اگر خبری را خبرنگار با تلاش فراوان تهیه کرده و به موقع مخابره نشود ارزش تازگی خود را از دست می دهد چون رقبا در مدد بهر برداری از کمترین فرصت هستند تا کسب اعتبار و جلب مخاطب نمایند.عناصر خبر  (مهم) به خبرنگار کمک می کند تا مطالب را بهتر تهیه و تنظیم نماید و به دفتر روزنامه ارائه بدهد عناصر خبر عبارتند از :که- چه– کی –کجا- چگونه- چراعنصر که : شخص یا اشخاصی را در بر می گیرد . نام و نام خانوادگی- سن- جنس- تحصیلات- شغلعنصر چه: یا چه موضوعی- محور اصلی خبر اصل رویداد است مانند: ارزشهای در برگیری و برخورد مانند زمان جنگ، حواد ث طبیعیعنصر کی: عنصر زمان بسیار مهم می باشد مانند روز- ساعت- دقیقه – ثانیهعنصر کجا: چه مکانی (شهرستان- شهر- استان- کوچه- طبقه – پلاک)به خبرنگار کمک می کند چطور موضوعش را بنویسید.عنصر چگونه: چگونگی، چطور – چگونگی وقوع رویداد را در بر می گیرد.عنصر چرا: علت اتفاق را بررسی می کند بیشتر در تفسیر بکار می رود.  گزینشگری خبر: کسانی  که در تحریریه رسانه های خبری در فرایند تهیه گزینش و ارائه پیامهای خبری فعالیت دارند دروازبان خبر می گویند مدل دیوید وایت روزنامه یا  هر رسانه خبری نمی تواند خبر تمام رویدادهایی را  که توسط خبرگزاری ها مخابره شده یا خبرنگاران تهیه کرده اند چاپ و نشر کند بنابر این انتخاب از تلکس های خبری و ارسال شده توسط خبرنگاران برای تهیه گزارش از یک رویداد وقاعی در جهت تأمین نیاز خبری مخاطبان می باشد. یعنی بر اساس ارزش خبری گزینش و به دست مخاطب می رسانیم  به دست مخاطب می رسه N دروازه بانی M N1 N2 N3 N4 N1 N2 N3 N4    M گزینشگری مدل وستلی و مک لین X1 X2 X3 X4 .XN انواع خبر اخبار انحصاری: شامل اخباری است که برای اولین بار به وسیله خبرنگار تهیه می شود و قبل از آنکه خبرنگاران رقیب به آن دست یابند منتشر می گردد.اخبار معمولی و عادی: شامل اخبار ضروری روز را می گویند که هر روز طبق معمول روزانه توسط خبرنگاران تهیه و به چاپ می رسد تکرار این اخبار به دلیل برخی از حوادث و وقایع مورد علاقه خوانندگان می باشد مثل اخبار مربوط به سینما و تأتر – برنامه های رادیو و تلویزیوناخبار ابتکاری: اگر روزنامه ها اخبار انحصاری و ابتکاری تهیه نکنند بین آنها هیچ تمایزی وجود ندارد به همین دلیل خبرنگاران تلاش می کنند در تهیه اخبار ابتکارات جدیدی به کارببرند و با انتشار اخبار غیر قابل انتظار خوانندگان بیشتری را جلب کنند اخبار ابتکاری همیشه جنبه استثنائی دارد و محصول استعداد و کوشش و تلاش خبرنگار می باشد.تعریف لیدر خبر؟  چکیده مهمترین مطلب که در پارگراف اول آمده است. (چهل کلمه می باشد)نگارش لید خبری کار بسیار مهم می باشد که خبرنگار باید فوراً خوانند را در جریان مهم ترین قسمت رویداد قرار دهد. اصول نگارش لید:1-  لید باید چکیده مهم ترین مطلب را به صورت مشخص و معلوم بیان کند.2- از نوشتن مطالب مبهم در لید باید خودداری کرد.3-  مطالب جزئی در لید نباید نوشته شود.4- لید خبر باید حاوی یک یا حداکثر دو جمله باشد.5-  در نوشتن لید نباید تعداد کلمات از حدود 40 کلمه بیشتر باشد.6- لید نباید با زمان یا مکان شروع شود مگر این زمان و مکان اهمیت ویژه ای داشته باشد.انواع لید- لید بر اساس عناصر خبر: 1- که 2- چه 3- کی 4- خبر 5- چگونه 6- کجا- که: با معرفی شخص شروع می شود. مثال: گورباچوف رهبر شوروی دیروز موافقت خود را برای برچیدن قدرتهای بزرگ از جانب شوروی در خارج از خاک کشور اعلام کرد.- لید کجا: محل وقوع واقعه را بیان می دارد. مثال: جاده رامهرمز بهبهان به علت بارندگی های 48 ساعت گذشته در استان خوزستان و جاری شدن سیل در چند نقطه جاده مسدود شد.لید کی: زمان وقوع واقعه را بیان می دارد. مثال: از ساعت 6 صبح فردا طرح محدود ترافیک در مرکز تهران به مورد اجرا در می آید.لید چرا: یا دلیل رویداد مثال: به منظور تبادل فرهنگی و عرضه فرهنگ پر بار اسلامی نخستین دوره نمایشگاه بین المللی کتاب با حضور کشورهای مختلف به ویژه کشورهای اسلامی در سال آینده در تهران برگزار خواهد شد.لید چه: یا موضوع رویداد مثال: انفجار کپسول در شرکت ایران گاز شعبه بندرعباس علاوه بر آتش سوزی و خسارت مالی دو کارگر را کشت و 7 تن را به شدت مجروح کرد.لید چگونگی: رویداد: با تأسیس دوره جدید آموزش پزشکی کمبود 20 هزار پزشک در کشور برطرف خواهد شد و دیگر نیاز به رفتن به کشورهای خارج نمی باشد. - لید بر اساس موضوع خبر :  1- لید یک موضوعی:  لید  مستقیم- لید عمقی- لید تشریحی – لید سوال- لید نقلی- لید تمثیلی- لید ادبی- لید مستقیم: لیدی است که خبر به صورت ساده و مستقیم و بدون ابهام می باشد.- لید عمقی: برای خبرهای پیچیده به کار می رود مانند: خبرهای سیاسی واقتصادی برای روشن شدن مطالب- لید تشریحی: نویسنده یا خبرنگار سعی دارد با تحریک احساسات خواننده را به خود جلب کند. مثل: گاز گرفتگی سال گذشته موجب خفه شدن شده بود یا دیدن بچه دوقلو که شبیه  قورباغه می باشد.- لید سوال: با طرح یک سوال حس کنجکاوی خواننده را تحریک می کند مثل: مردم تهران بی صبرانه منتظرند تا بدانند دولت برای جلوگیری از شیوع بیماری وبا در پایتخت چه تصمیمی اتخاذ می کند.- لید نقلی: استفاده کردن از نقل قول مستقیم از یک شخصیت مثل: من به طرف چوبه دار می روم ولی به همه مردم بگوئید که بی گناهی را به خطای ناکرده مجازت می کنند این آخرین گفته ی محکومی بود که سحرگاهان امروز در زندان به دار مجازات آویخته شد.- لید تمثیلی: لیدی است که با ضرب المثل به کار برده می شود استفاده از اشعار و ضرب المثل- لید ادبی: از یک اندیشه فلسفی یا ادبی استفاده می شود. مثال: در زندگی ملتها هم مثل افراد لحظاتی از هوشیاری پیش می آید که یکباره بافت زندگی آینده آنان را زیر و رو می کند و تار وپود هستی ایشان را رنگ و روی دیگری می دهد. 2-  لید چند موضوعی: لید چند خبری- لید فهرستی- لید مرتبط یا مقایسه ای- لید متراکم- لید تاریخی- لید  مرتبط یا مقایسه ای: رابطه علت و معلول را در لید تأکید دارد و اینکه یکی از آنها نتیجه دیگر می باشد. مثال: به دلیل سیل آمده در شهر گیلان هزاران نفر کشته شد.- لید متراکم: چند مسئله با درجه اهمیت تقریباً مساوی کنار هم قرار می گیرد. مثل : دوازده نفر کشته یا 50 میلیون خسارت- لید فهرستی: در این نوع لید موضوعات متعدد ولی دارای اهمیت مساوی نوشته می شود مثال: فروش میوه در پیاده روها ممنوع گردید- ماهی جنوب از روز شنبه با نرخ ارزانتر به مردم فروش داده می شود.- لید چند خبری: لیدی است که برای چند خبر متفاوت که حداقل از یک جهت دارای وجه اشتراک هستند مثال صفحه 76 کتاب- لید تاریخی: صفحه شماره 76 گزار نویسی(رپرتاژ):یکی از شاخه های روزنامه نگاریست و شاید بتوان گفت یکی از بخش های روزنامه نگاری به حساب می آید در گزارش مجموعه ای از خبر محاسبه در خود گزارش داریم در نتیجه گزارشگر کسی است که کار گزارش نویسی و خبرنویسی وارد باشد هر گاه واقعه ای جنبه نمایشی و توضیفی داشته باشد در یک صحنه تصویری مثل رژه، مسابقات ورزشی و غیره خبرنگار به عنوان ناظر جریان حضور دارد و به جای مردمی که نمی توانسته در آن واقعه حضور داشته باشد بجای آنها می بیند و می شنود و برای مردم به طور دقیق و روشن بیان می کند پس گزارش نویسی یک خبر تصویری وتوصیفی می باشد و کسانی که واقعه را می خوانند محیط وقوع رویداد را تصور کرده و می ببیند او مانند یک تماشاگر است نه یک تماشاگر عادی بلکه باید او با چشمهای نکته بین خود در صف مقدم قرار گیرد. مراحل عملی تهیه گزارش تحقیقی: 1-  تهیه موضوع: توسط خبرنگار یا سر دبیر موضوع مشخص می شود.2-  مطالعه روی موضوع تعیین شده: شناخت منطقه محل و فردی که گزارش می خواهیم تهیه کنیم.3- گفتگو با مردم: در موضوع تحقیقی مردم جایگاه بالائی دارند چون برای مردم می نویسیم و در نقاط مختلف با مردم مصاحبه شود با طبقات مختلف مردم صبحت شود شغلهای مختلف و نظرات مختلف در نظر گرفته شود.4-گفتگو با کارشناسان: به گزارش تحقیقی فقط جنبه علمی می دهد.5- گفتگو با مسئولان: کسانی که به عنوان مسئول آن قسمت هستند.6- اظهار نظر گزارشگر: باید حد و مرز گزارشگر مشخص باشد و با نظر دیگران ادغام نشود.7-  نتیجه گیری:الف-  عده ای معتقداند که باید یک جمع بندی از مطالب خود داشته باشند و یک نتیجه گیری از مشکل و بهترین راه حل را ارائه بدهند.ب-  خوانندگان باید در مورد نتیجه گیری آنها اظهار نظر کنند و بیننده و خواننده را به فکر و اندیشه وا دارند. خصایص یک گزارش خوب 1-   مشخص کردن محور اصلی گزارش2-  ایجاد تصویر کلی از موضوع گزارش در ذهن که دارای یکپارچگی و پیوستگی باشد.3-  حفظ وحدت موضوع در گزارش یعنی اگر درباره جنگ صحبت می شود فقط درباره جنگ باشد و از موضوعات دیگری به کار برده نشود4- تسلط در تشریح، توصیف و تجسم موضوع گزارش به توانائی گزارشگر بستگی دارد.5-  رعایت اصل کمی و کیفی گزارش (موضوع گزارش پر محتوی و مختصر باشد که مخاطبان بتوانند نتیجه خوبی بگیرند طوری نباشد که مردم خسته شوند و از خواندن ادامه منصرف شوند.6- رعایت اصل بازگوئی در گزارش بازگو کننده تمام مسائل و موارد باشد که شامل نظرات مردم یا هر کس دیگر7-  عدم پیش داوری: نباید پیش داوری کند8- بی طرفی در گزارش9- کشاندن خواننده به طرف موضوع10-توجه به خواستگاه خوانندگان ونیاز های اساسی آنان11-گزارش باید معلومات خواننده را بالا ببرد.12-شناخت آداب و رسوم جامعه و سنت های جامعه را بشناسیم و در گزارش به کسی توهین نکینم  تعریف خبر: اعلام و بیان وقایع جالب زندگی اجتماعی و نقل عقاید و افکار عمومی است.تعریف تفسیر یا اظهار نظر: عبارت است از قضاوت و اظهار نظر عقاید افراد درباره وقایع اجتماعیتعریف تشریح: بیان مفضل و شرح عناصر عینی و چگونگی واقعه را آشکار می سازد.  تفاوت خبر، تفسیر و تشریحخبر: در خبر نباید و هیچ حقی نداریم در آن دخل و تصرف کنیم بلکه عین واقعه را باید بیان کنیم و یک خبرنگار باید وقایع را بی طرفانه بدون غرض دیدنیها و شنیدنیها را منتقل کند.تفسیر: مفسر یا نویسنده درباره رویدادی که احتمالاً خبر آن جداگانه منتشر شده اظهار نظر می کنند و در نوشته هایش استنباط، اندیشه و قضاوت شخصی خود را بیان می کند می تواند از نظریه دیگران که مورد قبول اوست استفاده کند. در تفسیر نویسنده ممکن است موضوعی را رد یا از آن حمایت کند به طور کلی تفسیر در رده بندی مقاله های روزنامه نگاری قرار می گیرد و نظر نویسنده در مورد یک رویداد است و در آن به عنصر خبری چرا پاسخ داده می شود.تشریح خبر: منظور بیان مفصل و مشروح عناصر عینی و واقعه یک رویداد که خبرنگار حقی ندارد نظرات شخصی خود را در آن بیان کند در واقعه به عناصر چرا و چگونه تواماً پاسخ می گوید. تیترمهمترین پیام خبر بطور خلاصه و فشرده و بمنظور ترغیب خواننده برای خواندن لید و متن را تیتر گویند. اصول و قواعد نگارش تیتر:1-  باید ساده و روان باشد2- باید روشن و دقیق باشد3- باید با متن خبر تطبیق کند4- بایدخلاصه مهمترین مطلب خبر باشد5- باید زنده و جاوید و حالت داینامیک (Dynamic) داشته باشد.6- باید با شرح خبر تناسب باشد7- باید مستقل از خبر باشد8- نباید کلمات تکراری داشته باشد9-  باید با حداقل کلمه حداکثر معنی و مفهوم را بیان کند10-تیتر باید تأثیر ایجاد شده اش با تأثیر مورد نظر تطبیق کند11-از نوشتن تیترهای منفی باید اجتناب کند12-از نوشتن تیترهای سوالی باید خودداری کرد13- انتخاب فعل مناسب کلمه موفقیت در نگارش تیتر است.14-از نوشتن حرف اضافه در ابتدای تیر باید خود داری کرد15-فعل بکار رفته در تیتر باید از افعال معلوم باشد. اجزای تیتر را تعریف کنید: تیتر نویس به منظور ایجاد جذابیت و افزایش کنش ظاهری مطلب به غیر از تیتر اصلی تیترهای دیگری را با حروف کوچکتر در بالا و پایین تیتر اصلی می نویسد. روتیتر: تیتری است بالای تیتر اصلی نوشته می شود.خلاصه تیتر: حروف تیترهای خلاصه از انواع تیترهای دیگر کوچکتر بوده برای مشخص کردن آن از ستاره یا دایره سیاه استفاده می شود و گاهی در درون کادر قرار می گیرد.میان تیتر: معمولاً در وسط خبرهای طولانی برای تفکیک بکار می رود.سبک های خبر: خبرنگاران باید بعد از شناختن خبر و جمع آوری اطلاعات، مطالب را در قالب بسته بندیهای جذاب به مخاطبان ارائه دهد و پس او قدر جذابتر و محتوای آن پربارتر باشد شمار مشتریان و میزان تأثیرش بیشتر می شود و بر عکسویژگیهای سبک هرم وارونه یا معکوس: 1- مهمترین مطلب در ابتدا قرار می گیرد 2- موثرترین و کارآفرین ترین روش انتقال اطلاعات 3- کم ارزش ترین در انتها قرار می گیرد 4- در زمان خواندن روزنامه بین 20 تا 60 دقیقه بیشترین حجم خبر را به خواننده منتقل می کند.. مزایای استفاده از سبک هرم وارونه در سبک خبر نویسی: 1- در ابتدا خلاصه مهم ترین مطلب قرار می گیرد 2- زمان کمتری برای دریافت مطلب لازم است 3- خواننده را خسته نمی کند 4- حس کنجکاوی خواننده را تحریک می کند 5- خواننده را به خواندن خبر ترغیب می کند 6- کار دبیران و سر دبیران را راحت می کند 7- متن خبر بر پایه ارزش مطالب تنظیم می گردد. 8- کار فنی و ماکت بندی را ساده می کند.معایب سبک هرم وارونه:  1- احتمال دارد خواننده را از خواندن بقیه خبر باز دارد 2- بعلت خلاصه شدن ممکن است برخی از اطلاعات از متن حذف شود 3- در بعضی از موارد مخصوصاً در مورد خبرهای طولانی آنچه در ابتدا گفته میشود دوباره در متن خبر تکرار می گردد 4- اعمال نظر خبرنگار در این نوع سبک زیاد است.سبک تاریخی:  1- مطالب بر اساس ارزش آنها نوشته نمی شود 2- مطالب همانطور که اتفاق افتاده باید بیان شود 3- برای مطالب خبری روز مناسب نیست در تهیه مقالات و گزارش تحقیقی می شود مورد استفاده قرار گیرد در جملات هفتگی استفاده از آن قابل قبول تر است.مزایای استفاده از سبک تاریخی: 1- مطالب کاملتر بیان می شود 2- اعمال نظر خبرنگار در دخل و تصرف و برجسته کردن مطالب کمتر است.معایب سبک تاریخی: 1- زمان بیشتری برای دریافت مهمترین مطلب لازم است 2-خواننده را خسته می کند 3- از لحاظ تیتر نویسی و ماکت بندی کار را مشکل می کند 4- ترغیب خواننده به خواندن خبر با توجه به میزان کم سوادان کمتر است. سبک بازگشت به عقب: مطالب از نو به سمت کهنه نوشته می شود یعنی آخرین خبر در ابتدا گفته میشود و سوابق امر در انتها آورده می شود.سبک تشریحی: این شیوه از نگارش نسبت با سبکهای دیگر کاربرد کمتری دارد و در خبرهای طولانی استفاده می شود پس از ذکر هر قسمت از خبر اطلاعات تکمیلی ارائه می شود این اطلاعات می تواند سابقه خبر اطلاعات شخصی خبرنگار که موجب روشن شدن مطلب شودسبک پایان شگفت انگیز: سبکی که لید ندارد قسمتهای مختلف خبر طوری تنظیم می شود که به قسمت جذاب و شگفت انگیز و شیرین خاتمه یابد و در واقع خبر در قسمت انتهای برای مخاطبان گشوده می شود این شیوه نگارش برای خبرهای کوتاه مناسب است.  انواع روزنامه­نگاری1-  روزنامه نگاری آزادی گرا: بعد از جنگ جهانی اول تا اواسط دهه 1960 را در بر می گیرد و بر گزارش واقعیتها استوار می باشد. این روزنامه نگاری به 4 دسته تقسیم می شود. (1-  روزنامه نگاری عینی 2- روزنامه نگاری تشریحی 3- روزنامه نگاری عمقی 4- روزنامه نگاری تحقیقی) 1-1-  روزنامه نگاری عینی:  والتر لیپمن در سال 1920 تحقیقی به سنجش صحت اخبار نیویورک تایمز پرداخت و در آخر پژوهش به جهت گیری های شخصی و گزارش مقرضانه خبرنگاران این روزنامه انتقاد کرد و عقیده داشت اخبار همانگونه که اتفاق می افتد مورد توجه نبوده بلکه آنطور که خبرنگاران دوست داشته اند مطرح می شده لیپمن به روزنامه نگاری واقعیت جو وعینی گرا توجه داشت وتأثیر ندادن احساسات و تمایلات و علاقه های شخصی توجه داشت و عقیده داشت که اخبار باید بدون بی طرفی منتشر شود و گاهی اوقات به این روزنامه نگاری مخالف جو هم گفته می شود. 1-2-  روزنامه­نگاری تشریحی: در سال 1922 و با انتشار هفته نامه تایم نامگذاری شد روزنامه نگاران این هفته عقیده داشتند اخبار روزانه درباره رویدادها، نیازهای خوانندگان را ارضاء نمی کنه و عقیده داشتند که گزارشهای خبری به صورت دقیق تر در اختیار مخاطبان قرار باید بگیرد بنابر این به تفسیر، تشریح و تجزیه و تحلیل اخبار به طور دقیق می پرداختند. 1-3-  روزنامه­نگاری عمقی: از طرفداران این روزنامه نگاری میخائیل کاپ می باشد و روزنامه نگاران آمریکائی برای کاملتر کردن گزارشهای خبری به بررسی عمقی مطالب می پرداختند و زمان زیادی صرف مطالعه و بررسی رویداد می گذاشتند تا گزارش خبری دقیق و کامل در اختیار مخاطبان قرار بگیرد. انتقاد وارد شده به این روزنامه نگاری: 1- وقت زیادی نیاز بود برای کامل کردن اطلاعات 2- نیاز به وسعت انتشار در صفحات نشریه بود. 1-4- روزنامه­نگاری تحقیقی: از سال 1970 توسط کارل برن نشتاین و باب ود وارد مطرح شده این روزنامه نگاری بیشتر وقایع سیاسی توجه داشت و خبرنگاران پوشش های فراوانی برای کسب واقعیت تلاش می کردند که اطلاعاتی که مخفی مانده آشکار نمایند و مخاطبان را در این زمینه مطالعه سازند. 2-   روزنامه نگاری انتقاد گرا: در این نوع روزنامه نگاری به خبرنگاری متعهد و مدافع گر توجه دارد در واقع به جای تمرکز به اخبار بر روی آزادی و عینیت ومسئولیت وتعهد وسایل ارتباط جمعی تکیه دارد. به سه دسته تقسیم می شود.(1- روزنامه نگاری زیر زمینی یا اعتراض گر 2- روزنامه نگاری متعهد :2-1- روزنامه نگاری مدافع گر 2-2- روزنامه نگاری مشارکت جو3- روزنامه نگاری نوین) 2-1-   روزنامه نگاری زیر زمینی یا اعتراض گر: در فاصله سال های 1964 تا 73 مطرح بود  توسط دانشجویان جوان که مخالف با وضع مستقر و ارزشهای سیاسی، اجتماعی مورد حمایت نظام آمریکا صورت گرفت این نشریات 4 صفحه ای با قد کوچک منتشر می شد که مخالفت خود را نسبت به تبعیض نژادی، ادامه جنگ ویتنام، معیارهای مادی جامعه مصرفی، نا برابری زنان و مردان و آلودگی محیط زیست مطرح بود و به مطبوعات زیر زمینی معروف بودند ولی کارشان غیر قانونی نبود در این روزنامه نگاری به روزنامه نگاری اعتراض گر معروف بود. 2-2-  روزنامه متعهد:    2-2-1-  مدافع گر:   که نقش دفاعی به عهده دارند و بر مبنای هدف‌ها و مقاصد موردنظر در مورد رویدادها و مسائل خاص سیاسی و اجتماعی موضع‌گیری می‌کردند.2-2-2- رونامه‌نگاری مشارکت‌جو:  در واقع روزنامه‌نگاران درجریان رویداد اجتماعی  و سیاسی مشارکت فعالانه داشتند بطوری که  روزنامه‌نگار با توجه به مسئولیت و تعهد اجتماعی  خویش درگیر واقعیت می‌شد.2-3-  روزنامه‌نگاری نوین: در سال 1908 توسط تام ولف مورد توجه بود. کاربرد این کسب داستان‌های تخیلی بلند و کوتاه مطرح بود هم از واقعیت عینی رونامه‌نگاری و هم واقعیت ذهنی در داستان استفاده می‌شد. ویژگی‌های کسب روزنامه‌نگاری نوین1-  توجه به شخصیت فردی: روزنامه‌نگار با مصاحبه‌‌های پیاپی با مصاحبه‌شوندگان سعی می‌شود احساسات آنان را در زمان وقوع اتفاق ثبت شود.2- بیان جزئیات نمادی: توجه به طرز لباس پوشیدن، ‌حرکات،‌ عادات غذا خوردن، راه رفتن، و محل زندگی برای آشنایی بیشتر مخاطبان3- گفت‌و‌شنود وسیع: منظور این می‌باشد که گفته‌های مصاحبه‌شونده‌ها عیناً  و به طور مستقیم نقل گردد.4- توصیف صحنه به صحنه: این گزارش‌ها به درد مجلات ماهانه و فصلی و یا کتاب‌نگاری مورد توجه است و بیش از هر چیز به واقعیت ذهنی توجه دارد و از عینی‌گرایی فاصله‌ می‌گیرد و انتقادی که وارد است خبرنگار نمی‌تواند هفته‌ها و ماه‌ها برای تهیه یک‌گزارش زمان بگذارد.  1ـ سبک هرم وارونه(INVERTED_PYRAMID STYLE):کارآمد ترین و رایج ترین سبک تنظیم خبر سبک هرم وارونه نام دارد. در این سبک به ترتیب مهمترین مطلب رویداد در ابتدای خبر و کم ارزش ترین مطلب در انتها قرار می گیرد. از سوی دیگر در این روش ( به دلیل ضیق وقت مخاطبان )، خواننده با مطالعه ابتدای خبر می تواند دریابد بقیه خبر برای او مفید است یا نه؟ مزایا: الف) زمان برای دریافت مهمترین قسمت مطلب کوتاه است. ( سرعت انتقال خبر) ب) لید دارد که در آن مهمترین بخش خبر ارایه می شود. ج) سادگی ویرایش، تیتر نویسی و صفحه آرایی.د) خبر بر پایه ارزش مطالب تنظیم می شود. معایب:الف) خبر هیچ گاه کامل نیست، چون مهمترین قسمت های آن انتخاب شده است.ب) سلیقه خبرنگار در اولویت بندی بخش های خبر زیاد است.ج) توالی زمانی خبر از هم گسسته می شود.د) گاهی خواننده با خواندن لید به ادامه خبر نمی پردازد.ه) گاهی آنچه در لید گفته شده،در متن تکرار می شود.درباره ترتیب ارایه مطالب به سبک هرم وارونه باید بسته به تعداد موضوعات خبر به ارایه مطالب پرداخت. *در خبرهای یک موضوعی:در پاراگراف اول لید نوشته می شود.در پاراگراف بعدی توضیح بیشتری برای لید می دهیم.و به ترتیب، توضیحات در هر پاراگراف نسبت به اهمیت آن نوشته می شود تا خبر کامل شود و به پایین ترین سطح که می رسد اهمیت چندانی ندارد ولی صرفا برای توضیح و تکمیل خبر آمده است. *در خبرهای چند موضوعی :ابتدا مهمترین قسمت خبر را تعیین کرده ، در لید می آوریم و بعد در یک یا چند پاراگراف قسمت اول خبر را تکمیل کرده و بعد قسمت دوم خبر را نوشته، به همان ترتیب در پاراگراف های بعدی این قسمت خبر را تکمیل می کنیم و در نهایت قسمت سوم خبر نوشته و در پاراگراف های بعدی کامل می شود. یعنی اگر قسمت A از قسمت B مهمتر است ، قسمت های A1، A2و… قبل از قسمت B در خبر آورده می شوند. ***باید تاکید کرد سبک هرم وارونه به دلیل سهولت انتقال خبر، مهمترین و بهترین سبک در خبرنویسی می باشد. نمونه سبک هرم وارونهلید : تهران ـ خبرگزاری جمهوری اسلامی : براساس مصوبه دولت و به منظور افزایش سرمایه گذاری، تقویت و جلب مشارکت کارکنان دولت در بخش تعاون، ماهانه 3  هزار ریال از حقوق آنان کسر و به حساب تعاونی ها واریز می شود.پاراگراف 2: این مصوبه در جلسه ماهانه شورای معاونان وزارتخانه ها به ریاست معاون رییس جمهور دیروز مورد بررسی قرار گرفت و مقرر شد در این زمینه بخشنامه ای توسط وزارت تعاون به دستگاههای دولتی صادر شود.پاراگراف 3: براساس این مصوبه، با توافق کارکنان ماهانه مبلغ 3 هزار ریال از محل کمک هزینه عایله مندی قانون نظام هماهنگ پرداخت، کسر و به حساب اتحادیه تعاونی مصرف کارکنان دولت و شرکت های تعاونی دستگاههای مربوطه واریز می شود.پاراگراف 4: بدین ترتیب با افزایش سرمایه و توان مالی شرکت های تعاونی، امکان سرمایه گذاری کارکنان در فعالیت های تولیدی از طریق تعاونی ها فراهم خواهد شد. نمونه دیگر:لید: بانکوک (تایلند) ـ رویتر: یکی از سرنشینان هواپیمای خطوط هوایی بلغارستان در مسیر تایلند ـ ویتنام با استفاده از چتر نجات در آسمان ویتنام از هواپیما بیرون پرید.به گفته مقامات خطوط هوایی بلغارستان، هنگامی که هواپیمای ایرباس 300 خطوط هوایی (جی.اس.اس) در مسیر بانکوک به شهر هوشی مینه (ویتنام) در حال پرواز بود، یکی از مسافران، خدمه هواپیما را با تهدید وادار به باز کردن یکی از درهای هواپیما کرد. یک مقام خطوط هوایی بلغارستان گفت: مسافر یاد شده که به نظر می رسید تبعه ویتنام باشد، ضمن پخش اعلامیه هایی خود نیز به وسیله چتر نجات بر فراز خاک ویتنام به بیرون از هواپیما پرید.مقامات هواپیمایی بلغارستان گفتند که در این حادثه به کسی آسیب نرسیده است. 2 _ سبک تاریخی (CHRONOLOGICAL  STYLE):در این سبک مطالب با توجه به ترتیب  زمانی وقوع تنظیم می شوند.در صفحات اخبار روز با توجه به نیاز به اطلاع رسانی سریع، تنظیم اخبار به سبک هرم وارونه است، اما در صفحاتی که به ارایه گزارش های تحقیقی و اسناد پرداخته می شود ، می توان از سبک تاریخی استفاده کرد.  سبک تاریخی با مقدمه:در این نوع در ابتدای خبر مقدمه ای آورده می شود که شباهتی با لید ندارد، زیرا  اصولا مقدمه تنها برای شروع خبر است و حاوی خبر نیست.مثال:مقدمه: تهران ـ خبرگزاری جمهوری اسلامی: اجلاس شورای معاونان وزارتخانه ها به ریاست معاون رییس جمهور جهت بررسی مصوبه دولت در مورد تعاونی ها تشکیل شد.به گزارش روابط عمومی سازمان امور اداری و استخدامی کشور، اجلاس ماهانه شورای معاونان اداری و مالی وزارتخانه ها و سازمان های دولتی صبح دیروز به ریاست (نام و نام خانوادگی)، معاون رییس جمهور و دبیرکل سازمان امور اداری و استخدامی و ... با حضور (نام و نام خانوادگی)، وزیر تعاون در محل سالن کنفرانس این سازمان تشکیل شد.در این اجلاس مصوبه قبلی هیات دولت مبتنی بر گسترش و تقویت تعاونی های مصرف کارکنان دولت و افزایش سرمایه گذاری در بخش تعاون یا جلب مشارکت کارکنان دولت بر اساس ماهیانه 3 هزار ریال از محل کمک هزینه عایله مندی موضوع ماده 9 قانون نظام هماهنگ پرداخت از حقوق و مزایای کارمندان مطرح و مورد بحث قرار گرفت و مقرر شد به منظور اجرای مصوبه فوق، دستگاههای اجرایی همه ماهه با توافق کارکنان، مبلغ مذکور را به حساب اتحادیه تعاون مصرف کارکنان دولت بر شرکت های تعاونی دستگاههای ذیربط واریز نمایند.بدین ترتیب با افزایش سرمایه و توان مالی شرکت های تعاونی، امکان سرمایه گذاری کارکنان در فعالیت های تولیدی از طریق شرکت های تعاونی فراهم می شود.ضمنا قرار بر این شد بخشنامه ای در این زمینه از طرف وزیر تعاون و معاون رییس جمهور مشترکا به دستگاههای دولتی صادر شود. 3ـ سبک تاریخی با لید (CHRONOLOGICAL  STYLE WITH LEAD): این سبک دارای لید است و به صورت ترکیبی از سبک تاریخی و هرم وارونه به نظر می آید.شروع خبر همواره با دادن یک خبر است که حاوی مهمترین قسمت مطلب است و پس از آن،خبر به همان ترتیب زمانی رویداد ذکر می شود .این نوع بیشتر در گزارش حوادث بکار می رود، البته در برخی از خبرهای اجتماعی و گزارش برخی جلسات نیز کاربرد دارد. نمونه (سبک تاریخی با لید): لید : قاتل فرش فروش 25 ساله ایرانی در کانزاس سیتی (آمریکا) به حبس ابد محکوم شد.شرح ماجرا:  فیلیپ مک وی  در بهمن ماه 1367 به همراه دو جوان دیگر آمریکایی در یکی از بزرگراه های کانزاس سیتی راه را بر اتومبیل حامد رضی زاده، فرش فروش ایرانی و مادرش بستند و وی را با شلیک گلوله به قتل رساندند و مادرش را نیز مجروح کردند. قاتلان و ضاربان سپس کیف پول رضی زاده را به سرقت برده و از محل گریختند.بعدها با نشانه هایی که مادر رضی زاده در اختیار پلیس قرار داد، پلیس این شهر موفق شد، فیلیپ مک وی را بازداشت کند. فیلیپ مک وی ابتدا منکر قتل رضی زاده شد، اما بعد اعتراف کرد که برای سرقت پول وی، راه را بر اتومبیل او بسته و این فرش فروش ایرانی را به قتل رسانده است.مطبوعات محل کانزاس سیتی نوشتند هیات منصفه دادگاه در بهمن ماه سال گذشته فیلیپ مک وی 28 ساله را به خاطر قتل عمد مجرم شناخته بودند و دادگاه منطقه (جانسون) از توابع کانزاس سیتی از ایالت کانزاس،هفته گذشته وی را به حبس ابد محکوم کرد.اصولا درسبک تاریخی مطلب دست نمی خورد و بر مبنای توالی زمانی به همراه یک مقدمه ارایه می شود، لذا  تنها مزیت این سبک این است که خبر کامل و فاقد اعمال نظر خبرنگار است.از جمله معایب این سبک این است که چون مقدمه دارد مهمترین بخش خبری در ابتدا ارایه می شود، طولانی و زمان بر است و ماکت بندی آن نیز مشکل تر از هرم وارونه است. 4ـ سبک بازگشت به عقب:در این نوع سبک ابتدا لید نوشته می شود، بعد توضیح لید داده می شود و بعد سابقه خبر نوشته می شود.  5ـ سبک با پایان شگفت انگیز:در این نوع سبک،خواننده کنجکاو نگاه داشته می شود و برای مخاطب سوالی ایجاد می شود ، بدون این که به آن پاسخ داده شود.در این سبک از لید غیر متعارف و سوالی استفاده می شود و معمولا بدنه خبری به صورت تاریخی کار می شود؛ عمده کاربرد آن در خبرهای اجتماعی و حوادث است. 6 ـ سبک دایره ای:در این سبک، خبر از یک نقطه شروع می شود تا ماجرا تعریف شود و دوباره به همان نقطه باز می گردیم، علت ها را جست و جو  و عواقب را بازگو می کنیم.  این سبک نیز بیشتر در خبرهای حوادث و اجتماعی کاربرد دارد. چند نکته در تنظیم متن خبر *متن خبر باید دارای وحدت باشد ، این هماهنگی و وحدت را می توان با استفاده از تکرار به موقع موضوع اصلی و استفاده از واژه های ربط دهنده ایجاد کرد.*زمان رویداد باید در خبر  به صورت تاریخ یا به نسبت زمان حال ( دیروز، شنبه گذشته، …) ذکر شود.منبع نیز باید درخبر ذکر شود. اگر این منبع یکی است در ابتدای خبر و اگر متعدد است با به ترتیب قرار دادن مطالب بر حسب اهمیت، پیش از نقل مطلب هر یک ، نام منبع مربوط ذکر می شود.*در نقل مطلب از افراد، ذکر کردن نام  کامل و سمت آنان یا رابطه آنان با موضوع خبر ( مثلا …، یکی از شاهدان حادثه ) الزامی است. *در خبر نویسی فعل معلوم بر مجهول رجحان دارد، مگر فاعل اهمیت خاصی نداشته باشد یا به دلیلی حذف شود.مانند:مغازه بسته شد. غلط                                                                                     مغازه توسط ماموران اداره تعزیرات بسته شد. دولت لهستان به دنبال ناآرامی های کارگری ، حکومت نظامی اعلام کرد. به دنبال ناآرامی های کارگری ، در لهستان حکومت نظامی اعلام شد. ( این مورد نیز صحیح است ولی جمله بالا به دلیل عدم شروع با حرف اضافه ارجحیت دارد.)از کلمات اضافی در خبر باید اجتناب شود.وی در ادامه سخنانش اضافه کرد : غلط                                    وی افزود: درست *در کاربرد صفات در خبر نویسی، باید از صفات سنجشی و شعارگونه خودداری کرد.به جای:  مذاکرات مهمی بین وزیر  امور خارجه ایران و لیبی انجام شد.نوشته شود: وزیر امور خارجه گفت: مذاکرات مهمی بین ایران ولیبی صورت گرفت.        در این حالت اظهار نظر از سوی خبرنگار به اظهار نظر از طرف منبع تغییر می یابد که از نظر اصول خبر نویسی بهتر است، البته در تفسیر و تحلیل نویسی استفاده از این گونه صفات جایز و گاهی لازم است. نکاتی درباره تهیه و تنظیم خبرهای گوناگون اطلاعیه (کتبی)، اعلامیه، بیانیه، پیام(شفاهی)، بخشنامه، آگهی ها، نکات خبری، اگر در حدی مهم باشد که قابل کار کردن باشد، باید به صورت هرم وارونه تنظیم شود.  در این حالت  به جای آوردن متن کامل اطلاعیه یا بیانیه و… ،نکات مهم آن که عناصر خبری را کامل کند و به همراه سابقه مورد نیاز آورده می شود. مثال :                                                                                                                                                         ( اطلاعیه )قابل توجه تمامی بازنشستگان و وظیفه بگیران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بنابر تصمیم دولت مبنی بر برقراری  بیمه تکمیلی بازنشستگان و وظیفه بگیران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال جاری، از آن دسته از همکارانی که مایل به استفاده از بیمه فوق الذکر نمی باشند، درخواست می شود حداکثر تا پایان آذرماه سال جاری نسبت به اعلام کتبی عدم استفاده خود از مزایای آن به اداره کل امور مالی وزارت متبوع اقدام نمایند.                                                                                                                            اداره کل تعاون و رفاه  تنظیم به شیوه هرم وارونه :وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، آخرین مهلت  اعلام عدم استفاده بازنشستگان و وظیفه بگیران از بیمه تکمیلی این وزارتخانه را اعلام کرد.اداره کل امور مالی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با صدور اطلاعیه ای اعلام کرد: آن دسته از افرادی که تمایل استفاده از بیمه تکمیلی بازنشستگان و وظیفه بگیران را ندارند، باید تا پایان آذرماه جاری، عدم استفاده از مزایای این بیمه را به صورت کتبی به این اداره کل اعلام کنند. در برخی موارد برای نوشتن از سبک تاریخی با لید استفاده می شود، البته در صورتی که خود اطلاعیه و سابقه آن اهمیت بالایی داشته باشد.( اطلاعیه های خدمت نظام وظیفه و …) در اخباری که اصل خبر حول محور جداول و آمارهاست، تنظیم خبر براساس نمودارها و جداول آماری بر حسب هرم وارونه است. در این خبرها بهتر است ابتدا بر مبنای ارزش های خبری، سوالاتی که در جدول پاسخ آنها وجود دارد، طرح و خبر برمبنای پاسخ آن سوالات تنظیم شود. *در سخنرانی ها نیز بهترین روش، استفاده از سبک هرم وارونه است. تهیه و تنظیم خبر حوادث در این اخبار برای حفظ جنبه اطلاع رسانی و نیز آموزش و هشدار ، علاوه بر نقل جرم و مجازات،هشدار و تاکید لازم نیز اعمال می شود. سبک مناسب برای اخبار حوادث ، سبک تاریخی همراه با لید است.در اخبار دادگاهها چون خبر بر مبنای گفت و گو شکل می گیرد، توالی این گفت و گو باید حفظ شود؛ لذا در این اخبار نیز از سبک تاریخی همراه با لید استفاده می شود.در این خبرها در استفاده از کلماتی که بار حقوقی دارند ، باید نهایت دقت را به عمل آورد؛ زیرا متهم به خلاف قانون از جنبه حقوقی تا در دادگاه محکوم نشده باشد، قانون شکن تلقی نمی شود.مثال : دادگاه کوی دانشگاه که در آن متهم پرونده پس از اتمام دادرسی علیه برخی روزنامه ها اقامه دعوی کرد.  همچنین از دیالوگ نویسی در گزارش دادگاهها و صحبت با متهم می توان استفاده و حرکات و احساسات او را تشریح کرد. تنظیم خبرهای ورزشیدر اخبار ورزشی باید علاوه بر حفظ عناصر خبری، احساسات تماشاچیان  و بازیکنان نیز به مخاطب انتقال داده شود. در این اخبار وقتی خبر به نتایج رویدادها و چگونگی وقوع محدود است،از سبک هرم وارونه استفاده می شود ولی وقتی نیاز به انتقال سیر تاریخی نیز باشد، از سبک تاریخی همراه با لید نیز می توان استفاده کرد. تنظیم خبرهای هنری و علمی روش نگارش این اخبار معمولا با استفاده از سبک هرم وارونه صورت می گیرد، البته استفاده از واژگان متناسب ، این اخبار را از حالت خشک و رسمی خبرهای سیاسی و اقتصادی خارج می کند. در اخبار هنری ظرافت های شناخت یک هنر موثر است و در آن  نثر توصیفی حرف اول را می زند.در برخی مراسم رسمی سیاسی یا فرهنگی، جدا از خود مراسم برخی حواشی مانند عدم نظم ، برخوردها و سخنان حاشیه ای  و … وجود دارد که لازم است به صورت مشخص  ( مثلا با ستاره یا عنوان در حاشیه مراسم  ) جدا از خبر اصلی  ذکر شود. گاهی تعدادی خبرکوتاه وجود دارد ( که ذاتا فاقد شرح وبسط است ) یا این که به دلیل ضیق وقت یا کمبود جا در مطبوعات، فضا و زمان برای  ارسال کامل آنها وجود ندارد، در این حال از خلاصه خبر یا اخبار کوتاه برای انتقال مطالب استفاده می شود.مانند: اخبار کوتاه از جهان یا مجلس *با ادای احترام به تمامی اساتید،کارشناسان و صاحبنظران ارتباطات در تدوین مطالب فوق بیشتر از منابع ذیل استفاده شده است: 1 _ بدیعی،نعیم و حسین قندی_ روزنامه نگاری نوین _ تهران _ انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی _ 13782 _ معتمدنژاد، کاظم با همکاری دکتر ابوالقاسم منصفی _ روزنامه نگاری _ تهران انتشارات مرکز نشر سپهر _ چاپ سوم _ 1368 3 _  شکرخواه،یونس _ خبر _ تهران _ انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها _ 13804 _ نصراللهی، اکبر _ اصول خبرنویسی _ تهران _ انتشارات سروش _ 13825 _ جزوه های آموزشی خبرگزاری ایسنا    در اکتبر 2004، بنیاد رویترز و برنامه توسعه سازمان ملل ‏متحد به کمک آژانس همکاری‌های بین‌المللی اسپانیا پروژه ‏مشترکی را در عراق انجام دادند تا در نبود خبرگزاری‌های ‏مستقل و سراسری، اخبار عراق به شکل بهتری در رسانه‌های ‏این کشور منعکس بشود.‏برای این کار، سایتی اینترنتی راه افتاد به نام الاوسط تا ‏خبرنگارهای عراقی از سراسر عراق بتوانند اطلاعات رد و بدل ‏بکنند و اخبار خود را روی این سایت بگذارند.‏پروژه همچنین شامل آموزش و نظارت بر کار ‏خبرنگارها می‌شد تا مهارت خبرنگارهای عراقی را بالا ببرد، ‏به خصوص در آنجا که به پوشش اخبار انتخابات عراق در ‏سال 2005 میلادی مربوط می‌شد.‏از میان گروه‌هایی که طی دو ماه آموزش دیدند ‏هسته‌ای مرکزی از خبرنگاران در شبکه اینترنتی الاوسط به ‏وجود آمد. چند ماهی بعد از راه افتادن سایت 500 گزارش و ‏خبر در سایت ثبت شده بود. رسانه‌های عراق از این پروژه ‏استقبال کردند و خیلی سریع در ماه‌های بعد بر حامیان سایت ‏افزوده شد. اوایل ژوئن 2005 میلادی، تعداد اخبار و ‏گزارش‌های ثبت شده در سایت از مرز 3000 عنوان گذشت.‏موفقیت و رشد مداوم، پروژه را به جایی ‏رساند که حالا می‌توان از سایت الاوسط به عنوان یک ‏خبرگزاری مستقل نام برد.این دفترچه راهنما که بر اساس اصول کار خبرگزاری ‏رویترز نوشته شده به شکلی طراحی شده که بتواند به ‏خبرنگارها در گزارش نویسی مبتنی بر واقعیت کمک کند.این دفترچه راهنما در واقع بخشی کلیدی از مواد درسی ای است که به بالا بردن مهارت خبرنگاران عراقی کمک کرده است.دفترچه با توجه به تجربیات خبرنگاران رویترز تهیه ‏شده است. با توجه به این موضوع که روزنامه‌نگاری از ‏کشوری به کشوری دیگر تا حدودی فرق می‌کند نمی‌توان از این ‏دفترچه به عنوان راهنمایی کامل نام برد. اما انتظار این ‏است توانسته باشیم دورنمایی از تجربیات خبرنگارهای ‏رویترز را که طی 150 سال گذشته در این سازمان فعال ‏بوده‌اند ترسیم کنیم.‏با توجه به فهرست ارایه شده خبرنگارها می‌توانند یک ‏راست به سراغ آن بخش از مطالبی بروند که فکر می‌کنند ‏بیشتر می‌تواند به کمک‌شان بیاید.‏   قصه و قصه گویی کسبی است که همیشه رونق داشته و این روزها که بیشتر از هر زمان دیگری دوست داریم درباره ‏دور و برمان بدانیم قصه گویی همچنان پررونق است. چه خوب اگر این قصه ها واقعی هم باشد ... دنیای واقعی پر از قصه‌های ناگفته است. می‌گویید نه، به دور و بر خود نگاه کنید:‏‏- قصه تنها زن مسلمانی که در بیت‌المقدس راننده تاکسی است. ‏‏- قصه نوجوان سودانی که برای آینده بهتر به مصر مهاجرت کرده اما اسیر باندهای خیابانی می‌شود و سرانجام به دست ‏آنها به قتل می‌رسد.‏‏- قصه گرم شدن هوای زمین که یکی از دلایل بروز قحطی در دارفور بوده و حالا سازمان ملل می‌گوید این قحطی ‏باعث کشمکش بین عرب‌ها و بومیان سودانی شده. تاکنون بیش از 250 هزار نفر در این درگیری‌ها کشته شده‌اند.‏‏- قصه یک گالری دار عراقی که علی رغم همه کشت و کشتارها گالری خود را در بغداد باز نگه داشته و نقاشی‌هایی با ‏مضمون صلح و امید به دیوار آویخته است.‏‏- قصه کوبیدن پرچم روسیه در عمق 4500 متری آب‌های قطب شمال به طمع نفت و گازی که شاید استخراجش چند ‏دهه دیگر سودآور شود و در عین حال خبر از اقتدار شیری نیمه خفته می‌دهد. می‌گویید قهرمان این داستان کیست؟ همان ‏زیردریایی که می‌تواند تا عمق 4500 متری پایین برود و بازوی مکانیکی آن پرچم فلزی روسیه را بر بستر اقیانوس منجمد ‏شمالی فرو بکند.‏‏- قصه رییس جمهور ایران که دور کره زمین با دشمنان ایالات متحده دست دوستی می‌دهد و مناسبات کشورش را با ‏جاهایی گسترش می‌دهد که هزارها کیلومتر از ایران دور هستند و دین، کیش و آیین دیگری دارند.‏‏- قصه یک عکاس حیات وحش که سرانجام تمساحی تکه پاره‌اش می‌کند.‏‏- قصه مبارزه با کسانی که می‌گویند اراذل و اوباش هستند و شکل مبارزه با آن‌ها اعتراض خیلی‌ها را برانگیخته.‏‏- قصه مردم سومالی که به دنبال تغییر و بیرون آمدن از فقر و کنار زدن فساد حکومتی به پای صندوق‌های رای می‌روند.‏می‌پرسید کدامیک از قصه‌های واقعی روایت کردنی هستند؟ نگاهی به همان ارزش‌های خبری کلاسیک بیندازید:‏قصه‌ای که‏- تازه باشد‏‏- مهم باشد‏‏- تاثیرگذار باشد‏‏- درباره کشمکش‌ها باشد‏- درباره آدم‌های مشهور باشد‏- درباره مواضع قدرت و قدرت‌مندان باشد‏- مردم به دانستنش تمایل داشته باشند‏‏- ابعاد آن با حد معمول فرق کند‏‏- در دور و بر ما اتفاق افتاده باشد‏‏- با موضوع آن کم و بیش آشنا باشیم و حالا بخواهیم درباره‌اش بیشتر بدانیم‏- غافلگیرمان کند‏‏- در دسترس باشد‏‏- که بفروشد‏‏- ناگوار باشد‏ می‌پرسید در دنیای واقعی چه کسی قصه‌گوی بهتری است؟ درست مثل روزنامه‌نگارهای خوب، کسی که ‏‏- دقت‏‏- انصاف‏‏- و بی‌طرفی را رعایت می‌کندکسی که ‏‏- منابع خود را به درستی درج می‌کند‏- داستان‌هایی را که دیگران نوشته‌اند نمی‌‌دزدد‏- به کسی توهین نمی‌کند‏- داستانی را از خودش در نمی‌آورد‏- رشوه نمی‌گیرد.‏می‌پرسید چه طور یک داستان واقعی بنویسیم؟‏بد نیست اول ببینیم اصلا یک داستان چه بخش هایی دارد:‏- طرح (Plan)اگر بخواهید داستانی را در یک جمله تعریف کنید در واقع دارید طرح آن را تعریف می کنید:یک زن مسلمان که هم زن است و هم مسلمان در بیت المقدس که کلی جمعیت یهودی دارد راننده تاکسی شده است و دارد زندگیش را از این راه می چرخاند.‏- شخصیت‌ و کاراکترهای داستان (Personalities)داستان ها اغلب یک شخصیت کلیدی دارند که حتما هم نباید آدم باشد و می‌تواند مثلا همان زیردریایی روس یا یک ‏داروی جدید باشد.‏یک زیردریایی که دارد پرچم روسیه را می کوبد به قعر اقیانوس منجمد شمالییک داروی جدید که کمک می کند تا آنهایی که ایدز دارند بیشتر زنده بمانند.فضاسازی (Setting)در داستان‌نویسی فضا یعنی زمان و مکان. صحنه‌ تاتری را در نظر بگیرید که نمایشی در آن اجرا می‌شود. وقتی می‌خواهید قصه زن مسلمان راننده تاکسی در بیت‌المقدس تعریف کنید بد نیست به زمانی اشاره کنید که او دارد با ‏تاکسی خود از کنار مسجد قدس می‌گذرد. یا درکافه پاتوق راننده تاکسی‌ها رفته قهوه بخورد و دور و برش همه مرد و یهودی ‏هستند و ...‏در داستان زیردریایی روس، اقیانوس منجمد شمالی، عمق 4500 متری بستر اقیانوس فضایی است که داستان دارد در آن اتفاق می افتد.‏- گره و گره گشایی (Conflict and Resolution)در قصه راننده تاکسی آیا زن مسلمان می‌تواند به کار خود در بیت المقدس ادامه بدهد؟ آیا ‏زنان دیگری هم به دنبال او خواهند آمد و بر تعداد راننده تاکسی های زن مسلمان بیت المقدس افزوده خواهد شد؟ آیا مسلمانان بیشتری به جمع مسلمانان بیت‌المقدس خواهند پیوست و شهر را ‏مسلمان‌نشین‌تر خواهند کرد؟ ...‏- تعلیق (Suspence)یعنی انتظار برای این که بفهمیم سرانجام قصه چه می‌شود (از همان موقعی ای که سومالی‌ها برای کنار زدن ‏رهبران فاسد و نجات از فقر برنامه های انتخاباتی خود را شروع می کنند تا به طور گسترده در انتخابات شرکت کنند تا زمانی که انتخابات تمام می‌شود و حتی ‏تا چند ماه بعد که مشخص می‌شود کسانی که انتخابات را برده‌اند چه قدر به شعارهای خود وفادار مانده‌اند چیزی به نام ‏‏«تعلیق» خوانندگان را وامی‌دارد تا قصه سومالی ها را دنبال کنند.‏‏- نقطه اوج داستان (Climax)زمانی که عکاس حیات وحش سرانجام به دست تمساحی تکه پاره می‌شود، یاراننده زن مسلمان ‏می‌گوید با تمام ناراحتی‌ها حاضر نیست کار خود را رها کند، و خلاصه داستان به اوج می رسد و تکلیف آن یک جورهایی مشخص می شود.وقتی ماجراها و داستان ها را پیدا کردید می توانید به توجه به چهار عنصر زیر یک داستان خبری بنویسید:‏- اطلاعات‏‏- گفت و گو با آدم‌ها (نقل قول‌ها)‏‏- پیشینه و توضیحات و پیش زمینه خبر (تا داستان بهتر درک بشود و ابعاد دراماتیک آن بهتر مشخص بشود)‏‏- رنگ و جزییات (رنگ و جزییات داستان را به تصویر می‌کشد و آن را به یاد ماندنی می‌کند)‏ اطلاعات (Facts)برای این که توضیح بدهید قضیه زیردریایی روسیه که راهی قطب شمال شده به کجا رسیده است به یک سری اطلاعات و آخرین تحولات نیاز دارید که باید آنها را در اختیار مخاطبان قرار بدهید.‏نقل قول‌ها (Quotations)داستان‌ها اغلب درباره آدم‌ها هستند بگذارید صدای آن‌ها در داستانی که می‌نویسید شنیده شود.‏ سعی کنید در هر داستان خبری که می نویسید دو یا سه نقل قول داشته باشید. هر نقل قول یک جمله هم که باشد کافی است.رنگ و جزییات (Colour)رنگ و جزییات می‌تواند کمک کند تا فضای داستان را به تصویر بکشید: اتوبوس زردرنگ مدرسه ‏که روی پل تخریب شده رودخانه می‌سی‌سی‌پی در مینیاپولیس معلق مانده، ... چاوز در حالی که دست روی شانه احمدی‌نژاد ‏گذاشته از دوستی دو کشور می‌گوید، ...پیشینه و توضیحات (Background and Context)پیشینه، توضیحات و ارایه پیش زمینه داستان کمک می‌کند ابعاد دراماتیک داستان مشخص شود: عکاس حیات وحش بیشتر ‏از یک دهه بود که از حیوانات عکس می‌انداخت یا برای اولین بار است که چنین انتخابات پرشوری در سومالی برپا ‏می‌شود... یا رییس جمهور روسیه پس از 60 سال به ایران آمد یا این بلندترین ساختمان در جهان است که در دوبی ساخته می‌شود.‏در داستانی که می‌نویسید باید این عناصر را ‏در هم ببافید و هر جا لازم بود مقداری اطلاعات بعد، مقداری پیشینه، یک نقل قول اینجا و یک نقل قول آنجا.‏نکته کلیدی در نوشتن یک قصه واقعی این است که از خود بپرسید:‏‏- ماجرا از چه قرار است؟‏‏- قصه‌ای که دارم تعریف می‌کنم چرا اهمیت دارد؟پس بهتر است از همان اول یک «طرح» داشته باشید. یعنی در یک یا دو جمله در ذهن تان قصه را تعریف کنید.‏روسیه می خواهد به منابع نفت شمال دسترسی پیدا کند برای همین قبل از دیگران یک زیردریایی خود را به عمق 4 هزار متری اقیانون منجمد شمالی فرستاده است. تحلیل گران می گویند با این اقدام نمادین روسیه نمی تواند به این منابع دست یابد.اگر بخواهیم روزنامه‌نگاری را در یک جمله خلاصه کنیم شاید بتوانیم بگوییم، >«روزنامه‌نگاری یعنی پیدا کردن ‏داستان‌های واقعی.» وقتی داستان ها را صید کردید می توانید آن ها را ثبت کنید. چه در قالب خبر، گزارش، مصاحبه، ... ‏ چه در قالب عکس (مثل عکس کیوین کارتر از کودک بیافرایی که هنوز زنده است اما کرکسی در انتظار نشسته تا ‏وقتی او مرد به سراغش بیاید.) این عکس یک داستان کامل است؛ چون: ‏‏- هم طرح دارد: کودکی از گرسنگی در حال مرگ است. کس و کاری ندارد و فقر او را به آنجا کشانده که ممکن ‏است غذای کرکس‌ها بشود.‏‏- هم کاراکتر دارد: خود کودک، که نماینده مردم فقیر افریقا است و کرکس که سمبلی است برای آنچه نصیب فقیرها و رانده ‏شده‌ها می‌شود.‏‏- هم فضا: بیابان بی آب و علف‏- هم تعلیق: کودک هنوز زنده است و کرکس در انتظار نشسته تا شاید پس از مرگ جسد او را تکه تکه کند.‏‏- نقطه اوج: عکس در واقع یک جورهایی نقطه اوج فقری است که کشوری افریقایی را اسیر کرده تا آنجا که ‏کودکی را می‌بینیم در حال مرگ و ...‏چه در قالب فیلم (شبکه تلویزیونی الجزیره در یک گزارش خبری از موشک‌باران نوار غزه صحنه‌ای را نشان می‌دهد ‏که مردی که انگار از زیر آوار بیرون آورده شده جلوی دوربین می‌گوید: «چه طور می‌توانم با اسراییلی‌ها صلح کنم وقتی 17 ‏یا 18 نفر از خانواده من را کشته‌اند. زن، بچه یک سال و نیمه، پیرمرد، ... اگر صد سال دیگر هم بگذرد من با آنها صلح ‏نمی‌کنم. هر کدامشان را پیدا کنم می‌کشم...»)‏چه در قالب اینفوگرافیک (عکس و مشخصات زیردریایی‌ای که بر بستر اقیانوس منجمد شمالی پرچم روسیه را به ‏اهتزاز درآورد و دو سوم یک صفحه روزنامه گاردین را به خود اختصاص داد.)‏داستان اغلب زمانی شروع می‌شود که اتفاقی خارج از روند روزمره رخ داده باشد:‏داستان تنها زن مسلمان راننده تاکسی در بیت‌المقدس شنیدنی است. چون راننده تاکسی‌ها در بیت‌المقدس اغلب مرد ‏هستند و خیلی‌هایشان هم یهودی هستند.داستانِ زندگی بچه مدرسه‌ای که هر روز به مدرسه می‌رود و به خانه برمی‌گردد شنیدنی نیست. اما به محض این که ‏روزی بچه مدرسه‌ای در راه مدرسه دزدیده می‌شود، از لحظه دزدیده شدنش تا لحظه‌ای که او دوباره پیدا می‌شود و به زندگی ‏عادی باز می‌گردد همه چیز داستان است: ‏‏- او چه طور دزدیده شد‏‏- دزدها چه می‌خواستند‏- آیا با او بدرفتاری شد‏‏- خانواده‌اش چه کار کردند‏- چه طور پیدا شد‏- آیا او دوباره زندگی عادیش را پی گرفت‏‏- ...‏طرح چنین داستانی شاید در چنین جمله‌ای خلاصه بشود:‏پسر بچه‌ای در راه مدرسه دزدیده شده، دزدها با خانواده او تماس می‌گرفته اند و گفته اند اگر خانواده مثلا صد میلیون تومان به آنها نپردازد آنها بچه مدرسه ای را خواهند کشت.در داستان پسر بچه مدرسه‌ای لااقل چهار تا شخصیت داریم:‏‏1. پسر بچه‏2. دزدها‏3. پدر و مادر و خواهر و برادر‏4. پلیس‌هاشخصیت هر کدام از این آدم‌ها در مواجهه با اتفاقات به تصویر کشیده می‌شود. مثلا پدر بچه وقتی دزدیده می‌شود ‏گریه نمی‌کند. یا افسر پلیس ابتدا با کمال خونسردی اعتقاد دارد باید دزدها را سرکوب کرد حتی به این قیمت که پسر بچه ‏کشته شود، ...‏در شخصیت‌پردازی نباید بنویسیم که مثلا مادر پسر بچه نگران بود. باید صحنه‌ای را به تصویر بکشیم تا نگرانی او را ‏منتقل کند: مثلا مادر پسر بچه نمی‌تواند بخوابد و ترجیح می‌دهد با یکی از فامیل‌ها تا صبح در خیابان‌ها گشت بزند.‏محلی که پسربچه در آن زندگی می‌کند که مثلا محله‌ای است که همه چیز در صلح و آرامش جریان دارد می تواند بخشی از فضای داستان را تشکیل بدهد. خانه پسر ‏بچه بعد از این که ربوده می‌شود که حالا شلوغ و پلوغ است، آشپزخانه به هم ریخته، ... محلی که پسربچه در آن حبس ‏است. می‌تواند همان کلیشه قدیمی یعنی یک جای سرد و مرطوب و غبارگرفته و بدون نور باشد یا شاید زیرزمین خانه‌ای مثل ‏همه خانه‌هایی که ما در آن زندگی می‌کنیم، ...‏تعلیق‏پلیس قصد دارد به مخفی‌گاه دزدان حمله کند و ... داستان را دنبال می‌کنیم تا ببینیم بالاخره حمله کی اتفاق می‌افتد و ‏آیا بچه آزاد می‌شود یا نه. ‏لحظه‌ای که پلیس به مخفی‌گاه حمله می‌کند یک لحظه «بحرانی» است. داستان به لحظه‌های «بحرانی» نیاز دارد تا ‏جذاب بشود.‏اوج داستان‏ زمانی است که نتیجه داستان معلوم می‌شود – یعنی زمانی که حمله انجام می‌شود و پسر بچه نجات پیدا ‏می‌کند. ‏پایان داستان را زمانی می‌خوانیم که می‌خواهیم بدانیم پسر بچه چه طور به زندگی عادی باز خواهد گشت.‏در روایت داستان‌های واقعی راوی اغلب سوم شخص است. هر چه حضور «من» کم‌رنگ‌تر باشد می گویند بهتر است.‏بار بعد که به خیابان می‌روید یا با دوست یا همکاری گپ می‌زنید، یا روزنامه‌ای می‌خوانید سعی کنید سرنخ داستان‌های ‏واقعی را پیدا کنید. - مثل کشمکش تاتری ها و رییس متروی تهران سر ورودی متروی چهار راه ولیعصرداستان‌های بی‌شماری دور و برتان هستند که همه دوست داریم بشنویم. اما این داستان‌ها مال کسی هستند ‏که آنها را پیدا می‌کند و روایت می‌کند. مثل کسی که داستان تنها زن مسلمان راننده تاکسی در بیت‌المقدس را برایمان شرح ‏می‌دهد یا کسی که قصد نوجوان سودانی را برایمان تعریف می‌کند که به دنبال آینده‌ای بهتر کشورش را ترک کرده بود اما ‏زیر ضربات چاقو در خیابان‌های قاهره به پایان راه خود رسید.‏ نکاتی برا ی حفاظت از جان خبرنگار: خبرنگار مرده نمی تواند خبرش را مخابره کند. پس حواستان به جان تان باشد.در زیر چند توصیه آمده که حاصل کار خبرنگارهای رویترز است. آن ها را رعایت کنید تا هم خبر را پوشش داده باشید و هم جان تان را حفظ کرده باشید. 1. خبرنگاری به هر حال شغل خطرناکی است‏‏وقتی در محیط‌های خطرناک کار می‌کنید، مثلا یک تظاهرات خشونت‌آمیز را پوشش می‌دهید، انتظار نداشته ‏باشید ‏با شما خوب رفتار کنند، بدانید به ملاقات یک دوست نرفته‌اید.‏مقامات دولتی در بسیاری از کشورها فکر می‌کنند ترساندن خبرنگارها کار خوبی است؛ چون باعث می‌شود ‏تا ‏‏آن‌ها کم‌تر در کار کسانی که قدرت را در دست دارند سرک بکشند. ‏در بسیاری از کشورها وسایل، ضبط و دوربین خبرنگارها را ضبط می‌کنند.‏‏قضات دستور صادر می‌کنند خبرنگارها منبع خبر خود را افشا کنند. در امریکا اگر منبع خبر خود را افشا ‏نکنید ‏‏ممکن است به زندان بروید.‏‏حتی کشورهای دموکراتیک هم خبرنگارها را تهدید می‌کنند.‏‏2. روزنامه‌نگارها هم حق زنده ماندن دارند‏روزنامه‌ها نگارها اگر چه باید اتفاقات را پوشش بدهند، اما حق دارند که خود را از درگیری دور نگه دارند و به ‏‏‏امنیت خود هم فکر کنند.‏یکی از اساتید رویترز می‌گوید، «هیچ خبری ارزش کشته شدن ندارد.» و ادامه می‌دهد، «همیشه فردا هم خبرهای ‏‏‏خوب پیدا می‌شود.» نگذارید فرصت گرفتن یک عکس خوب یا پوشش یک سوژه بکر منجر به از دست دادن ‏‏جان‌تان ‏بشود. وقتی احساس می‌کنید درجه خطر بالا است سعی کنید جلوی وسوسه شدن خودتان را بگیرید. ‏‏3. ماجرا را روایت کنید، بخشی از آن نشویدیک خبر یا عکس زمانی ارزش دارد که بتوانید منتشرش کنید. روزنامه‌نگار مرده نمی‌تواند عکس یا خبر خود ‏را ‏‏بفرستد.‏‏4. اصولی را که به ایمنی‌تان کمک می‌کند یاد بگیریددرست همان‌طور که اصول خبرنویسی را یاد گرفته‌اید باید به دنبال اصولی باشید که رعایت آن‌ها می‌تواند جان ‏‏‏شما را در مقابل خطرات احتمالی حفظ کند.‏حال چند توصیه:‏از قبل آماده شویدمثلاً وقتی می‌دانید قرار است فردا تظاهراتی برپا بشود که ممکن است به خشونت کشیده بشود، بهتر است روز قبل ‏‏‏به محل برپایی تظاهرات سر بزنید. درباره محلی که قرار است درگیری آنجا رخ بدهد اطلاعات جمع کنید. از قبل ‏تحقیق کنید که چه چیزی ‏کجا ‏است، خیابان‌های در رو کدام‌ها هستند. حتماً یک نقشه خوب تهیه کنید.‏مطمئن شوید جایی که می‌روید تردد ممنوع نباشد. اگر باید برای ورود به آنجا از جایی مجوز ‏بگیرید، باید از قبل ‏‏آماده کنید. ‏فکر کنید که چه خطراتی ممکن است در محل درگیری شما را تهدید کند و ‏‏خود را برای مقابله با آن خطرها آماده ‏کنید.‏ ‏درجه خطر را از قبل تخمین بزنید. برای تخمین خطر باید اول بدانید چه خطراتی در کمین شما است. وقتی بفهمید ‏چه چیزی شما را تهدید ‏می‌کند ‏آن‌وقت خیلی بهتر می‌توانید خود را برای مقابله و گریز از آن آماده کنید.‏بعد از ارزیابی اولیه،اقدامات پیشگیرانه انجام بدهیدمثلا بد نیست اگر با اتومبیل خود به محل درگیری می‌روید اتومبیل را رو به سمتی پارک کنید که احتیاج به دور ‏زدن ‏نداشته باشید و راحت بتوانید صحنه را ترک کنید.‏.‏خط ارتباط خود را با تحریریه از قبل مشخص کنید.‏ یک نفر حتما باید بداند شما کجا رفته‌اید و چه ساعتی باز ‏می‌گردید.‏‏شماره آدم‌هایی را که می‌توانند به دردتان بخورند همراه داشته باشید. شاید مجبور باشید این نام‌ها را با نام‌های ‏‏‏جعلی بنویسید که قابل شناسایی نباشند.‏‏کمک‌های اولیه را حتما یاد بگیرید. به این ترتیب هم می‌توانید به خودتان کمک کنید هم جان ‏دیگران را نجات ‏‏بدهید. ‏ چند لایه روزنامه لوله شده که توی لباستان باشد می‌تواند در مواقعی که باتوم‌های پلیس فرود می‌آید جان تان را ‏حفظ ‏‏کند. توصیه رویترز:  اگر کمک‌های اولیه بلد هستید، حتما به کسی که زخمی شده کمک کنید. دوربین را زمین بگذارید ‏‏‏و به کمک او بروید و در این کار لحظه‌ای هم درنگ نکنید.‏تا می‌توانید درباره محیط به دیگران هم اطلاعات بدهید. شماره تلفن خبرنگار‌های دیگر را داشته باشید و درباره ‏‏خطرات با آنها هم صحبت کنید. نحوه ارتباط با کسانی را که می‌توانند به کمک شما بیایند را در اختیار همه ‏‏بگذارید.‏‏به دبیر خود یا کسی که منتظر است شما باز گردید، بگویید اگر پیدایتان نشد چه‌کار کند. برای نجات خودتان از ‏‏قبل ‏برنامه داشته باشید.‏درباره لباس، استفاده از کارت خبرنگاری، کیف پول و هویت‌تان از قبل تصمیم بگیرید.‏‏کارت روزنامه‌نگاری بهتر است در جیب‌تان باشد تا این که آن را روی لبا‌س‌تان بچسبانید. تجربه نشان داده بهتر ‏‏است وقتی کسی از شما پرسید اینجا چه‌کار می‌کنید، بگویید خبرنگار هستید و کارت‌تان ‏را نشان بدهید. در چنین ‏‏مواردی، اول سعی کنید طرف مقابل‌تان را آرام کنید. با او آرام ‏صحبت کنید و بعد کارت را نشان بدهید. البته ‏‏گاهی اوقات شاید کارت داشتن اوضاع را خراب‌تر ‏کند و این باز به تجربه شما و محیطی که در آن کار می‌کنید ‏‏مربوط می‌شود.‏آمادگی به ورزش کردن هم مربوط می‌شود، کسی که وضعیت بدنی خوبی داشته باشد بهتر می‌تواند خود را ‏از ‏‏خطر دور کند. ببینید آیا آماده هستید مثلا تمام شب را پیاده راه بروید. آیا می‌توانید بدوید. اگر پایتان درد می‌کند ‏‏‏شاید بهتر باشد از همان هتلی که در آن اقامت می‌کنید یا از داخل تحریریه خبر را پی‌گیری کنید.‏ در همین حال، ‏‏اگر از قبل برنامه‌ریزی کرده باشید، خبری که خواهید نوشت هم بهتر می‌شود.‏چیزی را دست قضا و قدر نسپارید، به شانس اعتماد نکنیدفکر نکنید این فقط همکارتان است که مجروح یا کشته می‌شود‌ و چنین اتفاقی برای شما نمی‌افتد. نگویید اتفاقی ‏نمی‌افتد. کسانی بوده‌اند که اگر قبل از شروع یک درگیری کمی بیشتر فکر می‌کردند، هنوز در میان ‏‏ما بودند. ‏‏(استادان رویترز از چند تایی از خبرنگارهای رویترز نام می‌برند که در جریان درگیری‌ها به سادگی ‏‏کشته ‏شده‌اند.) اگر خطر را درک نکنید یا از قبل آن را تخمین نزنید مطمئن باشید که روی مین پا می‌گذارید. وقتی ‏‏میدان ‏مین را شناسایی کنید، بعد هم می‌توانید از وسط آن عبور کنید.‏کله‌شق بازی در نیاوریداگر کله شق باشید، جان دیگران را هم به خطر می‌اندازید. جان راننده، دستیار و تمام کسانی که به خاطر شما ‏‏راهی ‏منطقه خطر شده‌اند.‏همیشه نیاز نیست در کانون ماجرا باشید. ‏این طور نیست که اگر در کانون درگیری باشید بتوانید خبر بهتری تهیه ‏‏‏‌کنید. ‏دو فیلم مستند از صحنه یک تظاهرات خشونت آمیز، که نیروهای نظامی برای متفرق کردن مردم وارد عمل ‏شده، ‏‏نشان می‌دهد چه‌طور خبرنگاری که دوربین به دست قاطی جمعیت بود، در پی وارد عمل شدن نیروهای ‏نظامی ‏‏مجروح می‌شود، در حالی که خبرنگار دیگری که از روی بالکن آپارتمانی صحنه را فیلم‌برداری ‌کرده ‏صحنه‌های ‏‏خیلی بهتر و گویاتری گرفته و در عین حال جان خودش را هم حفظ کرده بود.‏حواس‌تان به دور‌و‌بر باشد در حالی که دارید مثلا تظاهراتی را پوشش می‌دهید، باید با «مشاهده» و جمع کردن حواستان به دور و بر سعی ‏‏‏کنید اتفاقات احتمالی را پیش‌بینی کنید. ‏اگر حدس می‌زنید ممکن است مشکلی پیش بیاید (مثلا خشونت بالا بگیرد یا گاز اشک‌آور بزنند، یا باتوم به ‏دست‌ها ‏‏وارد معرکه بشوند) باید قبل آن عمل کنید. مثلا، باید قدری از صحنه فاصله ‏بگیرید تا اگر پلیس شروع به بازداشت ‏‏تظاهرکننده‌ها کرد، شما قاطی بازداشت شوندگان نباشید.‏گروهی کار کنیدیکی از نکاتی که همیشه باعث شده تا سربازها جان خود را بهتر از خبرنگارها حفظ کنند این است که آن‌ها اغلب ‏‏‏به صورت گروهی کار می‌کنند، در حالی که روزنامه‌نگارها اغلب تنها هستند. وقتی احساس خطر می‌کنید به ‏‏‏صورت گروهی کار کنید، حتی اگر مجبور باشید با یک خبرنگار رقیب در یک تیم حضور داشته باشید. سایر ‏‏‏خبرنگارها را هم ترغیب کنید تا به شما بپیوندند. سعی کنید به کار تیمی مثبت نگاه کنید.‏بر اوضاع مسلط باشیدیادتان باشد: اوضاع وقتی خطرناک می‌شود که کنترل از دست‌تان خارج شود. مثلا دشمنیِ طرف مقابل تان را ‏‏‏برانگیزید یا او را عصبانی کنید. همیشه از قبل به ‏موضوع فکر کنید.‏بازیگرهای اصلی را پیدا کنیددر یک تظاهرات یا درگیری بازیگرهای اصلی را پیدا کنید و آن‌ها را زیر نظر داشته باشید. به اشاراتی که به ‏‏اشخاص دور و برشان ‏می‌کنند توجه کنید. ‏از تمام حواس خود استفاده کنیدبینایی، شنوایی، بویایی، ... بو بکشید. اگر ‏‏در دور و بر بوی بنزین می‌آید، یعنی ممکن است هر لحظه انفجاری ‏رخ بدهد. اگر کسی را می‌بینید که آن وسط ‏دارد ‏با فرغون سنگ حمل می‌کند یا در گوشه و کنار توده‌های از سنگ ‏و آجر نمایان است ممکن است قرار باشد ‏این ‏سنگ‌ها به سر این و آن پرت شود.‏چند لایه روزنامه لوله شده که توی لباستان می‌تواند در مواقعی که باتوم‌های پلیس فرود می‌آید سلامت شما را ‏حفظ ‏‏کند.‏بدانید دارید چه کار می‌کنید‏اجازه ندهید کسی جای شما تصمیم بگیرد و شما را به کانون خطر بفرستد. ممکن است سردبیر از تحریریه زنگ ‏‏‏بزند و بخواهد شما کاری انجام بدهید. شما خودتان در محیط هستید و باید خطر را تخمین بزنید و تصمیم بگیرید.‏گاه ممکن است دست خط یا مجوزی از طرف مقابل درگیری داشته باشید که به کارتان بیاید. اما گاه همین نوشته ‏‏‏ممکن است دست طرف دیگر بیفتد و کار را خراب کند. ‏همیشه مواظب باشید چه اطلاعاتی همراه دارید. ممکن است چیزهایی همراه داشته باشید که باعث شود شما را ‏‏‏مثلا با یک شورشی اشتباه بگیرند. مثلاً تصویری از سخنرانی رهبر شورشیان، شب‌نامه، عکس با یک ‏رهبر ‏‏شورشی که دارید دستش را می‌فشارید و ممکن است یادتان رفته باشد عکس را از کیف پولتان خارج ‏کنید. حتی ‏‏یک بریده جراید تحریک‌آمیز در یک ایست بازرسی ممکن است خطر آفرین باشد.‏   سبک های مدرن خبرنویسی سبکذگیلاس:  این سبک با هرم وارونه شروع میشودو سپس تا قبل از بخش پایانی به شکل ترتیبی و تاریخی پیش می رود و معمولا"با یک جمله یا عبارت که مرتبط با لید است،به پایان میرسد.در این سبک شما پایان خبر را به شروع آن گره خواهید زد.از این تکنیک بعضی مواقع بعنوان تکنیک پایان دایره ای نام برده شده است.نویسنده در این سبک سعی میکند در پایان خواننده را به شروع گزارش بازگرداند.    سبک وال استریت ژورنال:  این سبک فرمولی چند کاره است که در بسیاری از اخبار و گزارشهای توصیفی –خبری ،اخبار حاشیه ای واخبار حوادث که رویکرد توصیفی دارند،کاربرد دارد.این ساختار براساس حرکت از جزءبه کل طراحی شده و فرمول آن به قرار زیر است: الف)بایک لید داستان گونه آغاز کنید.کانون(نقطه تمرکز)این لید باید یک مثال از موضوع اصلی باشد.میتوانید از مثالهای اشخاص یا اتفاقهای مربوطه استفاده کنید. ب)پایان داستان معمولا"به صورت چرخشی و با مراجعه به لید نگاشته میشود.(شبیه سبک گیلاس). نخستین بار رو زنامه وال استریت ژورنال در داستانهای دنباله دار خود در صفحه نخست از این فرمول استفاده کرد،به همین خاطر فرمول یاد شده نام خود را از این روزنامه وام گرفت.  سبک فصل بندی :    این ساختار را می توان در بسیاری از گزارشهای فیچر و داستانهای خبری گنجاند.نکته اساسی در تکنیک فصل بندی گنجاندن هر بخش در فصلی مجزا است،به گونه ای که هریک لید و پایان خود را داشته ،خواننده را مجبور به ادامه مطالعه کنند.این تکنیک در داستاهای خبری که به شیوه روایی نوشته میشوند،بسیار موثر است.یکی از راههای رایج در سازماندهی داستانهای خبری فصل بندی شده،استفاده از نظرات متفاوت است .برای مثال در داستانهایی که موضوع های بحث انگیز دولتی از قبیل پیشنهاد های جدید دفن زباله را مطرح میکنند.میتوانید هریک از گروه هایی را که درگیر یا تحت تاثیر این پیشنهاد هستند در یک بخش مجزا بگنجانید و به این ترتیب به داستان شکل دهید .راه دیگری که اغلی برای ساماندهی به داستان های فصل بندی شده بکار میرود استفاده از قالبهای زمانی است .به گونه ای که مثلا"از زمان حال شروع و سپس برای اشاره به  پیش زمینه به سمت گذشته حرکت میکنید،دوباره برای توسعه داستان به حال باز میگردید و با آینده داستان را تمام میکنید.  سبک فهرست نویسی:  قهرست نویسی را به چندین روش استفاده میشود:1-برای طبقه بندی یک دسته آمار یا هرگونه اطلاعات پر زحمت دیگر. 2-برای برجسته ساختن نکات کلیدی داستان. فهرست نویسی در اخباری که چندین نکته مهم تاکیدی را ارائه میدهند کاربرد دارد.و همین طور در گزارشهای خبری تحقیقی-آماری اخبار مرتبط با رویدادهای دولتی از جمله نشستها و ملاقاتها و حتی گزارشهای خبری –توصیفی درباره مردم و برنامه جامعه شناسی(اگر حاوی چندین نکته کلیدی هستند)بکار می آید. درساختار فهرست نویسی هرقسمت باید در یک پاراگراف مجزا ارائه شود.فهرست نویسی همچنین در اخبار مربوط به ملاقاتها بکار می آید،تا اعمال غیر مرتبط با لید را طبقه بندی کند.میتوانید برای عبور از یک قسمت به قسمت دیگر از عبارتی مانند "در رویدادی دیگر"یا عبارات گذار دیگری از این دست استفاده کنید.  سبک داستانی:  در این سبک نویسنده دقیقا"از تمام تکنیکهای قصه گویی (شخصیت پردازی،صحنه آرایی ،موقعیتها و نقطه اوج)بهرع میبرد با این تفاوت که همه آنچه را که میگوید حقیقت دارد.بهترین کاربرد آن زمانی است که شما یک خبر مهیج برای گفتن دارید.در این گونه خبرها گزارشگر به بیان جرییات میپردازد و کردار مردم را به نمایش میگذارد.سبک روایی همچنین شامل نقل قولهایی است که شبیه دیالوگ هستند.خبر به سبک داستانی اصولا"یک شروع جذاب و یک پایان به یاد ماندنی و تاثیر گذار دارد.و در بخش میانی داستان خبر به شکل روایی تداوم می یابد.
+نوشته شده در پنجشنبه 5 مرداد1391ساعت12:37 بعد از ظهرتوسط عظیمی یکتا |
قصه های کودکان چگونه باید باشد

 

قصه های کودکان چگونه باید باشد

      به نام خدایی که در این نزدیکی است .

 با صد هزار جلوه کتاب را در چشم ها متجلی کنید . 

 (مقام معظم رهبری )

 قصه های کودکان چگونه باید باشد

 

1)     همخوان با احساسات و علاقه آنها باشد .نه مبتنی بر دنیای بزرگسالان .

2)     دارای ساخت داستانی مناسب کودکان باشد . انگیزه تعقیب را در کودکان ایجاد کند .

3)     طولانی و ملال آور نباشد ، کوتاه  باشد .

4)     پیچیده و دارای شخصیت های متعدد نباشد .

5)     هم خوانی فرهنگی در قصه ها رعایت شود .

6)     قصه ها نباید بلافاصله لو برود و کودک تا آخر آن حدس بزند .

7)     قصه هایی که تاثیر مثبت داشته باشدند انتخاب شود ، مثل شجاعت ، دوستی به

جای دشمنی  .

8)     حاوی واژگان فراوان نباشد همچنین جذاب باشد .

9)     کتاب قصه را کودک بپسندد( طراحی ، نقاشی ،زیبایی ظاهری )

از قصه مهمتر کسی که قصه را می گوید می باشد . تمرین ، تسلط ، دوست داشتن قصه و قصه گویی و شناخت دنیای کودک از ضرورت های کار قصه گویی است .

شرایط قصه گو

1)     قصه را خوانده باشد و زیر و بم های قصه و فضای مناسب کلامی را بداند .

2)     قصه ای که خودمان دوست داریم را بگوئیم کودک از خطوط و چهره قصه گو بی علاقه گی را

 می فهمد .

3)     از فضای قصه بیرون نرود ( قطع قصه ،گفتگو یا خوردن )

4)     صبور و با حوصله باشد (شتاب برای تمام کردن ، پاسخ سئوالات دانش آموز ندادن )

5)     حرکات قصه گو و صدایش خیلی مهم است .

6)     تکیه کلام نا به جا نداشتن . 

7) رابطه عاطفی برقرار کردن .

8) لحن و حرکات قصه گو وقتی به پایان قصه نزدیک می شود باید آرامش بخش باشد .

9) قصه گو دارای لکنت زبان نباشد .و تو دماغی صحبت نکند .

10) آراستگی ، ظاهر و لباس قصه گو باید مطلوب باشد .

  * قصه های تصویری برای روز و قصه های بدون تصویر برای شب مورد نیاز است .*

از قصه های دنباله دار برای پرورش تخیل و صبوری بچه ها استفاده می شود .

روش های قصه گویی 

1)     قصه خوانی : جهت واژه آموزی و تشویق کودکان به کتاب و کتاب خوانی تکیه بر متن است و در

 قصه گویی تکیه بر حافظه

2)     قصه گویی ساده : وقتی قصه را بیان می کنیم نگاهمان ارتباط برقرار می کند ( ارتباط چشمی)

3)     قصه گویی همراه با پرده خوانی : همراه با تصویر ، اسلاید ،تابلو یا همراه با کارت

 مثل نقاشی ،تعزیه خوانی 

 

   4)  قصه گویی همرا با تقلید صدا :صدای زیر برای کودکان و زنان و صدای بم برای مردان و بزرگسالان

  5)  قصه گویی همراه با تقلید کلمات : 

  الف) تقلید حرکات بدون تغییر صدا یعنی با صدای خودش

 ب)  تقلید حرکات با صدای حیوانات یا هر چیز مورد نظر

   6) قصه گویی همراه بازیگران : 

             الف) بازیگران آشکار  

             ب) بازیگران پنهان

  یک وقت به صورت نمایش آشکار است . داستان را اجرا می کنیم بازیکنان را یکی یکی معرفی

می کنیم

  شنگول و منگول ، راوی قصه را بیان می کند بازیگران به نوبت می آیند .

  یک وقت بازیگران پنهان ،بازیگران معرفی نمی شوند راوی قصه را می گوید ناگهان از وسط ،

 مثلا وقتی  گفت : (پدر بزرگ گفت ) نقش آن رااجرا می کند .

در پایان از توضیح یا توصیف آن بپرهیزید چون این کار خلاقیت ، تفکر و کشف را از کودکان می گیرد .

نقش و تاثیر قصه در  کودکان

1) انتقال مفاهیم : قصه به دلیل کشش و زیبایی و انگیزش کنجکاوی می تواند بسیاری از مفاهیم

 علمی ،طبیعی و حتی معنی و مفهوم واژگان را به دنیای کودک منتقل کند ( به روش غیر مستقیم  که

 پر جاذبه تر و سریع تر می باشد .

2)  انتقال ارزشها : مثل راستگویی ، دوستی ،کمک به دیگران .

3)  اصلاح رفتار ها : چون در قصه ها همسان سازی و انطباق با قهرمان یا قهرمانان قصه فراهم 

 می شود .

    اصلاح رفتار سریع  تر و بهتر و طبیعی تر اتفاق می افتد .

4)  تقویت خلاقیت : پس از شنیدن داستان خود به داستان گویی می پردازد یا برای

 اسباب بازی نمایش می دهد .

5) تقویت حس کنجکاوی : به دلیل زنجیره ای بودن اتفاقات کود را وا می دارند که به

تعقیب حوادث بپردازد .

6) زبان آموزی : وقتی پرسش می کنیم پاسخ می دهد با واژگان تازه آشنا می شود پرسش از

  (نام قصه ،  قهرمان قصه نام ها و اصطلاحات موجود در آن ، واژگان و ضرب المثل ها )

7) تعامل اجتماعی : وقتی قصه تعریف می کند موجب برقراری ارتباط و سخن گفتن می شود

خصوصا برای افراد کم رو و انزوا طلب بسیار کارا و موثر است .

8) پیوند فرهنگی : عامل انتقال میراث فرهنگی و پیوند میان امروز و گذشته اند قصه ها پلی هستند

که کودکان امروز به ژرفای گذشته می برند .

9) پرورش قدرت تخیل : با قدرت در داستان دخل و تصرف می کند یا داستانی بر همان مبنا

می سازد .

کودکان را با برخی از عناصر داستان  آشنا کنید مثل قهرمان یا شخصیت های داستان ، محل ،

 مکان ، زمان داستان حتی در سالهای پایانی دبستان با اوج داستان ، حوادث و حتی راوی آن .

روش های شعر  خوانی برای کودکان

1) روخوانی شعر : از روی کتاب خوانده می شود برای التذاذ .

2) شعر خوانی : از حفظ یا بهره گیری از حافظه در این نوع ارتباط بهتر و صمیمی تر است چون

 بدون واسطه  است .

3) روش استفاده از نوار : با نوار و موسیقی ، متن از نوار کاست خوانده می شود .

4)روش خواندن جمعی : گروهی از دانش آموزان ، یا گروهی از دانش آموزان همراه با معلم یا

همه  دانش آموزان همراه با معلم می خوانند .

5) خواندن شعر همراه با دکلمه معلم : دانش آموز ، پدر و مادر و..............با بهره گیری از

 حرکات سرود را عرضه می کنند .

6) اجرای شعر به شیوه ی نمایش : این شیوه به ویژه برای قصه های منظوم مناسب تر است

7)خواندن شعر به شیوه ی سرود و ترانه : شعر با صدای خوش بدون موسیقی یا

همراه با موسیقی خوانده می شود ، می توان از چند روش توامان بهره گیری کرد مثلا شعر را

با نوار کاست برای کودک عرضه کرد ، در همان موقع باخط خوش ومناسب شعر را در معرض دید

او قرار داد سپس دسته جمعی به خواندن مجدد آن پرداخت . هر چه کودک در جریان شعر خوانی 

 حضور بیش تر داسته باشد بهتر و سریع تر و عمیق تر  شعر را درک ، دریافت و حفظ می کنند .

گروه آموزشی ابتدایی مازندران  

+نوشته شده در یکشنبه 27 فروردین1391ساعت12:35 بعد از ظهرتوسط عظیمی یکتا |
چگونه کودکانی با شخصيت تربيت کنيم؟

چگونه کودکانی با شخصيت تربيت تربيت کنیم ؟

والدين ضمن اين که مقداری از خصايص خود را به فرزندانشان بطور موروثی منتقل می کنند، بايد بکوشند شخصيت آنها را طوری شکل دهند که آنان به آسودگی با محيط اطراف و مردم اجتماع خويش سازگاری بيابند و در زندگی روزمره خود دچار مشکلات اساسی نباشند؛ البته اين موضوع حائز اهميت است که از يک پدر و مادر دارای شخصيت متعادل اجتماعی انتظار می رود فرزند را از مراحل اوليه تولدش چنان پرورش دهند که در تمام مراحل زندگی دارای شخصيتی انسانی و روحيه متعادل روانی باشد. ما در اين مطلب نيز به مواردی که می تواند در رشد و تکوين شخصيت کودک تاثير بگذارد اشاره می کنيم، اميد است مفيد واقع شود.

****

شخصيت از ديدگاه علم روان شناسی به اين شکل تعريف شده است؛ شخصيت عبارت است از کل خصوصيات انسان، پس همه افراد در هر سن و موقعيتی دارای شخصيت هستند. به گفته پاره ای از روان شناسان شخصيت از ابتدای تولد تا خاتمه عمر در حال شکل گرفتن و تکامل است و به همين دليل، هيچ گاه نمی توان از آن بعنوان حالتی ثابت و غيرقابل تغيير سخن گفت، در رشد و تکامل شخصيت کودک، عوامل زيادی موثرند و ميزان تاثير اين عوامل به ميزان توانايی کودک به درک اهميت اين عوامل در ارتباط آنها با خودش بستگی دارد.

رشد شخصيت در کودک از 2 سالگی به بعد آغاز می شود. در ماههای اوليه زندگی يک طفل، رشد چشمگير شخصيتی او قابل توجه است، البته اين سرعت رشد در کودکان مختلف متفاوت است.

  • کودک شخصيت دارد.

انسان خواه خردسال يا بزرگسال، به خود و شخصيت خويش علاقه مند است. می خواهد همواره مورد احترام ديگران قرار گيرد. شخصيت او خواه در محيط خانه يا مدرسه يا اجتماع محفوظ باشد. اين علاقه به حفظ شخصيت در تمام افراد اجتماع ديده می شود. شخصيت طلبی جزو ذات هر انسانی است و همه به آن پايبند هستند.

هرگز نبايد گمان کنيم کودکان کم سن اين گونه چيزها را نمی فهمند و به آن توجهی ندارند؛ بنابراين بايد بپذيريم کودکان هم به نوبه خود مقام و احترام و شخصيتی دارند و بزرگ ترها بخصوص والدين بايد اين شخصيت را محترم بشمارند. و در حضور دوست و همکلاسی آبروی او را نبرند و به او توهين و جسارت نکنند.

اسلام نيز در جمع قوانين خود شخصيت و احترام همه مسلمانان بويژه کودکان را محفوظ داشته است.

در بسياری از روايات اسلامی به بزرگسالان تاکيد شده است شخصيت کودکان را رعايت کنيد و هر گاه که بتوانيد بايد شخصيت کودکان را رشد و تعالی بخشيد. بزرگسالان بايد در رفتارشان با کودکان دقيق باشند و بکوشند شخصيت فرزندان را رعايت کنند و نبايد به عناوين گوناگون آنان را کوبيد يا پرده دری کنند و با نگهداشتن حيثيت و مدارا کردن در پرورش و تربيت آنان گام های موثری بردارند.

  • پدر و مادرها الگو هستند.

اگر پسری صاحب پدری با شخصيت، مومن و انديشمند و اجتماعی باشد و اگر مشاهده کند که همه به خاطر مقام والا و سجايای اخلاقی که در پدرش مشاهده می شود به او احترام می گذارند، بدون شک او نيز سعی خواهد کرد همسان پدر شو. دخترها نيز به همين ترتيب هستند. آنها بسياری از کارهای مادرشان را تقليد می کنند و مادری که دارای رشد شخصيتی مناسب و خوبی باشد دخترش نيز فردی همچون او خواهد شد. البته تاثيری را که محيط و توارث در رشد شخصيتی دارد نبايد از ياد برد. تجربه نشان داده است بچه ای که پدر و مادرش، آدم های بسيار خوب، بامحبت، پرهيزکار و مورد احترام جامعه بوده اند. وقتی در محيط بد و نامناسب بزرگ شده اند، تمام صفات خوب ايشان را از ياد برده و در عوض آنچه را از اطرافيان آموخته بودند در زندگی خود ملاک عمل قرار داده و به کار گرفته اند. اين نکته حائز اهميت است که کودک در سنين آغازين و تا رسيدن به مراحلی از تکوين و رشد شخصيت همچنان پدر و مادر و معلم خود را الگو و نمونه برای عمل خود قرار خواهد داد.

  • چگونه کودک را با شخصيت بار آوريم.

بسياری از والدين پيوسته می پرسند رفتار مناسب با کودک بايد چگونه باشد تا شخصيت بطور مثبت در او رشد و نمو کند. در اينجا ما مواردی را که الهام گرفته از احاديث ائمه طاهرين عليهم السلام و گفته های روان شناسان است. فهرست وار مطرح می کنيم تا با اتکا به مکتب پربار اسلام در رشد صحيح شخصيت کودکان خود، توفيق حاصل کنيم.

چه بايد کرد؟

  • احترام گذاری

اساسی ترين و ثمربخش ترين راه برای رشد شخصيت کودک و برخورداری از استقلال فکری و اعتماد به نفس در زندگی احترام به اوست. کودک از وقتی به دنيا قدم می گذارد، با اولين محيط اجتماعی يعنی خانواده روبه رو می شود. او بتدريج با اعضای اين جامعه يعنی پدر و مادر، برادر و خواهر آشنا می شود.

اگر کودک از ابتدا احساس کند که در اين محيط اجتماعی کوچک احترام افراد محفوظ است، توهين و تحقير و جسارت در کار نيست، بزرگ تر به کوچکتر و کوچکتر به بزرگتر احترام می گذارد. کم کم علاوه بر اين که اهميت احترام گذاری را درک می کند، خود به خود انسانی محترم و با شخصيت نيز بار خواهد آمد.

اگر می خواهيد فرزندان به شما توهين نکند، بايد شما نيز به او توهين نکنيد. متاسفانه بسياری از پدران و مادران از اين نکته غافلند و توقع دارند فرزندشان کاملا" احترام آنان را نگه دارد، در حالی که خود هرگز به فکر احترام و شخصيت او نيستند، دائم او را سرزنش و تحقير می کنند و در برابر دوست، همکار و همکلاسی اش کوچکش می کنند. بايد بدانيم آنچه به کودک می دهيم همان را پس می گيريم.

  • واگذاری امور کوچک

کودک نيز مانند ديگران دوست دارد در خانه و محيط های ديگر، خود را عضوی فعال و موثر احساس کند. او از طفيلی بودن و سربار جامعه بودن بدش می آيد. از اين رو بايد بخصوص در محيط خانه برای او هم حسابی باز شود، به او نقشی داده و مسئوليتی به عهده اش واگذار شود تا از اين طريق احساس شخصيت کند و خود را بی اثر نبيند.

از اين رو لازم است پدران و مادران محترم، در محيط خانه بعضی کارهای ساده و جزيی را به کودکان خردسال واگذار کنند و از آنان مسئوليت بخواهند. اين عمل نقش موثری در احساس شخصيت کودکان دارد، آنها را متعهد و مسوول بار خواهد آورد و در امور زندگی ورزيده می سازد و به ترتيب در مسووليت های بالاتر نقش بهتری ايفاد می کند و تجربيات خود را به کار می اندازد.

  • رعايت ادب

برخورد مودبانه با فرزندان، اگر چه کم سن باشد نقش مهمی در رشد شخصيت و احترام فرزندان دارد. متاسفانه بسياری از پدران و مادران از اين نکته غافل هستند و به خصوص در کلام، رعايت ادب را نسبت به فرزندان خود نمی کنند.

به پدران و مادران محترم که خواهان عزت و سربلندی فرزندان خود هستند سفارش می کنيم با کودک خود همانند يک شخص محترم و يک دوست واقعی برخورد کنيد. با او با کمال ادب سخن بگوييد. وقتی می خواهيد خطا و اشتباهی را تذکر بدهيد، بکوشيد با نرمی و ملاطفت بيان کنيد؛ چرا که در اين صورت حرف شما تاثير بيشتری خواهد داشت. در حضور ديگران هرگز کودک خود را مورد توبيخ قرار ندهيد و به اين وسيله او را گرفتار عذاب روحی نسازيد. از به کار بردن الفاظ رکيک و زشت جدا" خودداری کنيد، چرا که اين روش نه تنها شخصيت و احترام خود شما را نابود می کند بلکه علاوه بر آن، کودک را نيز انسانی پست و زبون و لاابالی بار خواهد آورد.

  • لباس مناسب و زيبا

يکی ديگر از عوامل موثر در رشد و تکامل شخصيت کودک، چگونگی پوشاک را بايد نام برد. لباس های زيبا و رنگينی که بزرگسالان می پوشند برای کودک خردسال بسيار جالب و فريب انگيز است و او آرزو دارد هر چه زودتر از همان لباس ها بپوشد؛ چنانکه وقتی کودک لباس و کفش نو می پوشد فورا" به اطرافيان خود می گويد: " نگاه کنيد کفش من تازه است و.." اگر کودک لباس جالب و مقبول بپوشد در ميان دوستان خود مورد تقدير و تحسين قرار خواهد گرفت و در نتيجه احساس برتری خواهد کرد و همين احساس و تصور در رشد و تکامل شخصيت کودک تاثير خواهد داشت. والدين توجه کنند که همواره برای فرزند خود، پوشاکی تهيه کنند که مورد علاقه او و پذيرش همسالانش باشد نه اين که خودشان دوست دارند.

  • نام نيک برای کودک

روان شناسی می گويد: " نامی که هنگام تولد يا بعد به کودک گذاشته ميشود ممکن است يک خطر روانی برای او داشته باشد. " اين اصل تنها نام واقعی کودک را شامل نيست، بلکه لقب يا نامی است که والدين و اطرافيان کودک از راه محبت به او می دهند؛ مثلا" " حوريه " را " حوری " يا " حسين " را " حسی " می نامند همان تاثير روانی را خواهد داشت. از اين رو بهتر است نام کودک را از ميان نامهای معمولی و رايج هر جامعه و فرهنگ آن انتخاب کرد. کودکی که نام و لقب خود را بپسندد همواره احساس برتری خواهد کرد و بر عکس اگر از نام و لقبش خشنود نباشد، شرمسار و ناراحت خواهد شد و اين هر دو احساس در چگونگی رشد شخصيت کودک موثرند.

  • مشورت و نظر خواهی

کودکان و نوجوانان نيز همانند بزرگ ترها دوست دارند در امور مربوط به خودشان با آنان مشورت شود و آنان نيز نظر بدهند. اين کار خود موجب می شود آنان احساس شخصيت بيشتری کنند و برای نظر و رای خود ارزش و ارجی قائل باشند. والدين محترم خوب است از اين نکته غافل نباشند و حتی بدون درخواست کودک، خود به اين کار اقدام کنند و از اين راه به کودک خود شخصيت بدهند. پس از مشورت و نظر خواهی نيز    حتی الامکان نظر فرزند را عملی کنند و برای عقيده او احترام قائل باشند و اگر هم نظر ناصحيحی داشت با ملاطفت و مهربانی او را متقاعد سازند يا اين که وی را کاملا" متوجه اشتباه و خطا در فکر و آثاری که در انجام نظر او احتمالا" هست بکنند که هم او تجربه کافی را به دست آورد و هم اين که در گفتارهای آينده خود تامل بيشتر کند؛ اما اگر بدون دليل و آگاهی او را بکوبيد حتی آثار مختلفی از جمله حقارت در او تجلی خواهد کرد. طبيعی است اين برخورد ثمرات سوء در آينده خواهد داشت.

  • عدالت در ارتباط با کودک

فرزندان بايد طعم عدالت را بچشند و خوبی عدالت را لمس کنند و احساس نمايند عدالت لازمه زندگی و جامعه است. حتما" در  کوچکترين امور هم باز اجرای عدالت لازم است.

  • وفا به عهد کودک

کودک به دليل آن که تمام خواسته های خود را از طريق والدين قابل تحقق می داند و اتکای شديد به آنان دارد، پس اعتماد و توکل او بر پدر و مادر خواهد بود. يکی از عواملی که می تواند اين اعتماد را پيوسته حفظ کند و مايه قوت شخصيت و ثبات کودک باشد اين است که در عهد و پيمان خود با کودکان ( حتی سخنی که می دانند ) وفادار باشند و هيچگاه با فرزند خلف وعده نکنند و رفتارشان، خلاف گفتارشان نباشد.

  • آشنايی کودک با سختی ها

امام موسی بن جعفر(ع) فرموده است: " بهتر است طفل در کودکی با سختی و مشکلات اجتناب ناپذير حيات که غرامت زندگی هستند، روبه رو شود تا بردبار و صبور بار آيد و در جوانی و بزرگسالی اهل استقامت باشد." دانشمند بزرگ اسلامی خواجه نصيرالدين طوسی می گويد: " بايد کودک را به سختی ها معتاد کرد، از جامه نرم و اسباب راحتی باز داشت، خواب بسيار را اجازه نداد. چون مشکلات زندگی فکرشان را قوی می سازد. بعلاوه لذتی که از حل مشکل عايد ايشان می شود، بالاترين لذت هاست."

  • بوسيدن کودک

بوسه از مهم ترين نشانه های ابراز علاقه و محبت به کودک است. "بوسه" هم نشان می دهد که والدين درباره فرزندان خود مهربان و دلسوز هستند و فرزندان را از اين علاقه و محبت پدر و مادر، آگاه و خشنود می سازد و هم درخت مهر را در وجود کودکان ريشه دار می کند.

  • رفتار کودکانه با کودک

در ارتباط با کودک بايد همچون خود او، با او رفتار کند و مانند خودش با او حرف بزنند، زيرا کودک با کودکان يا انسان های کودک نما بهتر انس می گيرد و همراه می شود.

  • احترام فرزند

با فرزند بايد رفتاری مودبانه داشته باشيم و او را اکرام و احترام کنيم. فرزند نبايد در خانواده خويش تحقير و مورد بی احترامی واقع شود. تا آن که شخصيتش بطور سالم شکل گيرد. رسول خدا (ص) می فرمايد؛ " به فرزندان خود شخصيت داده آداب نيکو را در آنان پرورش دهيد. "

  • سلام کردن به کودک

کودک در عين حال که کودک است و بازيگوش، اما احترام و توجه را مدنظر دارد و سلام کردن ديگران را به خود با ديده احترام می نگرد. پيامبر خدا (ص) می فرمود: 5 چيز است که تا لحظه مرگ آن را ترک نمی کنم... يکی از آنها سلام گفتن بر کودکان است. در انجام اين رفتار مراقبت دارم تا بعد از من به صورت يک سنت ميان مسلمين بماند که بدان عمل کنند. "

روزنامه جام جم - بخش جامعه

+نوشته شده در یکشنبه 27 فروردین1391ساعت12:26 بعد از ظهرتوسط عظیمی یکتا |
نقش موسیقی در زندگی

 

آیا می دانید موسیقی چه نقشی در زندگی دارد؟

در مغز انسان مرکزى براى دریافت موسیقى وجود دارد که درست در پشت پیشانى قرار دارد، و این همان نقطه‌اى است که وظیفه یادگیرى و ابراز احساسات انسان را نیز بر عهده دارد.

به همین دلیل بین موسیقى ، یادگیرى ، کنترل و ابراز احساسات رابطه مستقیمى وجود دارد. دانشمندان در یافته‌اند که افراد در موارد مختلف واکنشهاى متفاوتى به یک موسیقى مشابه نشان می‌دهند، زیرا شرایط احساسى گوناگون انسانها در زمانهاى متفاوت باشد.

* اما آیا تنها شرایط احساسى ماست که باعث شفابخشى یا بیمارى زایى موسیقى در وجود ما می‌شود؟
* یا این مسأله به ذات موسیقى و نوع آن نیز بر می‌گردد؟
* اولین مطلبى که باید بدانیم این است که اصلا چه اتفاقى می‌افتد که یک موسیقى در ذهن ما جاى می‌گیرد؟

آیا موسیقی مفید است؟

دانشمندان بر این باورند که علت تکرار شدن ناخودآگاه برخى قطعات موسیقى در ذهن انسان به ناحیهاى در قشر جلویى مغز باز می‌گردد. این ناحیه از مغز مسئول یادآورى قطعات موسیقى است که فرد در گذشته شنیده و با ناحیه گیجگاهى در ارتباط است. ناحیه گیجگاهى نیز خود وظیفه پردازش صداهاى اولیه و ساده ، استدلال و همچنین یادآورى خاطرات را بر عهده دارد.

باید بدانیم که چه نوع موسیقى در مغز ما ایجاد آرامش و در جسم ما نوید درمان می‌دهد و چه نوع موسیقى منجر به استرس و در نتیجه بیمارى می‌گردد. از طریق موسیقى می‌توان مصونیت انسانها را در برابر بیماریها تقویت کرد، دردها را کاهش داد و از بروز حوادث جلوگیرى به عمل آورد. تحقیقات نشان می‌دهد که باید به انواع موسیقى در درمان بیماریها توجه شود.

طب سنتی با موسیقی

موسیقى شرقى و درمان کوفتگى

بر اساس شواهد تجربى برخى از ملودیهاى قدیمى مشرق زمین براى از بین بردن سردردها و کوفتگى بدن موثر است. و به گفتهای حدود ۸۰۰ سال پس از میلاد مسیح ، در برخى از مراکز درمانى مشرق زمین ، از موسیقى براى درمان دردها استفاده می‌شده است.

کاهش خطر آلزایمر با موسیقى

دانشمندان به این نتیجه رسیده‌اند مطالعه ، نواختن موسیقى و انجام بازیهایى مثل شطرنج با کاهش خطر ابتلا به آلزایمر در افراد مسن مؤثر است.

درمان رگ گیرى کودک با موسیقى

استفاده از موسیقی‌هاى مخصوص کودکان باعث انحراف ذهن آنان نسبت به درد ناشى از اقدامات تهاجمى کوتاه مدت مثل “رگ گیرى” می‌شود. “رگ گیرى” یکى از شایعترین اقدامات دردناک پزشکى است و به صورت مکرر به عنوان لازمه و مقدمه تشخیص یا درمان بیماریها مورد استفاده قرار می‌گیرد. شدت درد “رگ گیرى” در کودکانى که فکرشان در زمان “رگ گیرى” به سمت موسیقى کودکان معطوف شده به طور معنى دارى کمتر از سایر روشها بوده است.

نقش موسیقی در بهبود یادگیری

موسیقى و افزایش توان یادگیرى

پزشکان با مقایسه کودکانى که تحت آموزش موسیقى قرار داشتند با سایر کودکان به این نتیجه رسیده‌اند که کودکانى که در گذشته تحت آموزش موسیقى قرار گرفته بودند حافظه شفاهى بسیار قویترى دارند و می‌توانند لغات بیشترى را از فهرست خوانده شده به یاد بیاورند و در هر سنجش ، بهتر از سنجش قبل عمل می‌کنند.
افزایش حافظه با آموزش موسیقی

تداوم آموزش موسیقى به افزایش حافظه می‌انجامد. روانشناسان بر این باورند که آموزش موسیقى نیم کره چپ مغز را تحریک می‌کند و یادگیرى شفاهى نیز توسط همین قسمت از مغز انسان کنترل می‌شود. بنابراین ، بهبود حافظه انسان با ادامه یادگیرى موسیقى ، ادامه پیدا می‌کند و با توقف آموزش موسیقى متوقف می‌شود.

موسیقی ویژه هر انسان

شنیدن موسیقی‌هایى که بر مبناى آهنگ ضربان قلب تدوین شده‌اند، در آرامش اعصاب و کاستن تنش افراد مؤثر است. برای پی بردن به این مطلب محققی از ۲۲ داوطلب خواست که در اتاقى به پاسخگویى یک سلسله پرسش که مرتب سختتر مىشد، بپردازند. براى نیمى از داوطلبان ، موسیقى متکى به ضربان قلب آنان پخش شد و دیگران در سکوت به حل مسائل ادامه دادند. پرسش‌هاى تنظیم شده در پرسشنامه به منظور اندازه‌ گیرى میزان استرس و اضطراب داوطلبان و احساس خستگى آنان تدوین شده بود. نتایج حاصله از پاسخها حکایت از آن داشت داوطلبانى که به موسیقى قلب خود گوش می‌داده‌اند به مراتب از آرامش بیشترى برخوردار بوده‌اند.

موسیقی معجزه می‌کند!

ارتباط موسیقی با هوش و عواطف

موسیقى هوش و عواطف روحى افراد را تقویت می‌کند. محققان دریافته‌اند که موسیقى ، دقت ، هوش ، حس مشاهده ، استنباط و عواطف روحى انسان را تقویت می‌کند. تحقیقات انجام شده ، نشان می‌دهد که موسیقى به میزان قابل توجهى در تسکین و تقلیل وضعیت بحرانى بیمارانى که در بخش آى.سى.یو بسترى بوده‌اند، تأثیر داشته است. سامانه اعصاب انسان به محرکهاى موزیکال پاسخ مثبت می‌دهد و عملا موسیقى در تغییر حالت بیماران مؤثر است. استفاده از موسیقى باعث آرامش روحى ، بهبود وضعیت ذهنى ، کاهش اثرات استرسهاى وارده می‌شود و به افراد در برقرارى ارتباط ، اتحاد و تطابق کمک می‌کند.

موسیقى و نقش بیمارى زایى آن

برخى از موسیقی‌ها هستند که با توجه به مرکز موسیقى در مغز که هم مکان با بخش احساس است بر روى روح انسان تأثیر منفى می‌گذارد. که دو نمونه از آنها و نتیجه تحقیقاتى که درباره آنها شده بیان می‌شود.

موسیقی‌های غیرمفید

موسیقى تند و ایجاد رفتار پرخاشگری

یک محقق آمریکایی این باور عمومى را که گوش کردن به موسیقى تند و خشن بدون ایجاد هیچ تأثیر مضرى به تخلیه عواطف و احساسات منفى کمک می‌کند، رد می‌نماید. پژوهشگران دانشگاه ایالتى آیوا و بخش خدمات انسانى تگزاس بر روى بیش از ۵۰۰ دانشجو که به ۷ آواز تند توسط ۷ هنرمند و ۷ آواز ملایم توسط ۷ هنرمند دیگر گوش کرده بودند، آزمایشهایى انجام داده شد. در این مطالعه براى ارزیابى احساسات و افکار پرخاش جویانه ، از دانشجویان آزمونهاى مختلف روانشناسى گرفته شد. نتایج بدست آمده نشان داد موسیقى تند بدون آنکه تحریک یا تهدیدى وجود داشته باشد احساسات خصمانه را افزایش می‌دهد.

موسیقى بسیار بم غم‌انگیز است!

دانشمندان انگلیسى در یک آزمایش نشان دادند صداهاى بسیار بم و غیر قابل شنیدن براى انسانها، موسوم به مادون صوت (Infrasound) ، موجب بروز حالات غیر طبیعى از قبیل اضطراب ، نگرانى ، غم شدید و ناامیدى در افراد می‌شوند. دکتر “ریچارد لرد” از آزمایشگاه ملى فیزیک انگلیس براى بررسى تأثیر صداهاى غیر قابل شنیدن بر افراد ، آزمایشى ترتیب داد. در این آزمایش لرد و همکارانش در یک سالن بزرگ اجراى موسیقى زنده ، قطعاتى از موسیقى را براى ۷۵۰ شنونده پخش کردند و بدون اطلاع شنوندگان ، در لابه‌لاى برخى از این قطعات به کمک یک فلوت هفت مترى اصوات بسیار بم و غیر قابل شنودى تولید کردند و سپس از شنوندگان خواستند تا واکنش خود به این قطعات موسیقى را بیان کنند.

با وجود اینکه شنوندگان نمی‌دانستند در کدام یک از قطعات موسیقى ، مادون صوت گنجانده شده است، اما ۲۲ درصد از آنها با اشاره به قطعات موسیقى حاوى صداهاى غیر قابل شنود، بیان کردند که در هنگام شنیدن این قطعات دچار احساسات غیر عادى شده‌اند. این احساسات غیر عادى عبارت بودند از احساس ناآرامى و اندوه ، ناامیدى شدید ، نگرانى و اضطراب ، تنفر و همچنین احساس ترس ، صداهاى مادون صوت به طور طبیعى و در هنگام وقایعى نظیر طوفان ، وزش باد و تغییرات الگوهاى آب و هوایى و همچنین برخى انواع زلزله نیز تولید می‌شوند. دانشمندان عقیده دارند که چنین اصواتى ممکن است به طور طبیعى در برخى مکانها و خانه‌ها نیز تولید شود که در پى آن ساکنین چنین مکانهایى ناخودآگاه احساس ترس و نگرانى می‌کنند و این احساسات خود را به وجود روح و یا مسائلى از این قبیل ، نسبت می‌دهند.

 

+نوشته شده در شنبه 6 اسفند1390ساعت11:3 قبل از ظهرتوسط عظیمی یکتا |
کاربرد رنگ آبی در چیدمان محیط

 

کاربرد رنگ آبی در چیدمان محیط

کاربرد رنگ آبی در چیدمان محیط

آبی رنگ خوش بینی است. بیایید به سراغ طبیعت برویم، در ذهن خود یک آسمان آبی و یا یک دریای آرام را در یک روز آفتابی تصورکنید، بله! آبی یاد آور فضایی افقی و بسیار وسیع و باز است. طبیعت دروغ نمی گوید!…


آبی رنگی بی انتهاست به همین دلیل است که اکثر افراد آبی را به دیگر رنگ ها ترجیح می دهند. طیف های رنگ آبی نیز همانند ذات این رنگ بی انتها و نامحدودند. جالب است بدانید که هر یک از طیف های رنگ آبی انرژی های خاص خود را در محیط منتشر می کند و ویژگی خود را دارد .

اغلب روانپزشکان برای درمان بیمارانی که زندگی پر استرس و پر تنشی دارند استفاده هر چه بیشتر از رنگ آبی را به آن ها توصیه می کنند زیرا رنگ آبی تنش و نگرانی را از بین می برد و باعث فروکش کردن استرس می شود. آبی افراد را دعوت به صحبت و گفتگو می کند در حالی که همزمان به فضا آرامش می بخشد و محیطی صلح آمیز را می آفریند .

اگرقصد دارید در مکانی به استراحت بپردازید توصیه می کنیم از طیف های ملایم و روشن آبی استفاده کنید. ترکیب آبی و سفید یک ترکیب بکر و کلاسیک است. طیف های مختلف آبی و سفید می توانند به خوبی کنار هم بنشینند و ترکیبی زیبا را خلق کنند آبی تیره در کنار سفید شکری و کرم یا آبی روشن در کنار سفید مرواریدی – آبی و سفید ترکیبی هستند که همیشه پاک و بکر نمایان می شوند.

آبی همواره مناسب ترین رنگ برای سرویس های بهداشتی محسوب می شود. آبی رنگ اقیانوس است ، رنگ دریا ، رنگ رودخانه ، آبی همواره با ما از آب پاک و زندگی بخش سخن می گوید . اگر می خواهید فکر خود را سازماندهی کنید قسمتی را با رنگ آبی روشن طراحی و خلق کنید تا در آنجا به راحتی افکار خود را پاکسازی و ذهن خود را سازماندهی کنید. فیروزه ای ملایم رنگی بسیار مناسب برای یک سرویس بهداشتی کوچک است زیرا قادر است فضا را بازتر و وسیع تر جلوه دهد.
آبی همچنین رنگ شب و یکی از موارد استفاده آن در اتاق خواب است. از طیف های خواب آور رنگ آبی مثل آبی ملایم ، آبی – توسی و آبی لاجوردی بیشتر در اتاق خواب استفاده کنید.

در سرویس های بهداشتی نیز بهتر است از طیفی از رنگ آبی که بیشتر به رنگ انواع آب ها نزدیک است استفاده شود مثلاً آبی آکواریوم ، آبی فیروزه ای و یا سبز-آبی . از طرفی چون آبی رنگ تمرکز و آرامش فکر و روح است، رنگی بسیار مناسب برای اتاق کار است.

آبی های ملایم ، و پر انرژی با وسایل و اثاثیه با رنگ روشن و شاد بخوبی تکمیل می شوند و به بهترین نحو تاثیر گذارند. برای مثال دیوارهای اتاق کارتان را می توانید به رنگ آبی روشن رنگ آمیزی کنید.حتی اگر فقط یک دیوار را آبی کنید و دیوارهای دیگر را سفید کافی است؛ در همین حد هم رنگ آبی تاثیر خود را روی محیط می گذارد. در اتاق های شمالی بهتر است بیشتر از آبی فیروزه ای و در اتاق های آفتابگیر از آبی های روشن مثل آبی آسمانی استفاده کنید.

از آنجایی که آبی یک رنگ اجتماعی و رنگ برقراری ارتباط است توصیه می شود از آن زیاد در اتاق نشیمن استفاده شود. برای خلق محیطی گرم و پر از نشاط از آبی های تیره تر و هم چنین برای خلق فضایی باز و وسیع از آبی های ملایم یا آبی – توسی استفاده کنید .
آبی دوستان زیادی در میان رنگ ها دارد! فقط کافیست به طبیعت بنگرید تا زیباترین الهامات را بگیرید و آن ها را در دکوراسیون خانه خود اجرا کنید.
تمام طیف های رنگ آبی به شدت با سفید هماهنگی و تناسب دارند و در کنار هم تصویر زیبایی را خلق می کنند.
رنگ دیگری که بسیار زیبا در کنار آبی جای می گیرد رنگ زرد است. باز هم یادآوری می کنیم که در انتخاب طیف رنگ هایی که قرار است کنار هم قرار بگیرند دقت کنید برای مثال در این مورد زیباتر است که آبی تیره در کنار زرد کره ای و آبی آسمانی در کنار زرد طلائی ملایم قرار گیرد

+نوشته شده در چهارشنبه 26 بهمن1390ساعت12:37 بعد از ظهرتوسط عظیمی یکتا |
عروسک‌های آلوده مرگ رنگین درآغوش کودکان ایرانی
عروسک‌های آلوده مرگ رنگین درآغوش کودکان ایرانی
 
 

 سکوتي به پهناي قاچاق عروسک‌های آلوده
مرگ رنگین درآغوش کودکان ایرانی

 
كبري هرانده:

اگر فرصت داشته باشید وبه سراغ بازاراسباب بازی ها درتهران بروید مي بينيد که بالای 90 درصد آنها اسباب بازی های چینی وارداتی است.محصولاتی که نه تنها به صورت قاچاق وارد کشور شده بلکه هیچ استاندارد و نظارتی بر روی آنهااعمال نمي شود.

نگاهی به بازار اسباب بازی

زمانی گفته می شد که مایعاتی که در اسباب بازی ها ساخت چین استفاده مي شود از فاضلاب است وحالا هم گفته می شود که اين اسباب بازی ها از مواد بازیافتی تهیه می شوند و آلوده به آرسنیک و سرب و چیز‌های دیگراست.
درحال حاضربازار اسباب بازی دنیا دست چینی ها است و براساس اظهار نظرات رسمی بیش از 95 درصد اسباب بازی هایی که در ایران به فروش می رسد از چین وارد می شود و حدود سه درصد از کشور های دیگر مانند آلمان، ایتالیا و ژاپن می آید و تنها دو تا سه درصد اسباب بازی هایی که در دست کودکان ایرانی است در داخل کشور تولید می شود.
درحاليكه آمریکایی ها اعلام کرده اند که تماس دست کودکان با آنها منجر به صدماتی به کبد، شش ها و سیستم هورمونی آنها می شود، جاي تاسف داردكه بيش از 95 درصد اسباب بازی هایی که نزدیک به 17 میلیون و 600 هزار کودک زیر 15 سال ایرانی از آن استفاده می کنند ساخت چین است.

توجيهاتي از نوع مسئولانه

جالب اينجاست كه دبير شوراي نظارت براسباب بازي کانون پرورش فکري کودکان و نوجوان کشورمي گويد: به دليل قيمت مناسب و تنوع توليدات چيني 95 درصد اسباب بازي هاي وارداتي به ايران ازاين کشور است.
محمد حسين فرجودرادامه اضافه مي كند: هر چند از کشورهاي آلمان، ايتاليا وتايلندنيز اسباب بازي وارد ايران مي شود اما به دليل قيمت بسيار بالا نسبت پايیني از سرجمع واردات اين کالا به کشور را به خود اختصاص مي دهند.
همچنین یک مقام مسئول در سازمان استاندارد و تحقیقات صنعتی استان در تهران دراين خصوص مي گويد: بيش‌ از 95 درصد اسباب بازي‌هاي بازار، آلوده هستند.
به هرحال استقبال از اين برندهاي چيني آنقدر زياد است كه حتي بعضي از توليد كننده هاي داخلي، اسباب بازي هاي شان را به اسم اسباب بازي چيني مي فروشند.
در حالی که تقریبا تمامی کارشناسان بر وجود آلودگی در مورد برخی از اسباب بازی های وارداتی تاکید می کنند نظارت دقیقی در این مورد وجود ندارد و نهاد های مسئول در این زمینه یا سکوت کرده اند یا در مقابل اجناس قاچاقی که هرچند آمار دقیقی از آنها در دست نیست اما در مورد اسباب بازیها زیاد است سلب مسئولیت می کنند.
آیا نظارتی بر بهداشتی بودن اسباب بازی های وارداتی موجود در بازار وجود دارد یا نه؟
می توان گفت موضوع اسباب بازی های آلوده علاوه بر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مربوط به وزارت بازرگانی و سازمان گمرک نیز هست. یک مقام آگاه در این زمینه به خبرنگارسياست روزمی گوید : در مورد برخی مواد به کار رفته در اسباب بازی های موجود در بازار موادی که در ساخت ماشین های عقب کش به دلیل استفاده از تکنولوژی "دایکاست" (ریخته گری تحت قشار) مقداری سرب خشک در این نوع اسباب بازی وجود دارد و از آنجایی که فلز سرب پرتوزا است لازم است تا میزان پرتوهای آن مورد بررسی قرار گیرد. 

نظارت

به هر حال ماجرای اسباب بازی ها و تاثیرات آنها چه از نظر فرهنگی و چه از نظر ایمنی ماجرایی است که نگرانی های زیادی ایجاد کرده است. این نگرانی نیز وجود دارد که ماجرای اسباب بازی ها و به ویژه آلودگی آنها مثل بسیاری از ماجراهایی از این دست از جمله آلودگی برنج، آب ، آبمیوه، گوشت و ... به فراموشی سپرده شود.
معاون اداره كل نظارت بر اجراي استاندارد موسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران، در همين خصوص مي گويد: اسباب بازي هاي وارداتي چه استاندارد و چه غيراستاندارد عمدتا ساخت چين هستند و در ميان اسباب بازي‌هاي وارداتي غيراستاندارد مي توان به مواردي مانند يويوي غيراستاندارد، انواع حيوانات و عروسك ها، هواپيما، ماشين اسباب بازي، تفنگ، اسكوتر برقي و غيربرقي، پوليشي و سپر شمشي اشاره كرد.
محمدمهدي جعفري با بيان اين كه واردات اسباب بازي عمدتا از بنادر جنوبي مانند هرمزگان، بوشهر و خوزستان انجام مي شود، افزود: پيش از اين مشكل اصلي توليدكنندگان چيني اسباب بازي اين بود كه آنها با مشخصات استاندارد ايران آشنا نبودند، اما هم اكنون اين مشخصات روي سايت موسسه و تحقيقات صنعتي ايران قرار گرفته است و واردكنندگان و تجار ايراني مي توانند مطابق با اين استانداردها اقدام به واردات اسباب بازي كنند.
وي توضيح مي دهد: اسباب بازي از دو جنبه مشخصات فيزيكي و مكانيكي و وجود فلزات و عناصر سنگين در آن مانند سرب، جيوه، ارسنيك و كروم بررسي مي شود و اقلامي هم به ويژه در ميان اسبا ب بازي هاي وارداتي بوده اند كه داراي عناصر سرب و كروم بيش از حدمجاز و مشكل زا براي كودكان بوده اند كه به تبع اين اقلام مرجوع شده اند.
معاون اداره كل نظارت بر اجراي استاندارد موسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران در ادامه اعلام کرد : از انواع اسباب بازي مي توان به سوار شدني، اسباب بازي هايي كه داراي مايع هستند، الكتريكي (باتري دار)، پوليشي مانند خرس هاي عروسكي، پرتابي مانند تفنگ و دارت، باد شونده مانند بادكنك، شناور در آب و خمير بازي اشاره كرد. حتي تخم مرغ شانسي هم كه درون اسباب بازي وجود دارد، مشمول استاندارد اجباري است.
به گفته وي برخي از اسباب بازي ها براي يك رده سني مفيد و براي رده ديگر مضر است. به عنوان مثال پازل براي گروه هاي سني بالاتر آموزنده و مفيد بوده، در حالي كه براي گروه سني پايين مانند زير 3 سال خطرناك بوده و مي تواند به عنوان عامل خفگي محسوب شود.

سم های مهلک در دستان کودکان

یک مشاور تربیتی و مربی کودک در این مورد می گوید: تا آنجا که امکان دارد والدین اسباب بازی خیلی ارزان نخرند،به ویژه اگر قرار است بچه این اسباب بازی ها را به دهان ببرد. دست کم وجود نشان استاندارد را چک کنند یا در نهایت وسایل چینی نخرند. ضمن اینکه بعضی اسباب بازی هایی که از سرب و مواد شیمیایی تهیه می شوند که بوی تند و زننده ای دارند، این وسایل بازی، مشکوک به وجود مواد سمی است. رویا – س که مادر یک کودک سه ساله است می گوید‌: قیمت اسباب بازی های خارجی بسیار بالا است که مثلا قیمت یک تکه ساده آن از 30 هزار تومان تا 50 هزار تومان است با توجه به نیاز کودکم باید اسباب بازی های مناسب سن او را تهیه کنم ولی نمی دانم اسباب بازی های ارزانتر آیا آلوده هستند یا نه ؟ اینکه مطمئن نباشی که کودکت با چه وسایل خطرناکی بازی كرد ترا همیشه با ترس و نگرانی همراه می کند .

سکوت و نبود نظارت منجر به مرگ چند کودک می شود ؟

نمی دانم شاید بتوان در مورد دیگر اجناس قاچاق وارد شده به کشور صبر کرد یا حتی زمانی برای جمع آوری یا جلوگیری از ورود آن تعیین کرد اما برای اسباب بازی هایی که هر لحظه در آغوش و دهان کودکمان
می چرخد هیچ زمانی وجود ندارد .شاید اگر مسئولین که در این مورد سکوت کرده اند و هر کدام توپ را به زمین دیگری می اندازند به این فکر کنند که شاید فرزند یا نوه شان هم اکنون در خانه مشغول بازی با همین وسایل آلوده هستند و هر لحظه مرگ آنها را تهدید می کند ممکن است کمی تجدید نظر کنند .
 
سایت : سیاست روز
+نوشته شده در یکشنبه 9 بهمن1390ساعت8:22 قبل از ظهرتوسط عظیمی یکتا |
طرز ساخت عروسك های انگشتی

طرز ساخت عروسك های انگشتی

 

طرز ساخت عروسك های انگشتی

 

اجرای تئاتر از جمله سرگرمی های مورد علاقه بچه ها به خصوص در روزهای تعطیلات تابستانی است. در این نمایشنامه های خانگی، خود بچه ها و دوستانشان و همچنین عروسك های آنها، نقش شخصیت های داستان را ایفا می كنند.

شما بچه ها می توانید به جای عروسك های بزرگ اسباب بازیتان، از عروسك های انگشتی دست ساز خود به عنوان بازیگر این گونه تئاترها استفاده كرده و به این ترتیب تعداد شخصیت ها را افزایش دهید. در ضمن مدتی نیز برای درست كردن شخصیت دلخواهتان سرگرم شوید.

مواد و وسائل مورد نیاز: 

  ۱ - مقوای نازك سفید

۲ - مقوای ضخیم تر سفید

۳ - قیچی كوچك لب گرد (برای ایمنی بیشتر)

۴ - چسب مایع یا چسب حرارتی

۵ - كاغذهای زرورقی رنگی

۶ - كاغذكشی رنگی

۶ - كاغذ معمولی رنگی

۸ - روان نویس مشكی

۹ - مداد رنگی

طرز ساخت:

۱ - ابتدا یك قطعه مقوای سفید رنگ به شكل مستطیل با عرض ۴ سانتی متر و یا عرضی متناسب با طول انگشت دست خود ببرید. برای مشخص كردن طول مستطیل، آن را دور انگشت مورد نظر دستتان لوله كرده و سپس اضافه آن را ببرید. 

 طرز ساخت عروسك های انگشتی 

 ساخت عروسك های انگشتی

البته پیش از برش، مقدار كمی اضافه تر در نظر بگیرید تا مقوای یك طرف بر روی طرف دیگر قرار گیرد. این محل اتصال را با چسب مایع یا حرارتی بچسبانید تا یك استوانه مقوایی به رنگ سفید حاصل شود. این استوانه مقوایی، بدن و سر عروسك شما را تشكیل می دهد.

۲ - به اندازه دور استوانه، نوار كاغذی زرورقی رنگی ببرید. تمام سطح استوانه به جز 5/1 یا ۲ سانتی متر در یك لبه آن را با این زرورق كاغذی و با استفاده از چسب بپوشانید. این به منزله لباسی برای عروسك است. 

مقدار 5/1 یا ۲ سانتی متر بدون پوشش، سر این عروسك محسوب می شود.

طرز ساخت عروسك های انگشتی 

۳ - از مقوای سفید رنگ ضخیم تری، نواری به شكل مستطیل و به عرض 5/1 سانتی متر و طول ۶ سانتی متر ببرید. این مستطیل مقوایی در واقع دستان عروسك به حساب می آید.

هر دو سطح دستان عروسك را به جز در نظر گرفتن ۱ سانتی متر در هر لبه آن، با كاغذ زرورقی بدنه و با استفاده از چسب پوشش دهید.

با روان نویس یا ماژیك مشكی خطوط افقی در راستای نوار و بر روی دو قسمت بدون پوشش دستان رسم كنید. این خطوط در واقع نشان دهنده انگشتان عروسك هستند. 

 طرز ساخت عروسك های انگشتی 

قسمت میانی نوار مستطیلی را پیدا كرده و با آغشته كردن آن ناحیه به چسب مایع، آن را به لبه بالایی بدنه و سر عروسك بچسبانید.

۴ - نواری مستطیل شكل به طول ۲ الی ۳ سانتی متر و عرض 5/1 سانتی متر از كاغذ كشی بریده و یكی از لبه های آن را ریش ریش كنید.

 طرز ساخت عروسك های انگشتی 

نوار حاصل را با كمك چسب مایع به محل اتصال سر به بدنه بچسبانید. این نوار در واقع یقه عروسك محسوب می شود. چنین نواری را با كاغذ رنگی معمولی و با توجه به دور سر عروسك به اضافه مقدار لازم برای روی هم آمدن، آماده كرده و پس از ریش ریش كردن یك لبه آن توسط قیچی، به لبه بالایی سر عروسك بچسبانید تا حالت كلاه را تداعی كند. با روش های مختلف و كاغذهای كشی و معمولی می توانید برای عروسك مورد نظر خود مو و یا كلاه های مختلف درست كنید. 

 طرز ساخت عروسك های انگشتی 

۵ - در آخر با روان نویس یا ماژیك نوك باریك، شروع به نقاشی چشم، ابرو، بینی ، دهان و به طور كلی فرم صورت عروسك خود كنید. سپس با مداد رنگی محل های مورد نظر مانند لب و گونه ها را رنگ آمیزی كنید.


+نوشته شده در یکشنبه 9 بهمن1390ساعت7:59 قبل از ظهرتوسط عظیمی یکتا |
مفاهيم نمادها و رنگها در نقاشي كودكان

مفاهيم نمادها و رنگها در نقاشي كودكان :
چشم، چشم، دو ابرو / نقاشي و شخصيت كودكان:


 




روانشناسان به طرق مختلف درباره کودکان تحقيق کرده اند که يکي از مهمترين آنها تجزيه و تحليل نقاشي هاي کودکان است. نقاشي، کودک را در مراحلي که حواث اطراف خود را دسته بندي و عرضه مي کند و روند تکامل يافته اي را از زمان خط خطي کردن ساده تا زماني که خطوط معني دار و مبتني بر قوانين پرسپکتيو و شالوده منطقي را رسم مي کند مي توان چيزي شبيه خواب و رويا معني کرد. نقاشي مانند خواب و رويا به کودک فرصت مي دهد اطلاعات و اعمالي را که از دنياي بيرون کسب مي کند از هم جدا و سپس آنها را دوباره تنظيم کند.

در نقاشي همانند خواب و رويا کودک خود را از ممنوعيت ها رها کرده در حالي ناخدا آگاهانه درباره مسائل، کشفيات و مشکلات و دلهوره هايش صحبت مي کند. به همين دليل اگر آموزش نقاشي را بر پايه تصحيح نقاشي قرار دهيم در آن به کودکان از سنين پايين کمترين کپي و تقليد کردن از مدل را بياموزيم مرتکب اشتباه شده ايم. در نقاشي کودک خطي که بر تصوير صورت برادر کشيده است يا حذف شدن، به کارگيري رنگ خاص، از ميان بردن يا بيش از حد بزرگ جلوه دادن بعضي حوادث، همگي حکايت از نشانه ها و علائمي مي کند که داراي معاني روشن هستند و بزرگسالان با کمي شناخت و دقت قادر به مشاهده و تعبير آن مي شود.


کودک يک ساله مداد را در دست مي گيرد ولي به سهولت نمي تواند روي کاغذ خط بکشد.مداد را روي کاغذ مي کوبد و سرانجام کاغذ را پاره مي کند). کراني و مارتين مي گويند: « توانايي ترسيم خطهاي افقي قبل از خطهاي عمودي ظاهر مي شود

-کودک 18 تا 20 ماهه موفق به کشيدن خط مي شود.
- در 2 سالگي خطهاي دايره اي يا زاويه دار ظاهر مي شود.
- در 2 سال و نيمي به علت افزايش قدرت عضلات، وقتي خطي را رسم مي کند با چشم مراقب است که خط از محدوده تعيين شده خارج نشود.
- در 3 سالگي فقط لذت بردن از حرکت يا فشار مداد روي کاغذ نيست، بلکه مايل است احساسات دروني خود را که در ارتباط با تجربه هاي زندگي کوتاه است را بيان کند. در 3 سالگي خطهاي عمودي را بيشتر از افقي رسم مي کند. خط عمودي بيانگر اظهار وجود کودک است و توسعه آن نشان مي دهد کودک از وجودش آگاه است. در اواخر 3 سالگي شروع به کشيدن اشکالي شبيه خانه يا خورشيد مي کند.
- در 4 سالگي خط نگاري هاي او جمع مي شود و حتي براي بزرگسالان نيز معنا پيدا مي کند.
- در 5 تا 6 سالگي امکان دستيابي کودک به درک حروف الفبا يا نوشتن که بيشتر از رسم و نقاشي جنبه آموزشي دارد، فراهم مي شود.


رنگها:


بين نقش رنگ و زندگي عاطفي کودک با در نظر گرفتن دوران تکاملي او يک حالت متوازي است.
- 3 تا 6 سالگي کودک بيشتر تحت تأثير فشارهاي دروني است، بنابراين علاقه وافري به استفاده از رنگ دارد و آن را مقدم بر شکل ظاهري مي داند ولي به تدريج که سن او بالا مي رود از وابستگي اش به رنگ کم مي شود و علاقه او به تقدم شکل بر رنگ فزوني مي يابد.
- هر قدر کودک کوچکتر باشد رنگ هاي زنده تر را به کار مي برد. در کودکستان کودکان ترجيح مي دهند رنگ هاي گرم و تند استفاده کنند و فقط کودکاني که در خانه تحت نظارت شديد هستند رنگ هاي سرد را انتخاب مي کنند که علت اصلي به مشکلات عاطفي و رواني مربوط مي شود.
- فقدان رنگ در تمام يا قسمتي از نقاشي نشانگر خلاء عاطفي و گاهي دليل بر گرايش هاي ضد اجتماعي است.
- کودکان سازگار در نقاشي هايشان به طور متوسط از 5 رنگ مختلف استفاده مي کنند.
- کودکان گوشه گير يا آنها که ارتباط با دنياي خارج را دوست ندارن از يک يا دو رنگ بيشتر استفاده نمي کنند.
- علاقه واقعي کودک به رنگ زماني شروع مي شود که او سعي در کشيدن شکلهايي مي کند. اين مرحله تا 7 يا 8 سالگي به درازا مي کشد. کودک براي استاده از رنگ ها فقط تحت تأثير احساسات خود قرار دارد. مثلا ممکن است چمن را بنفش بکشد چون هم مي خواهد چمن را نشان دهد و هم از رنگ بنفش خوشش مي آيد.کودک در حين بزرگ شدن به تدريج ارتبازط ميان اشيا و رنگ حقيقي آنها را درک مي کند، ولي بدو امر اين موضوع فقط در مورد چيزهايي است که برايش ارزش عاطفي دارند؛ مثلا اگر مادرش موهاي بور داشته باشد هر زني را که مي کشد موهايش را بور مي کند زيرا اين رنگ برايش انباشته از نيروي عاطفي است.


نماد رنگها:


رنگ ها تحت تأثير عوامل جسمي و رواني و در فرهنگ هاي مختلف داراي معاني خاصي است. در قبايل موزامبيک رنگ سياه رنگ خوشي و شادي و قرمز تقريباً در همه جا معناي قدرت را القا مي کند, زيرا با خون که به معناي زندگي است هم رنگ است.
در مذهب اهالي تبت و مردم مسيحي نماد عفت و پاکي زنانه، رنگ آبي است که نشانه صلح نيز هست. در کابوکي ژاپن رنگ قرمز نشانگر شيطان و ابليس، رنگ سفيد و طلايي مخصوص رهبانيت الهي است. رنگ زرد نشان دهنده شادماني است، رنگ آبي نشانگر ترس و غم و رنگ سبز نشانگر بوالهوسي است.
از نظر رواني 2 گروه رنگ هاي گرم ( قرمز، زرد و نارنجي ) و رنگ هاي سرد ( سبز، آبي و بنفش ) با هم تفاوت عميق دارند. رنگ هاي گرم تحريک کننده، سبب فعاليت و جنب و جوش، الهام دهنده روشني و شادي زندگي و مولد حرکت هستند. در حالي که رنگ هاي سرد حالت هاي انفعالي، سکون، بي حرکتي و تلقين کننده غم و اندوه هستند. رنگ هاي خنثي ( خاکستري ) مبين درونگري، استدلال، خودمختاري و حمله وري و تمايل به آغشته سازي است.
رنگهاي سرخ در ابتدا مورد توجه کودکان خردسال است. بعد ها مبين فعاليت هاي غير دوستانه و پرخاشخويي مي شود.
آنها که قواعد و قوانين را به درستي قبول ندارند ولي مي کوشند تا خود را با آن منطبق کنند و ديگر آنها که از نظر رشد و تکامل به مرحله درک قوانين و قواعد اجتماعي رسيده اند و مي کوشند در عمل آنها را به کار برند, از آبي استفاده مي کنند.
رنگ سياه منع، ترس، تشويق، وسواس و اضطراب است. رنگ نارنجي آرامش و خوشي را به ياد مي آورد.
رنگ سبز گوياي عکس العمل عليه نظام هاي خشک و طاقت فرساست. رنگ بنفش تمايلات درهم و برهم و نامتجانس را نشان مي دهد.


موضوع نقاشي و شخصيت کودک:


کودک با تمام وجود و شخصيت ذهني و عاطفي خود نقاشي مي کند. موضوعاتي که در نقاشي کودکان ديده مي شود آدم، خانه، درخت، خورشيد، ماه، حيوانات و خانواده است.


شکل آدم:


هنگامي که کودک شکل آدمي را مي کشد پيش از هر چيز شکل خود يا درکي که از بدن و تمايلات دارد را بيان مي کند. اگر آدمک در مجموع هماهنگ باشد، احتمال بسياري وجود دارد که کودک کاملا سازگار باشد. اگر اگر آدمک مثلا در اندازه اي خيلي کوچک يا در گوشه اي از کاغذ کشيده شده باشد به معناي آن است که کودک خود را کم ارزش و از ديگران پايين تر مي داند. اگر اين کم بها دادن به خود در چند نقاشي کودک ادامه پيدا کرده باشد نشانگر خجالتي بودن اوست که ممکن است تا حد تمايل به ناپديد شدن نيز پيش برود. در نقاشي فقدان دست و بازو نيز علامت کم بها دادن به خود و عدم امنيت است.
کودکاني که خود را بالاتر از بقيه مي دانند آدمک هايي با اندازه بزرگ رسم مي کنند. اين نوع نقاشي مخصوص کودکاني است که اختلال عاطفي دارند يا به طور معمول کودکاني هستند زودرنج و حساس که هميشه فکر مي کنند مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند.


خانه:


خانه نماد پناهگاه و هسته اصلي و گرمي خانواده است که ممکن است مورد علاقه يا تنفر کودک باشد.
- زندگي سعادتمند در خانه باغچه، گل، درهاي بزرگ، پنجره و دودکش بخاري را مي کشد، خانه خانه با حالت دلباز عرضه مي شود.
- خانه بدون در ورودي در 5 تا 8 سالگي نشانه خجالتي بودن کودک و وابستگي شديد به مادر، بعد از 8 سالگي نشانگر احساس خود کوچک بيني و تنهايي کودک در نوجواني نشانگر شرم و حياي زياده از حد و داشتن احساسات رقيق است. هنگامي که پدر و مادر جدا شده باشند خانه به دو قسمت تقسيم مي شود و اغلب داراي دو در ورودي است که يک قسمت از خانه نماد زندگي خانوادگي واقعي و در ديگر نشانه زندگي تحميل شده به کودک است.
- خانه به صورت قصر به منزله پناهگاهي مطلوب است.
- خانه به صورت زندان نشانگر فشارهاي خانوادگي و ناسازگار و از هم پاشيده است.
- کوچه امکان خارج شدن از خانه و محيط محدود خانواده و بالاخره از خود بيرون آمدن است.
- جاده به صورت پيچ وخم مبين مشکلات در برقراري ارتباط با ديگران است. خيابان هاي باز و عريض شادي و صداقت را نشان مي دهد.
- کوچه تنگ و بسته کمبودهاي عاطفي را القا مي کند.
- افراد پويا و خيالپرور بيشتر به ترسيم امواج دريا يا پرندگان مي پردازد.


درخت:


براي تحليل نقاشي درخت بايد 3 قسمت آن مشخص شود: ريشه، تنه و شاخه ها و برگ ها.
ريشه درخت در زمين فرو رفته و درخت را تغذيه مي کند نماد نا خداگاه نشانه هاي دروني است.
تنه بيانگر مشخصات دائمي و عميق پايدار شخصيت است. شاخه ها و برگ ها بيانگر طريق ارتباطي کودک با دنياي خارج است.
بچه ها در سنين پيش دبستاني تنه درخت را بلند ترسيم مي کنند ولي پس از اين سن بلند بودن درخت نشانگر عقب افتادگي فکري يا بيماري عصبي يا آرزوي بازگشت به دنياي دوران کودکي پيش از مدرسه است.
تنه درخت اگر کوتاه کشيده شود نشانگر جاه طلبي و بلند پروازي کودک است. تنه درخت اگر کج کشيده شود نشانگر عدم ثبات کودک است و تنه صاف نشانگر ثبات فکري کودک است . برگهاي زياد و درهم بيانگر شخصيت در خود فرو رفته کودکي است که آمادگي تغيير و تحول ندارد.
درختي که شاخه هاي آن به هر سويي کشيده شده اند ( درختي که شاخه هاي فراوان دارد ) نمايانگر حساسيت شديد کودکي است که مسائل را به سادگي مي فهمد و قادر به ارتباط با ديگران است و در عين حال به راحتي مي تواند خود را با محيط سازگار کند.


خورشيد و ماه:


تصوير خورشيد بيانگر امنيت، خوشحالي، گرما، قدرت و به نظر برخي نماد پدر مطلوب است.
خورشيد به طور کامل در حال درخشيدن نشانگر رابطه خوب پدر و کودک است.
خورشيد پشت کوه نشانگر ارتباط نا مطلوب پدر با کودک است.
خورشيد به رنگ قرمز تند يا سياه نشانگر ترس کودک از پدر است که مضطرب کننده است.
طرز کشيدن به حال و حوصله لحظه اي کودک نيز بستگي دارد. بايد پي در پي در نقاشي هايش باشد تا بتوانيم درباره او قضاوت کنيم.
ماه بيشتر نشانگر نيستي است زيرا او زماني که خورشيد يعني نماد زندگي ناپديد مي شود ظهور مي کند. بسياري از کودکان ماه را در نقاشي هايي که از قبر و قبرستان مي کنند به کار مي گيرند.


مراحل تكاملي چهره نگاري:


در ابتدا اشيا از نظر كودكف فقط خانه و آدمك است. در 3 تا 4 سالگي كودك سعي مي كندتصوير شخص يا اشخاص را بكشد.اين تصاوير شامل يك دايره بجاي سر،و در اطراف آن چند خط به عنوان بازوها و پاها است. علت ساده بودن نقاشي در اين سنين ناشي از عدم شناخت تكنيك نقاشي نيست، بلكه اين درست همان تصويري است كه كودك از بدن در ذهن دارد.كودك در سالهاي اول زندگيش هنگام كشيدن آدمك بدن را فراموش مي‌كند، زيرا به نظر او وظيفه و عمل بدن مهم نيست.بعد از اين مرحله كم كم در داخل دايره، دو چشم بزرگ نمايان مي شود. مرحله بعدي گوشهاست كه خيلي بزرگ هستند.
در 6 سالگي تصوير كودك از بدن خود در مغزش كاملتر است و داراي 2 دست و گردن است كه در انتهاي بازو قرار گرفته اند. بلندي آدمك معمولاً 4 برابر پهناي آن رسم مي شود. 10 سال طول مي‌كشد تا كودك بتواند تصوير كاملي با تمام اعضا و حركات بدن رسم كند. به گفته گودينف، اصولاً نقاشي آدمك نشانگر پختگي فكري كودكان است.

+نوشته شده در دوشنبه 3 بهمن1390ساعت10:13 قبل از ظهرتوسط عظیمی یکتا |
تاریخچه شب یلدا

تاریخچه شب یلدا 

 

 

 

 

 

 

 

 

شرق شناسان و مورخان متفق القولند كه ایرانیان نزدیك به ? هزار سال است كه شب یلدا آخرین شب پاییز و آذر ماه را كه درازترین و تاریك ترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می مانند، در كنار یكدیگر خود را سرگرم می کنند تا اندوه غیبت خورشید و تاریكی و سردی روحیه آنان را تضعیف نكند و با به روشنی گراییدن آسمان (حصول اطمینان از بازگشت خورشید در پی یك شب طولانی و سیاه كه تولد تازه آن عنوان شده است) به رختخواب روند و لختی بیاسایند.

مراسم شب یلدا (شب چله) از طریق ایران به قلمرو رومیان راه یافت و جشن «ساتورن» خوانده می شد. جشن ساتورن پس از مسیحی شدن رومی ها هم اعتبار خود را از دست نداد و ادامه یافت كه در همان نخستین سده آزاد شدن پیروی از مسیحیت در میان رومیان، با تصویب رئیس وقت كلیسا، كریسمس (مراسم میلاد مسیح) را ?? دسامبر قرار دادند كه چهار روز و در سال های كبیسه سه روز بیشتر از یلدا (شب ?? دسامبر) فاصله ندارد و مفهوم هر دو واژه هم یكی است. از آن پس این دو میلاد تقریباً باهم برگزار می شده اند.

آراستن سرو و كاج در كریسمس هم از ایران باستان اقتباس شده است، زیرا ایرانیان به این دو درخت مخصوصاً سرو به چشم مظهر مقاومت در برابر تاریكی و سرما می نگریستند و در خور روز؛ در برابر سرو می ایستادند و عهد می كردند كه تا سال بعد یك نهال سرو دیگر كشت كنند.

پیشتر، ایرانیان (مردم سراسر ایران زمین) روز پس از شب یلدا (یكم دی ماه) را خور روز و دی گان؛ می خواندند و به استراحت می پرداختند و تعطیل عمومی بود. در این روز عمدتاً به این لحاظ از كار دست می كشیدند كه نمی خواستند احیاناً مرتكب بدی كردن شوند كه میترائیسم ارتكاب هر كار بد كوچك را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می شمرد. هرمان هیرت، زبان شناس بزرگ آلمان كه گرامر تطبیقی زبان های آریایی را نوشته است كه پارسی از جمله این زبان ها است نظر داده كه دی- به معنای روز- به این دلیل بر این ماه ایرانی گذارده شده كه ماه تولد دوباره خورشید است. باید دانست كه انگلیسی یك زبان گرمانیك (خانواده زبانهای آلمانی) و از خانواده بزرگ تر زبان های آریایی (آرین) است. هرمان هیرت در آستانه دی گان به دنیا آمده بود و به زادروز خود كه مصادف با تولد دوباره خورشید بود، مباهات بسیار می كرد.

فردوسی به استناد منابع خود، یلدا و خور روز، را به هوشنگ از شاهان پیشدادی ایران (كیانیان كه از سیستان پارس برخاسته بودند) نسبت داده و در این زمینه از جمله گفته است:

كه ما را ز دین بهی ننگ نیست

به گیتی، به از دین هوشنگ نیست

همه راه داد است و آیین مهر

نظر كردن اندر شمار سپهر

آداب شب یلدا در طول زمان تغییر نكرده و ایرانیان در این شب، باقیمانده میوه هایی را كه انبار كرده اند و خشكبار و تنقلات می خورند و دور هم گرد هیزم افروخته و بخاری روشن می نشینند تا سپیده دم بشارت شكست تاریكی و ظلمت و آمدن روشنایی و گرمی (در ایران باستان، از میان نرفتن و زنده بودن خورشید كه بدون آن حیات نخواهد بود) را بدهد، زیرا كه به زعم آنان در این شب، تاریكی و سیاهی در اوج خود است.

واژه یلدا، از دوران ساسانیان كه متمایل به به كارگیری خط (الفبای از راست به چپ) سریانی شده بودند به كار رفته است. یلدا- همان میلاد به معنای زایش- زاد روز یا تولد است كه از آن زبان سامی وارد پارسی شده است. باید دانست كه هنوز در بسیاری از نقاط ایران مخصوصاً در جنوب و جنوب خاوری برای نامیدن بلندترین شب سال، به جای شب یلدا از واژه مركب شب چله (?? روز مانده به جشن سده، شب سیاه و سرد) استفاده می شود?
 

خور روز (دی گان)- یكم دی ماه- در ایران باستان در عین حال روز برابری انسان ها بود. در این روز همگان از جمله شاه لباس ساده می پوشیدند تا یكسان به نظر آیند و كسی حق دستور دادن به دیگری را نداشت و كارها داوطلبانه انجام می گرفت، نه تحت امر. در این روز جنگ كردن و خونریزی، حتی كشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود. این موضوع را نیروهای متخاصم ایرانیان می دانستند و در جبهه ها رعایت می كردند و خونریزی موقتاً قطع می شد و بسیار دیده شده كه همین قطع موقت جنگ، به صلح طولانی و صفا انجامیده بود.

 

+نوشته شده در پنجشنبه 1 دی1390ساعت12:56 بعد از ظهرتوسط عظیمی یکتا |
شب یلداتون چطوریه؟!

شب یلداتون چطوریه؟!

451384773243100696966181165212098778239 شب یلداتون چطوریه؟!

+نوشته شده در یکشنبه 27 آذر1390ساعت10:17 قبل از ظهرتوسط عظیمی یکتا |
رشد و پرورش کودکان پیش دبستانی

رشد و پرورش کودکان پیش دبستانی

 آیا می‌دانید که در کشورهای پیشرفته 70% کودکان، زیر پوشش مراکز پیش‌دبستانی قرار دارند و در کشور ما این رقم تنها 8% است. دلیل استقبال کشورهای توسعه یافته از مراکز پیش‌دبستانی این است که امروزه روانشناسان و متخصصان علوم تربیتی معتقدند که شخصیت اصلی انسان، در چهار سال اول زندگی شکل می‌گیرد و در این سنین، کودک باید تحت تعلیم و تربیتی عمیق و همه‌جانبه قرار گیرد تا به رشد کامل جسمی، روحی و عاطفی دست یابد.در این میان، مراکز پیش‌دبستانی می‌توانند با ایجاد امکانات آموزشی،‌ پرورشی، اجتماعی و رفاهی، شرایط لازم را برای رشد همه جانبه کودکان فراهم سازند. این مراکز،‌ اولین محیط اجتماعی و در واقع پلی بین خانه و اجتماع بزرگی است که کودک به آن تعلق دارد. در این مراکز، آگاهی‌های اجتماعی کودک رشد یافته و با استفاده از روش‌های غیرمستقیم آموزشی، فرصتی برای یادگیری وسیعتر، غنی‌تر و همه جانبه‌تر پیدا می‌کند. این نوع آموزش با روحیه جست و جوگر، فعال و کنجکاو کودک سازگارتر است و او را به یادگیری و اکتشاف برمی‌انگیزد.بنابراین درکنار خانواده‌ها و هم پای تربیت آنها، لازم است که مراکز آموزش پیش از دبستان در زمینه تکامل همه جانبه کودک نقش داشته باشند.اهمیت این مراکز زمانی آشکارتر می‌شود که بدانیم در بسیاری از مواقع، خانواده وظیفه خود را به دلیل آشنا نبودن با مسائل تربیتی، فقر فرهنگی، کم سوادی یا بی‌سوادی، مشکلات اقتصادی، دور بودن والدین ازمحیط خانه به علت کار و تأمین زندگی، از هم گسیختگی خانوادگی و مواردِ بی شمار دیگر، بخوبی ایفا نمی‌کند. اینجاست که مراکز پیش‌دبستانی باید کمبودهای آموزشی، تربیتی، جسمی و عاطفی کودکان را جبران نمایند.رشته رشد و پرورش کودکان پیش‌دبستانی با توجه به همین ضرورت و نیاز به داشتن مربیانی مجرب و توانمند، در دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی دایر شده است. این رشته در مقطع کارشناسی دو گرایش "کودکان عادی" و "کودکان با نیازهای ویژه" دارد.


گرایش کودکان عادی :


چگونه باید برای کودکان داستان گفت، به آنها شعر آموخت و با آنها بازی کرد؟ زبان‌آموزی و آموزش مفاهیم ریاضی چگونه باید باشد؟ اصول اجتماعی، مذهبی و اخلاقی را چگونه باید به آنها یاد داد تا کودک رشد کامل و همه‌جانبه‌ای داشته باشد؟هر بازی، سرگرمی و آموزشی در این مراکز می‌تواند نقش مؤثری بر جسم و روان کودک داشته باشد.برای مثال، کارهای هنری در مراکز قبل از دبستان، سبب تکامل ادراک، حافظه، تخیلات، خلاقیت و نیروی عضلانی کودک می‌شود و برای وی امکان کنترل اعمال او را فراهم می‌سازد. در مراکز قبل از دبستان، کودک با دیدن نمایش‌های عروسکی و عادت به بازی با دوستان در نقش بزرگسالان و بیان قصه با نقاشی و معرفی شخصیت‌های واقعی یا غیرواقعی، امکان می‌یابد تا وارد دنیای بزرگسالان شود و به اصطلاح پایش روی زمین قرار گیرد. همچنین نقاشی‌هایی که کودک در مهد کودک می‌کشد، در تشکیل شخصیت و روان او اهمیت بسزایی دارد و نه تنها برای او امکان شناسایی محیط و شرکت خود را در آن فراهم می‌کند، بلکه به او امکان می‌دهد تا مسائلی را که به صورت نامنظم ازهمه طرف برای او مطرح است، به شکل صورت‌بندی شده منظم کند.البته برای رسیدن به اهداف یاد شده، نیاز به مربیان متخصصی است که از ویژگی‌ها و نیازهای کودکان اطلاع داشته باشند. هدف رشته رشد و پرورش کودکان پیش‌دبستانی ـ گرایش کودکان عادی، تربیت همین دسته از مربیان است؛ افرادی که در مراکز پیش‌دبستانی وابسته به سازمان بهزیستی، وظیفه آموزش و تربیت کودکان را بر عهده دارند. گفتنی است که این گرایش نقاط اشتراکی با رشته علوم تربیتی ـ گرایش آموزش کودکان دبستانی و پیش‌دبستانی دارد؛ با این تفاوت که رشته علوم تربیتی در دو حیطه کودکان دبستانی و پیش‌دبستانی فعالیت می‌کند و مربیان مورد نیاز آموزش و پرورش را در این دو حیطه تربیت می‌نماید، اما رشته رشد و پرورش کودکان پیش‌دبستانی ـ گرایش کودکان عادی، زیرنظر سازمان بهزیستی کشور است و تنها مربیان دوره پیش‌دبستانی را تربیت می‌کند.


گرایش کودکان با نیازهای ویژه :


اطلاع از ناتوانی‌ها، توانایی‌ها و قابلیت‌های کودکان در سنین پیش از دبستان، به طور چشمگیری در موفقیت‌های بعدی و پیشگیری از اختلالات مؤثر است.از همین‌رو، در این دوران یکی از مهمترین خدماتی که مربی می‌تواند انجام دهد، تشخیص کودکان تحت مراقبت خود، از نظر رفتارهای فیزیکی و ذهنی است؛ زیرا یک مربی در زمانی طولانی و در موقعیت‌های بسیار طبیعی کودکان را مشاهده می‌کند و چنانچه تفاوتی جدی و زیربنایی درکودک وجود داشته باشد، می‌تواند این اختلالات را در بسیاری از زمینه‌ها، پیش از اینکه جدی‌تر شوند، تشخیص دهد و زمینه را برای کمک‌های لازم متخصصان به نحو معتبر فراهم آورد.زمانی می‌توان به اهمیت این مسأله پی برد که دانست، هر چه ناتوانی‌‌های کودکان زودتر شناخته شود، زودتر تصحیح می‌شود و حتی تشکیل الگوها و عادت‌های نامطلوب و واکنش‌های عاطفی کاهش می‌یابد.برای مثال، اگر در دوره پیش از دبستان، کودکانی که دچار تنبلی چشم، ناشنوایی یا کم‌شنوایی و اختلال ذهنی هستند،‌ شناخته شوند، در بهبود جسمی، ذهنی و روحی آنها بسیار تأثیر خواهد داشت و والدین نیز دچار تنش و آسیب اجتماعی و عاطفی کمتری می‌شوند.هدف گرایش رشد و پرورش کودکان با نیازهای ویژه، تربیت متخصصانی است که بتوانند در این زمینه فعالیت کنند و نیازهای جامعه ما را برطرف سازند.


توانایی‌های لازم:


کودک مثل آینه درخشانی است که هر چه ببیند، فوراً می‌گیرد و منعکس می‌کند. او مثل صفحه سپیدی است که هر آنچه بر آن بنویسی، درخود نگاه می‌دارد و چون خمیر یا مومی است که در دستان مربی به هر گونه‌ای ساخته می‌شود. در واقع آنچه در کودکی به خردسال آموخته می‌شود، درست مثل نقشی که بر سنگی کنده شود، اثرش همیشه باقی می‌ماند. از همین‌رو، مربی کودکان پیش‌دبستانی بودن، از سخت‌ترین کارها است؛ زیرا رفتار، طرز صحبت و بیان، نگاه، پوشش، راه رفتن و در کل همه کارهای مربی، در کودک نقش جاودانه می‌بندد و کوچکترین لغزش مربی، بر گروهی از کودکان اثر منفی می‌گذارد. از سوی دیگر، مربی کودکان بودن، از بهترین کارها است؛ چرا که وی با شخصیت و روح انسان‌هایی پراحساس و پر از شور معصومانه سر و کار دارد و پایه جامعه را می‌سازد. به همین دلیل، دانشجوی این رشته باید فردی پاک، صادق، سالم و پر انرژی و عاشق کودکان و آشنا با روانشناسی کودک باشد. همچنین لازم است که وی فردی خلّاق و سازنده باشد تا بتواند شیطنت و کنجکاوی کودکان را به بهترین راه سوق دهد و از شجاعت و جسارت کودک برای یادگیری، کشف دنیای پیرامون و پرورش هوش و استعداد وی بهره بگیرد.برای مثال، اسباب بازی که دردیدگاه اکثر مردم وسیله‌ای برای گذراندن اوقات فراغت کودک است، می‌تواند انعکاسی از ابزار شغل و حرفه‌ فردای کودک باشد؛ نحوه استفاده از آن، حرفه‌ای را به او آموزش می‌دهد، نوع، شکل و رنگ آن، او را با دنیایی از علم فیزیک آشنا می‌نماید، روش کار با آن می‌تواند دری از دنیای عجایب را بر روی کودک بگشاید و در کل این وسیله می‌تواند به او توجه و دقت در مسائل را بیاموزد.در این میان، یک مربی باید فکری سازنده داشته باشد تا با این وسایل، هم شوق و رغبت کودک را جلب کند و هم وسیله بازی، خصوصیت آموزشی وپرورشی را در خود داشته باشد و فرهنگی درست و صحیح را نیز به کودک انتقال دهد.


موقعیت‌های شغلی در ایران:


درحال حاضر 36 هزار مربی، بدون تحصیلات دانشگاهی و تخصص لازم، در مهد کودک‌های کشور فعالیت می‌کنند. این به معنای آن است که فرصت های شغلی بسیاری برای فارغ‌التحصیل این رشته وجود دارد؛ زیرا بی‌شک هر مرکز پیش‌دبستانی مایل است که از مربیان مجرّب و متخصص برخوردار باشد؛ کارشناسانی که می‌توانند سطح کیفی مرکز رادر حد قابل توجهی افزایش دهند.در ضمن فارغ‌التحصیل این رشته می‌تواند به عنوان کارشناس تهیه مواد و وسایل آموزشی و کمک آموزشی، در مراکز پیش‌دبستانی و نیز به عنوان کارشناس آموزش و برنامه‌ریزی در سازمان بهزیستی کشور، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و مراکز کودکان استثنایی فعالیت نماید.


درس‌های این رشته در طول تحصیل:
دروس مشترک در هر دو گرایش کودکان عادی و کودکان با نیازهای ویژه:


اصول و مبانی آموزش و پرورش، آموزش و پرورش تطبیقی، روانشناسی عمومی، روش‌ها و فنون تدریس، روانشناسی رشد ، آسیب‌شناسی روانی کودک، کمک‌های اولیه، روانشناسی تربیتی، بهداشت روانی و مسائل خانواده، مقدمات برنامه ریزی آموزشی و درسی، آموزش و پرورش کودکان استثنایی، عوامل اجتماعی در رشد و پویایی گروهی، روش‌های مصاحبه، مقدمات تکنولوژی آموزشی، روش‌های آماری در علوم تربیتی، سنجش و اندازه‌گیری در علوم تربیتی، بهداشت و تغذیه مادر کودک، بیماری‌های کودکان، اختلالات رفتاری و روش‌های تغییر و اصلاح رفتار کودکان، روانشناسی بازی، مدیریت مراکز پیش‌دبستانی، آشنایی با مفاهیم ریاضیات و علوم پیش‌دبستانی، آموزش مهارت‌های اجتماعی و اخلاق به کودکان، آموزش هنر به کودکان، کاردستی و مهارت‌های فنی، کارورزی، مشاوره کودک، قصه‌گویی و نمایش خلاق، برنامه‌ریزی در دوره پیش‌دبستان، مسائل ژنتیک، جامعه‌شناسی عمومی، حقوق کودک، مقدمات روش تحقیق در علوم تربیتی، مقدمات تکنولوژی آموزشی، روش‌های آماری در علوم تربیتی، سنجش و اندازه‌گیری در علوم تربیتی، آشنایی با کامپیوتر، ارتباط و آموزش خانواده، آموزش و پرورش پیش‌دبستانی.


دروس تخصصی گرایش کودکان عادی:


رشد و پرورش زبان و مهارت‌های کلامی، حرکات ورزشی و سرودهای خاص کودکان، ادبیات کودکان، کارورزی ، طرح پژوهشی مقدماتی.
دروس تخصصی گرایش رشد و پرورش کودکان با نیازهای ویژه:
شناخت کودکان، آشنایی با اختلالات رشد روانی ـ حرکتی کودکان عادی و استثنایی، آشنایی با بهداشت روانی معلولین و خانواده آنها، آشنایی با روانشناسی کودکان فزون کنش و کمرویی در کودکان پیش‌دبستانی و روش‌های اصلاح، اختلالات گویایی و روش‌های اصلاح در کودکان و نوجوانان، کارورزی، طرح پژوهشی مقدماتی.

+نوشته شده در یکشنبه 20 آذر1390ساعت11:57 قبل از ظهرتوسط عظیمی یکتا |
آموزش پیش دبستانی سیاستهای آموزشی

آموزش پیش دبستانی

سیاستهای آموزشی

میزان ثبت نام در مراكز پیش دبستانی طی سال تحصیلی99ـ 1998 در سراسر كشور9/6 درصد برای مجموع دختر و پسر است. میزان ثبت نام برای دختران 5/6 درصد و پسران 7 درصد است. اما میزان ثبت نام براساس جنس شامل بچه‌‌هایی كه در برنامه‌‌های آموزش مادر ـ كودك شركت می‌كنند نمی‌‌شود چون آمار جداگانه ای در مورد جنسیت كودكان در این برنامه‌‌‌ها به عمل نیامده است.

علاوه بر تعداد كودكان مراكز دولتی آموزش پیش دبستانی، تعداد كودكان مراكز مهد كودك تحت نظارت مراكز خدمات اجتماعی كه بر طبق اصل191 به نگه‌داری از كودكان با هدف فراهم نمودن آموزش پیش دبستانی برای كودكان نیازمند و تامین سلامتی جسمانی و روحی آنان و آموزش عادات و نگرش‌‌‌ها و ارزش‌‌های پایه در گروه های سنی 0 تا 6 سال ، افزوده شده است.

خدمات اجتماعی فردی درمراكز نگه‌داری كودك روزانه فراهم است.مراكز مهدكودك و امكانات مراكز اجتماعی در مؤسساتی كه به آن نیاز داشتند به منظور فراهم نمودن آموزش پیش دبستانی برای كودكانی كه اولیائشان در مؤسسات و سازمآن‌‌های دولتی مشغول به كارند ساخته شده است. اصل191 قانون خدمتگزاران دولتی بر احداث مهدهای كودك و امكانات رفاهی ویزه خدمت‌گزاران دولتی تاكید دارد.

ساختار آموزشی

آموزش پیش دبستانی جریان قانونمند و هدف‌داری از آموزش است كه كودكان گروه های سنی 0 تا 72 ماهگی را براساس خصوصیات و سطح پیشرفتشان با فراهم نمودن محیطی سرشار از انگیزه پوشش می‌‌دهد. در این جریان پیشرفت فیزیكی، عقلانی، روحی و اجتماعی كودكان به بهترین وجه در مسیر ارزش‌‌های فرهنگی جامعه هدایت می‌‌شود.مقطع پیش دبستانی، مرحله ای است كه پیشرفت كودك بسیار سریع است. آموزش فراهم شده در این دوران بر روند پیشرفت كودك در سال‌‌های آتی تأثیر بسیار دارد.

تحقیقات درازمدت نشان میدهد كه قسمت اعظم نگرش‌‌های مكسوبه دوران كودكی، شخصیت،دیدگاه‌‌ها، عادات، اعتقادات و سیستم ارزشی شخصی را در سال‌‌های بزرگ‌سالی وی شكل می‌‌دهد.

كودك كه در ارتباط شدید روحی در مرحلة بعد از تولد با اعضاء خانواده است، حدود سه سالگی برای بودن با دیگر هم‌سالان و بازی با آن‌‌‌ها احساس نیاز می‌‌كند.گروه‌‌های هم‌سال محیطی را برای كودك فراهم می‌‌كنند كه در آن خود را بشناسد. كودك از طریق این محل‌‌های بازی می‌‌آموزد كه پذیرفته شود، با دیگران شریك شود، از حقوق خود دفاع كند و به دیگران احترام بگذارد. بنابراین كودك از دنیای خود محور به مرحلة احساس اجتماعی قدم می‌‌گذارد. در كشور تركیه نیز این نوع از آموزش بعنوان یكی از شاخه های الحاقی نظام آموزشی عمومی مطرح می باشد.اكثر اینگونه مدارس بطور خصوصی اداره می شوند .هرچند كه برخی به دولت وابسته هستند. عمده این مدارس در شهرهای بزرگ فعالیت داشته و نیازهای مادران شاغل را بر طرف می كنند.

+نوشته شده در یکشنبه 20 آذر1390ساعت11:36 قبل از ظهرتوسط عظیمی یکتا |
گزيده‏اى از سخنان حضرت امام و مقام معظم رهبرى درباره غدير

اس ام اس تبریک عید غدیر خم-اس ام اس عید غدیر خم ۴ آذر ۸۹

گزيده‏اى از سخنان حضرت امام و مقام معظم رهبرى درباره غدير

الف: كلام امام

من اين عيد سعيد بزرگ اسلامى را و مذهبى را به همه ملتهاى مستضعف و به مسلمين جهان و به ملت بزرگوار تبريك عرض مى‏كنم. (1)

غدير منحصر به آن زمان نيست، غدير در همه اعصار بايد باشد. (2)

مسأله غدير، مسأله‏اى نيست كه به نفسه براى حضرت امير يك مسأله‏اى پيش بياورد، حضرت امير مسأله غدير را ايجاد كرده است. (3)

غدير براى ايشان ارزش ندارد، آن كه ارزش دارد خود حضرت است كه دنبال آن ارزش غدير آمده است. (4)

زنده نگه داشتن اين عيد [غدير] نه به اين است كه چراغانى بشود و قصيده‏خوانى بشود و مداحى بشود، اينها خوب است اما مسأله اين نيست، مسأله اين است كه به ما ياد بدهند چطور بايد تبعيت كنيم. (5)

قضيه غدير جعل حكومت است اين است كه قابل نصب است. (6)

ولايتى كه در حديث غدير است به معناى حكومت است نه به معناى مقام معنوى. (7)

حضرت امير است كه غدير را به وجود آورده است، مقام شامخ اوست كه اسباب اين شده است كه خداى تبارك و تعالى او را حاكم قرار بدهد. (8)

غدير آمده است تا بفهماند سياست به همه مربوط است. (9)

اين حكومتى كه عجين با سياست است در روز غدير براى حضرت امير ثابت شد. (10)

اين كه اين قدر صداى غدير بلند شده است و اين قدر براى غدير ارج قائل شده‏اند ـ و ارج هم دارد ـ براى اين است كه با اقامه ولايت يعنى با رسيدن حكومت به دست صاحب حق همه اين مسايل حل مى‏شود و همه انحرافات از بين مى‏رود. (11)

امروز كه عيد غدير است و از بزرگترين اعياد مذهبى است. (12)

روز عيد غدير روزى است كه پيغمبر اكرم(ص) وظيفه حكومت را معين فرمود و الگوى حكومت اسلامى را تا آخر تعيين فرمود. (13)

اس ام اس تبریک عید غدیر خم-اس ام اس عید غدیر خم ۴ آذر ۸۹

ب) سخن رهبر

پيغمبر اكرم(ص) در قضيه غدير و در مقابل چشم مسلمانان و ديدگان تاريخ كسى را به عنوان جانشين خود تعيين كرد كه به طور كامل از ارزشهاى اسلامى برخوردار بود.

از ماجراى غدير مى‏توان فهميد كه اميرالمؤمنين در همان چند سال خلافت و حكومت خودشان اولويت اول در نظر مباركشان استقرار عدل الهى و اسلام است. (14)

در مسأله غدير حقايق بسيارى نهفته است. (15)

اهميت عيد سعيد غدير به عنوان برترين عيدها به اين دليل است كه متضمن ولايت الله وجود مقدس و شخصيت ممتاز امير مؤمنان على(ع) در قلمرو نفس انسانى و جامعه بشرى به عنوان امام و پيشوا برترين الگو و نمونه است. (16)

برگرفته شده از سایت حوزه نت

+نوشته شده در چهارشنبه 18 آبان1390ساعت11:1 قبل از ظهرتوسط عظیمی یکتا |
عید غدیر خم مبارک

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به شوق سجده ات هفت آسمان خم می شود در خاك

به نام نامی ات خورشید ها از خاك می رویند


 

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه 18 آبان1390ساعت10:38 قبل از ظهرتوسط عظیمی یکتا |